📋 خلاصه مقاله:
در کنفرانس سرمایهگذاران خلاق در جشنواره فیلم سن سباستین، مدیران برجسته درباره تغییرات بازار فیلم اروپا و آمریکا بحث کردند. اروپا اکنون به سرمایهگذاری دسترسی دارد، اما هنوز به مقیاس بزرگ آمریکایی نرسیده است. همکاری با برندهای مد و بازگشت به تجربه تئاتری از نکات کلیدی بود.
برای پایان دادن به کنفرانس سرمایهگذاران خلاق در جشنواره فیلم سن سباستین، چهار مدیر برجسته گرد هم آمدند. این مدیران در ایالات متحده فعالیت میکنند یا به طور مکرر با آن همکاری دارند. آنها درباره روشهای جدید کاری که در بازار در حال ظهور است و چگونگی پیشبرد صنعت بحث کردند.
وقتی صحبت از مزایا و تفاوتهای کلیدی بین بازارهای ایالات متحده و اروپا میشود، سباستین ریبو، مدیرعامل آنتون، به یک نکته کلیدی اشاره میکند. او میگوید که تعادل قدرت بین این دو بازار تغییر کرده است. اکنون اروپا به بازار سرمایه دسترسی دارد. این واقعیت حتی ۱۵ سال پیش به هیچ وجه ممکن نبود.
او اضافه میکند: “اکنون ما به بازار سرمایه با تعداد زیادی از صندوقها در اروپا دسترسی داریم. همچنین ما قدرتهایی داریم که به بسیاری از تولیدکنندگان با استعداد دسترسی دارند.” با این حال، یک نکته که اروپا هنوز در مقایسه با همتای آمریکای شمالی خود کمبود دارد، مقیاس است. پروژههای اروپایی هنوز به فرنچایزهای بزرگ، مالکیت فکری جهانی و تولیدات مگا بودجهای مکرر دست نیافتهاند.
اما یک نکته منفی در قانون آمریکایی “بزرگتر بهتر است” وجود دارد که بنیانگذار و تهیهکننده با تجربه Killer Films، کریستین واچون به آن اشاره کرد. او گفت: «یک چیز بسیار آمریکایی این است که شرکت خود را تا حد ممکن بزرگ کنید و سپس آن را بفروشید. ما کمی در این مسیر بودیم. این سیستم سرمایهداری است. سپس، در یک نقطه خاص، متوجه شدیم که نمیخواهیم شرکتمان را بزرگ کنیم. ما میخواستیم آن را تا حد ممکن کوچک نگه داریم. افراد جوانی را استخدام کنیم که بفهمند پیشرفت در شرکت ما واقعاً محدود است، اما دیدگاه تازهای به ارمغان بیاورند.»
بسیاری از این افراد، وکون با افتخار میگوید، اکنون “موفقتر” از Killer Films هستند. اما این تهیهکننده از استراتژی خود پشیمان نیست. او میگوید: “این باعث شده که شرکت چیزی باشد که ما میتوانیم به طور کامل کنترل کنیم.” آیا من ثروتمندترین همکارانم هستم؟ قطعاً نه. اما من یک زندگی خلاق و حرفهای دارم که تقریباً دقیقاً همان چیزی است که میخواهم.
اگرچه اعتبار مالیاتی کم است و فرآیند آن طولانی و پیچیده به نظر میرسد، واچون معتقد است که مدل ایالات متحده یک مزیت کلیدی دارد. این مدل فیلمسازان را وادار به تعامل با مخاطبانشان میکند. گاهی اوقات در اروپا، فیلمسازان این کار را انجام نمیدهند و فیلمها نیز این را نشان میدهند. این سیستم به ایجاد یک پایه خلاقانه برای نوع فیلمهایی که میخواهیم بسازیم کمک میکند.
تولید فیلمهای تجاری
در مورد ایدهای که برچسبی مانند Killer Films “فیلمهای تجاری” تولید نمیکند، واچون اشاره کرد که یک فیلم تجاری فیلمی است که هزینههای خود را بازگرداند. اگر فیلمی را با قیمت مناسب بسازید و آن را به مخاطب مناسب بازاریابی کنید، حتی اگر این مخاطب بسیار خاص باشد، میتواند هزینههای خود را بازگرداند.
