📋 خلاصه مقاله:
پل مککارتنی تور ۲۰۲۵ خود را با اجرای آهنگ “Help!” آغاز کرد و تجربهای فراتر از انتظار برای تماشاچیان فراهم آورد. او با تمرکز بر رپرتوار اصلی و اجرای زنده و پویا، همچنان توانایی فوقالعادهاش را در سن ۸۳ سالگی به نمایش گذاشت.
برنامههای زیادی وجود ندارند که بتوانید بهطور منطقی ادعا کنید اگر بعد از اولین شماره به پایان برسند، خوشحال به خانه میروید. شاید حتی در مورد کنسرت پل مککارتنی در شب جمعه در سانتا باربارا بول، این ادعا اغراقآمیز به نظر برسد.
تجربهای فراتر از انتظار
تماشاچیانی که ۳۰۰ تا ۶۰۰ دلار برای بلیتهای این کنسرت در یک مکان نسبتاً کوچک پرداخت کرده بودند، انتظار داشتند و دریافت کردند که کمی بیشتر از پول خود بهره ببرند. با این حال، بیایید با این احساس کمی اغراقآمیز پیش برویم و تأکید کنیم که چه تجربه بزرگی بود. مککارتنی تور ۲۰۲۵ خود را با اجرای کامل آهنگ «Help!» از بیتلز که به جان لنون نسبت داده میشود، برای اولین بار در حرفهاش به صورت عمومی آغاز کرد.
این یک لحظه بود که باید آنجا میبودید، اما افراد بیشتری خواهند بود که در هفتههای آینده آن را تجربه کنند. اگر این به عنوان افتتاحیه برای همه نمایشها باقی بماند، شادی به مراتب بیشتر از حدود ۴۹۰۰ نفری که در اجرای جمعه شب حضور داشتند، پخش خواهد شد.
تور دوشنبه شب در نقطه دیگری از جنوب کالیفرنیا، در سالن Acrisure در پالم اسپرینگز ادامه خواهد یافت. این مکان قرار بود (و ممکن است هنوز هم به عنوان) افتتاحیه رسمی آن محسوب شود. قطعاً به عنوان اولین نمایش واقعاً نماینده تور، بدون محدودیتهای صحنهپردازی یا منع رفت و آمد، محسوب خواهد شد.
ما تا زمانی که به پالم اسپرینگز نرسیم، مطمئن نخواهیم بود که آیا لیستهای معمولی مککارتنی ممکن است کمی طولانیتر از یک ساعت و ۵۵ دقیقهای باشد که او در سانتا باربارا اجرا کرد. این اجرا به دلیل موقعیت مسکونیاش، محدودیت سختی در ساعت ۱۰ شب دارد. اما چه کسی به مسائل مربوط به منع رفت و آمد اهمیت میدهد؟ آیا نگفتم که میتوانست در ساعت ۸:۰۵ به پایان برسد و مشکلی نبود؟
ستارهدار بودن اجرای او از “Help!” این است که، همانطور که مککاهولیکها به خوبی به یاد دارند، مککارتنی واقعاً
او این آهنگ را در لیست شبانه خود در سال ۱۹۹۰ داشت، اما تنها به صورت یک قطعه ۵۰ ثانیهای به عنوان بخشی از ادای احترام به لنون در اواخر نمایش. آغاز کردن نمایشهایش با این آهنگ اکنون حرکتی رادیکال و گستردهتر است. این در واقع به یک سنت اخیر پیوسته است که کنسرتها را با یک آهنگ مرتبط با لنون آغاز میکند. او یک دهه پیش با “A Hard Day’s Night” این کار را انجام داد. اما “Help!” حتی بیشتر به عنوان یک آهنگ جان شناخته میشود. برخی از ما حتی ممکن است آن را بهترین آهنگ جان بدانیم، اگر مجبور به انجام چنین کار احمقانهای باشیم که چنین چیزی را انتخاب کنیم.
به عنوان ادای احترام به همکار از دست رفتهاش، این در این نقطه صد برابر مؤثرتر از احیای دوباره “Here Today” است. نیازی به سخنرانی یا مقدمه نیست. این یک انتخاب احساسی ذاتی است که همچنین به طور غریزی هیجانانگیز است، صرف نظر از اینکه به نادر بودن یا میراث آن فکر کنید یا نه.
شماره دوم برنامه، اگرچه به اندازه یک شگفتی نبود، اما به همان اندازه جذاب بود. این انتخابی مناسب برای ادامه مجموعه بود. بلافاصله پس از خواندن “احساس افسردگی میکنم”، او به “Coming Up” پرداخت. بیایید واقعبین باشیم، در دنیای اغلب خوشبینانه پل مککارتنی، هیچکس قرار نیست بیش از یک آهنگ در یک زمان از افسردگی، حتی افسردگی هیجانانگیز، رنج ببرد.
انفجار شادی در آهنگ “Coming Up”
“Coming Up” اگر چیزی باشد، به عنوان یکی از انفجارهای بزرگ شادی مککارتنی دست کم گرفته شده است. حداقل در نسخه زندهای که در سال ۱۹۸۰ به یک هیت شماره ۱ تبدیل شد. بر روی صفحه نمایش بزرگی در پشت صحنه، گروه مککارتنی تصاویر متحرکی از یک شهر آخرالزمانی که به شکوفههای عظیم گل تبدیل میشود را به نمایش گذاشتند. در همین حال، یک بخش سه نفره برنجی، به نام Hot City Horns، برای اولین بار از بسیاری از حضورهای خود به صحنه آمدند. آنها به مککارتنی و گروه کارآمدش در بازگرداندن جهان به حالت عادی کمک کردند. این ممکن است بهترین شروع دوگانهای باشد که مککارتنی تا به حال در یکی از تورهایش داشته است.
از آنجا، کنسرت به شکلی که انتظار میرفت در دنباله و محتوای خود پیش رفت. این اجرا به عنوان نسخهای فشرده از نمایش حماسی سال ۲۰۲۲ در سوکال بود، زمانی که او در استادیوم SoFi اجرا میکرد. اگر امیدوار بودید که به مناسبت کتاب جدید Wings، مستند و مجموعه بهترینها، برخی از آثار کمتر شناخته شده دهه ۷۰ اجرا شود، باید بگوییم که این تور چنین تجدیدی را ارائه نمیدهد، حداقل در شب افتتاحیه.
تمرکز مککارتنی بر رپرتوار اصلی
در سن ۸۳ سالگی، مککارتنی قطعاً بر روی آنچه که اکنون به عنوان رپرتوار اصلی کنسرت خود میداند تمرکز کرده است. این یک تثبیت است، نه یک سختشدگی. اگر او را در سالهای اخیر دیدهاید، ایده بسیار خوبی از آنچه در لیست آهنگها میآید دارید، پس از آن شروع شگفتانگیز.
تجربه شنیدن گروه
اما چیزی که شاید نمیبینید یا به یاد نمیآورید، این است که چقدر خوب است که این گروه را در حال نواختن بشنوید.
آن آهنگها
به گونهای که احساس کنید برای اولین یا دومین بار سوزن را روی “Let Me Roll It” یا “Jet” قرار میدهید. همانطور که اشاره شد، گروه او شامل گیتاریست رستی اندرسون، گیتاریست-باسیست برایان ری، درامر ایب لابوریل جونیور و کیبوردیست پل “ویکس” ویکنز است. این گروه مدتهاست که با او همکاری میکنند، تقریباً هزار سال بیشتر از زمانی که بیتلز با هم بودند. به نظر میرسد که هنوز هم به اندازه مککارتنی از این کار لذت میبرند، که استاندارد بالایی است.
آنها به همراه افسانهی پیشرو خود، یک ترفند جالب را اجرا میکنند. اجرای کلاسیکها به شکلی بسیار نزدیک به نسخههای ضبط شده انجام میشود. به ندرت چیزی در مجموعه وجود دارد که بتوان آن را بازآرایی نامید. اما این اجراها به عنوان برداشتهای تازهای که به صورت زنده و پویا با تزئینات و بداهههایی همراه است، تأکید میکند که ما در حال شنیدن آهنگها در زمان واقعی هستیم.
لذت از اجراهای زنده و پویا
جای تعجب نیست که او میخواهد در جاده بماند. برخلاف انتظارها، همه چیز به گونهای کنار هم قرار میگیرد که احساس میشود هنوز هم چیزهای زیادی برای ارائه در هر چیزی که اجرا میشود وجود دارد.
گاهی اوقات ممکن است چیزی که بیشترین تأثیر را بر جمعیت میگذارد، شگفتانگیز باشد. تماشاگران در سانتا باربارا به طور طبیعی به نظر میرسید که کمی مسنتر از میانگین سنی یک کنسرت مککارتنی “در شهر” باشند. بنابراین مقدار زیادی نشستن در مناطق نشسته سالن وجود داشت، البته نه در بخش عمومی.