رابرت والاک، رئیس بخش فیلم و تلویزیون در آیکونوکلاست، دلیل دیگری برای خوشبینی نسبت به بازار ایالات متحده ارائه داد. او گفت که توزیعکنندگان جدیدی در حال راهاندازی هستند. به عنوان مثال، Row K Ent. سومین قرارداد خود را در تورنتو اعلام کرد. چند روز پیش نیز اعلام شد که بازسازی “Cliffhanger” را با مبلغی هفت رقمی خریداری کرده است.
بازگشت به تجربه تئاتری
والاک افزود: “ما مدتی است که چنین چیزی نداشتیم.” او بدون اشاره به هیچ شرکت خاصی، اظهار داشت که در چند سال گذشته، ما در حال تعجب بودیم که چه کسی قرار است وارد عمل شود. دیدن اینکه چگونه پاندول به سمت فیلمهای سینمایی و تجربه تئاتری بازگشته است، بسیار دلگرمکننده است.
یکی از نکات کلیدی در طول گفتگو، افزایش همکاریها بین شرکتهای تولیدی و برندهای بزرگ مد بود. همکاریهای جدید در صنعت مد Saint Laurent (YSL) حتی یک شرکت تابعه به نام Saint Laurent Productions ایجاد کرده است. این شرکت بر روی پروژههای فیلم کار میکند که شامل برنده شیر طلایی اخیر جیم جارموش “پدر مادر خواهر برادر”، “راه عجیب زندگی” پدرو آلمودوار و “امیلیا پرز” ژاک اودیار میشود.
وقتی از او پرسیده شد که آیا با یک برند مد همکاری خواهد کرد، واچون گفت که او “تقریباً بیطرف” است. دیدگاه واچون درباره همکاری با برندهای مد او افزود: “اگر میخواهید به ما پول بدهید، ما پول شما را میپذیریم. ما با کارگردانانی کار میکنیم که به خوبی از اکوسیستمی که در آن کار میکنند آگاه هستند. همچنین میدانند که اگر فرصتی وجود داشته باشد که خواستهها به شکلی مثبت با هم تلاقی کنند، دلیلی برای دنبال نکردن آن وجود ندارد.”
او حتی این سوال را مطرح کرد که آیا همکاری با برندهای بزرگ تفاوت زیادی با تکیه بر تخفیفهای نقدی دارد یا خیر. این تخفیفها شرایط خلاقانه خاصی را تعیین میکنند، مانند داشتن سرپرستانی از کشورهایی که این تخفیفها را ارائه میدهند. او افزود: «این نوع مصالحهها بخشی از چگونگی کارکرد این فیلمها و چگونگی به دست آوردن بیشترین منابع ممکن است. من و فیلمساز باید بفهمیم که کدام یک کار میکند و کدام یک نمیکند. اگر قرار است با YSL کار کنید، که ما آن را بررسی کردهایم، هنوز به پروژهای با آنها یا برند مد دیگری نرسیدهایم، اما احتمالاً در آینده خواهیم رسید.»
والاک این نظر را تأیید کرد و بیان داشت که در گذشته، همکاریها بیشتر بر جایگذاری محصول تمرکز داشتند. اما اکنون به مسئله “همراستایی خلاقانه” تبدیل شدهاند. این درباره برندی است که میخواهد با کارگردان یا موضوعات خاصی مرتبط باشد. اکنون میتوانند به شکلی به مخاطبان خود دسترسی پیدا کنند که تهاجمی نباشد و با تمام لوگوهایشان به زشتی برند نشده باشد. این بیشتر درباره یک همراستایی دقیق است.
ورود ذینفعان به صنعت فیلم
به نظر این مدیر اجرایی، این نشانه مثبتی است که ذینفعان بیشتری علاقهمند به ورود به صنعت فیلم هستند. همه چیز به این ایده از یک جامعه خلاق برمیگردد.