آهنگی که همه را به پا خیزاند
با نگاه به لیست آهنگها، آیا میتوانید حدس بزنید که کدام آهنگ بود که در نهایت همه را در سالن به پا خیزاند، بدون استثنا؟ احتمالاً نمیتوانید، زیرا آن آهنگ… “Ob-La-Di, Ob-La-Da” بود. هیچ مشکلی با آن نیست، اما ما آن را به عنوان آهنگ کاملاً غیرقابل مقاومت و پرشور شب نمیدانستیم. در ایستگاههای آینده تور، ممکن است واکنش جمعیت شما متفاوت باشد.
تولیداتی که طرفداران از روز دوشنبه در پالم اسپرینگز خواهند دید، بسیار جذاب است. اما شما میتوانستید سانتا بارباریانها را فریب دهید. این نمایش دور از یک ارائه ساده بود. نمایش جمعه به نظر میرسید که میتواند کل تنظیمات باشد. دو صفحه عمودی در هر طرف صحنه برای نمایش نزدیک موسیقیدانان و یک صفحه پشتی برای ویدئوهای از پیش ضبط شده و گاهی اوقات تصاویر جمعیت وجود داشت.
لمس نوستالژیک در نمایش
لیزرهای سبزی که از تور “Wings Over the World” در سالهای ۷۵-۷۶ دیدهایم، اکنون باید به عنوان یک لمس نوستالژیک حساب شوند. این لیزرها هنوز هم حضور دارند و به حساب میآیند. در طول اجرای “Live and Let Die”، دود به شدت در ضربات مناسب بالا میرفت. اما تنها شعلهها روی صفحه بودند. بنابراین ممکن است که آتشبازی واقعی تنها چیزی باشد که طرفداران از آن محروم شدند و از پالم اسپرینگز به بعد ظاهر خواهد شد. به زودی خواهیم فهمید.
یک نکته جالب درباره نمایش سانتا باربارا که در یکی از زیباترین آمفیتئاترهای جهان برگزار شد: با وجود آشفتگیهای زیادی که درباره هزاران نفری که تلاش کردند و نتوانستند بلیتها را از طریق قرعهکشی آنلاین در اوایل هفته بگیرند، بلیتهایی در دفتر فروش بلیتهای بول موجود بود. در نهایت، برای کسانی که حاضر بودند ابتدا به سانتا باربارا بروند و سپس خطوط طولانی و نسبتاً گیجکننده دفتر فروش بلیت را طی کنند، بلیتها در دسترس بود. بخوانید و گریه کنید.
شروع واقعی نمایش، قبل از اجرای “Help!”، با یک ویدئوی گرافیکی کامپیوتری آغاز شد. این ویدئو با دیدن انفجار گیتار بیس Hofner مککارتنی به تکههای کوچک به اوج خود رسید. نه، او تازه آن را پس گرفته بود، جمعیت فریاد زدند. (نه واقعاً، اما یک فیلم مستند در این باره در راه است).
تغییر سازها در طول نمایش
نگران نباشید، این اثر بسیار سالم، ساز انتخابی او برای شروع نمایش بود. اگرچه او به طور طبیعی در طول دو ساعت بعدی به گیتارهای الکتریک و آکوستیک، پیانو و (برای “Dance Tonight”) ماندولین تغییر داد. (بدون درام؛ برخی از فیلمهای قدیمی او در حال نواختن درام در جلسات “Get Back” باید در اینجا کافی باشد.)
او تنها کمی گیتار لید نواخت. اما این واقعیت که این یک گروه با سه گیتاریست لید است، در طول اوج “پایان” به کار میآید. در این لحظه، او، ری و اندرسون به نوبت به اجرای واریاسیونهای پیچیدهای از بخشهای سولو میپردازند. این بخشها همانهایی هستند که او، لنون و هریسون در همان قسمت از “ابی رود” نواختند. این یک ترفند قابل اعتماد از آنهاست که در لحظات پایانی هیجانانگیز است و همچنان به “سهراهیها” نام خوبی میدهد.
در ابتدا، مککارتنی وعده داد که «برخی آهنگهای قدیمی، برخی آهنگهای جدید و برخی میانبرها» را اجرا کند. بخش «آهنگهای جدید» کمی گمراهکننده بود. او قصد نداشت پیشنمایشی از آلبومی که از سال ۲۰۲۱ با تهیهکننده اندرو وات به صورت پراکنده روی آن کار میکند، ارائه دهد. تازهترین آهنگ انفرادی در مجموعه، «Dance Tonight» از سال ۲۰۰۷ بود. اما به طور فنی، میتوانیم به عنوان آهنگ جدید، آن شمارهای را که پس از آخرین توقف او در این منطقه سه سال پیش منتشر شده است، یعنی آهنگ «نهایی» بیتلز، «Now and Then» حساب کنیم.
حضور بیتلز در اجرا
دیگر اعضای بیتلز تنها بر روی صفحه نمایش بزرگ به این شماره اضافه شده بودند، نه بر روی نوار صوتی. با این حال، برای اجرای دوباره «I’ve Got a Feeling»، او همچنان بخشهای صوتی و تصویری دوئت لنون را به کار میگیرد. کسانی از ما که مشتاق شنیدن مککارتنی در حال اجرای کامل این آهنگ و خواندن «همه یک خواب خیس داشتند» هستند، هنوز باید منتظر بمانند.
در مورد آهنگ “I’ve Got a Feeling”، لحظهای فوقالعاده وجود دارد که به نوعی آزمونی برای مککارتنی محسوب میشود. این آزمون این است که تا چه زمانی در سالهای پیشرفتهاش قادر خواهد بود آن پل پرانرژی را بخواند. “همه چیزی که دنبالش بودم کسی بود که شبیه تو باشد!” و هنوز هم حداقل کمی شبیه لیتل ریچارد به نظر برسد؟
پاسخ این است که خوشبختانه در ۸۳ سالگی، او هنوز به آن نقطه نرسیده است. طرفداران به دنبال گزارشی از وضعیت صدای مککارتنی هستند. این موضوع همانطور است که قبل یا بعد از خرید بلیت برای هر یک از راکرهایی که اکنون در دهه ۸۰ زندگی خود در حال اجرا هستند، به دنبال آن هستند. برخی از این راکرها به طور خاص خوانندههای قوی نبودند اما همچنان در میان صداهای خاص و برجسته قرار دارند. مانند پل سایمون و میک جگر. برخی دیگر ممکن است بیشتر نگرانشان باشیم. آنها همیشه خوانندههای قدرتمند بودهاند، مانند راجر دالتری که تور خداحافظیاش با گروه هو نیز این هفته از جنوب کالیفرنیا میگذرد. مککارتنی به آن دسته تعلق دارد. او به احتمال زیاد بزرگترین صدای راک اند رول تمام دوران را دارد. برای بحث، بیایید بگوییم که این غیرقابل بحث است.
آیا باور میکنید اگر بگویم او هنوز هم تواناییاش را دارد؟ البته، او در ابتدای نمایش چند لحظه لرزان داشت، از جمله در “Help!”. اگر تنها یک آرزو برای این نمایش داشتم، این بود که او در پایان بازگردد و آن را به عنوان یک اجرای نهایی دوباره اجرا کند. زیرا مککارتنی در طول چند قطعه اول به طور کامل قدرت خود را به دست آورد. مگر اینکه شما از آن دسته افرادی باشید که نمیتوانید تأثیرات سن را نادیده بگیرید، جمعه شب ایراد زیادی به اجرای او وارد نبود.
لطافت یک خاطره شیرین مانند “My Valentine” ممکن است ۱۰۰٪ مانند زمانی که او برای اولین بار آن را ضبط کرد نباشد. اما برای راک اند رول بالادیک کافی است. قطعاً تا زمانی که به اجرای آکوستیک انفرادی “Blackbird” رسید، در فرم کاملاً بینقصی بود. و وقتی به راکرهای واقعی میرسد، او هنوز هم به دنبال آن است و به نظر میرسد که تقریباً هیچ چیزی را نگه نمیدارد. در “Helter Skelter” به حالت اسکرمو میرود یا درگیر بخشهای کوچک و سرگرمکنندهای از ملودی فالستویی میشود. به هیچ وجه به نظر نمیرسد یا به گوش نمیرسد که نگران باشد باید با صدایش محافظهکارانه رفتار کند.
به طور خلاصه، آواز شگفتانگیز او همچنان یکی از شگفتیهای جهان است. این موضوع حتی بدون در نظر گرفتن سن ۸۳ سالگی او که به معنای ۳۸ سالگی جدید است، نیز صدق میکند. به ویژه با در نظر گرفتن این موضوع، اهمیت بیشتری پیدا میکند. عمل بالا رفتن از صدها پله برای رسیدن به ارتفاعات دیدنی سانتا باربارا بول، فرصتی به فرد میدهد تا به پیری یا عدم آن در دیگران فکر کند. به سادگی بگوییم، اگر شما یکی از افرادی هستید که گاهی در اینترنت میگویند نمیخواهند بیایند چون ترجیح میدهند مککارتنی را همانطور که بود به یاد بیاورند، پس شما، آقا، ممکن است همان احمق روی تپه باشید. این در مقابل دلایل قابل دفاعتری مانند فاصله یا اقتصاد قرار میگیرد.
در اینجا یک سوال ساده وجود دارد که ممکن است به سوالی کمتر ساده منجر شود: آیا این به عنوان یک تور جدید محسوب میشود یا ادامه یک تور جاری است؟
آغاز یا ادامه تور؟
در واقع هر دو: تبلیغات همراه و خود مککارتنی آن را به عنوان آغاز یک تور توصیف کردهاند. اما تبلیغات و هنر پوستر هنوز آن را به عنوان تور “Got Back” نشان میدهند که به طور رسمی به سال ۲۰۲۲ بازمیگردد. او مدلی از تورهای متناوب را اتخاذ کرده که این موضوع را بیاهمیت میکند.
شباهت به باب دیلن
او در این زمینه شبیه باب دیلن است که دهههاست در تور به اصطلاح “پایانناپذیر” خود بوده است. دستههای جدیدی از تاریخها را بدون تعیین مرزهای واضح بین “دوره”های مختلف کنسرتها به فروش میرساند. برای هر دو هنرمند، این موضوع به تبلیغ مربوط نمیشود، بلکه به لذت اجرا مربوط است. همچنین به بازدید از بازارهایی که به ندرت یا حتی هرگز در آنها اجرا نکردهاند، به عنوان بخشی از گسترش جاودانگیشان.
رویکردهای آنها نمیتواند متفاوتتر باشد. وقتی صحبت از شخصیتهای روی صحنه میشود، دیلن به سن خود عمل میکند، در حالی که مککارتنی سن خود را نادیده میگیرد. هر دو ذهنیت معتبر هستند و پاداشهای جداگانهای برای مخاطبان و خودشان دارند.
اما چه لذتی است که سر پل را با توانایی فوقالعادهاش در اجرای چنین نمایشی پرشور ببینیم. نمایشی که به همان اندازه مؤثر، شاد و حتی شگفتانگیز است که دهههاست انجام میدهد. از هر نشانهای، او این کار را تا زمانی که چرخها از کار بیفتند انجام خواهد داد. تا زمانی که این اتفاق نیفتد، بر فراز این وسیله نقلیه بسیار محکم سوار خواهد شد و میگوید: بگذارید آن را برای شما بچرخانم.
کمک!
در راه
باید تو را به زندگیام بیاورم
بگذار بچرخد/فاکسی لیدی
بهتر شدن
بگذار وارد شوند
ولنتاین من
نوزده صد و هشتاد و پنج
تازه چهرهای دیدهام
دوستم داشته باش
امشب برقص
بلکبرد
حالا و سپس
لیدی مادونا
جت
اوب-لا-دی، اوب-لا-دا
برگرد
بگذار باشد
زندگی کن و بگذار بمیرد
هی جود
اجرای دوباره:
احساسی دارم
گروه باشگاه قلبهای تنها سرجوخه پپر (بازپخش)
هلتر اسکلتر
خوابهای طلایی/این وزن را حمل کن/پایان
تاریخهای تور “بازگشت” برای سال ۲۰۲۵:
۲۹ سپتامبر — پالم دزرت، کالیفرنیا — آکریشور آرنا
۴ اکتبر – لاس وگاس، نوادا — استادیوم الیجیانت
۷ اکتبر – آلبوکرکی، نیومکزیکو — آمفیتئاتر ایزلیتا
۱۱ اکتبر – دنور، کلرادو — کوورز فیلد
۱۴ اکتبر – دس موینس، آیووا — مرکز کیسی
۱۷ اکتبر – مینیاپولیس، مینهسوتا — استادیوم یو.اس. بنک
۲۲ اکتبر – تالسا، اوکلاهما – مرکز بوک
۲۹ اکتبر – نیواورلئان، لوئیزیانا — مرکز اسموتی کینگ
۲ نوامبر – آتلانتا، جورجیا — آرنای استیت فارم
۳ نوامبر – آتلانتا، جورجیا — آرنای استیت فارم
۶ نوامبر – نشویل، تنسی – پیناکل
۸ نوامبر – کلمبوس، اوهایو — آرنای نیشنواید
۱۱ نوامبر – پیتسبورگ، پنسیلوانیا — آرنای پیپیجی پینتز
۱۴ نوامبر – بوفالو، نیویورک — مرکز کیبنک
۱۷ نوامبر – مونترال، کبک — مرکز بل
۱۸ نوامبر – مونترال، کبک — مرکز بل
۲۱ نوامبر – همیلتون، انتاریو – کولیسئوم تیدی
۲۴ نوامبر – شیکاگو، ایلینوی — مرکز یونایتد
۲۵ نوامبر – شیکاگو، ایلینوی — مرکز یونایتد




