📋 خلاصه مقاله:
دواین جانسون در پادکست “Awards Circuit” درباره تجربهاش در فیلم “ماشین خردکن” صحبت میکند که در جشنواره ونیز با استقبال روبرو شد. او نقش مارک کر، افسانه MMA را بازی میکند و به چالشهای احساسی و فیزیکی این نقش میپردازد. این فیلم به کارگردانی بنی سفدی، جانسون را به عرصه درام وارد کرده است.
پادکست Awards Circuit: در قسمت افتتاحیه این فصل، ستاره درام MMA به کارگردانی بنی سفدی درباره اولین تجربه بزرگ خود در نقشهای دراماتیک صحبت میکند. این گفتگو به بررسی چالشها و فرصتهای جدیدی که در این مسیر با آنها روبرو شده است، میپردازد.
«بالاخره جایی برای گذاشتن همه آن چیزها داشتم.»
استقبال پرشور از فیلم «ماشین خردکن»
دواین جانسون هنوز در حال پردازش استقبال پرشور از فیلم «ماشین خردکن» در جشنواره فیلم ونیز است. جایی که او به اشک افتاد. اکنون او در صندلی روبروی من نشسته است. لبخند معروفش همچنان بر لب دارد، اما چشمانش چیزی عمیق را حمل میکند. این وزن اجرایی است که منتقدان درباره احتمال اسکار آن صحبت میکنند. چیزی که او هرگز تصور نمیکرد در دوران حرفهای خود ببیند.
دواین “راک” جانسون سالها به عنوان نمادی از قدرت جهانی در گیشه شناخته شده است. او شخصیتی برجسته با جذابیت و محبوبیت تجاری است که در سرگرمیهای پرطرفدار حضور دارد. اما در درام جدید و تند بنی سفدی، جانسون جذابیت ابرقهرمانی خود را با شکنندگی احساسی و آسیبپذیری فیزیکی مبادله میکند. او حقیقت بیپردهای را به نمایش میگذارد.
تغییرات رادیکال در حرفه جانسون
جانسون با به تصویر کشیدن افسانه واقعی MMA، مارک کر، دگرگونی رادیکالترین دوران حرفهای خود را تجربه میکند. این فیلم که در اواخر دهه ۱۹۹۰ تنظیم شده است، به صعود کر در روزهای اولیه و خشن هنرهای رزمی ترکیبی میپردازد. همچنین مبارزات او با اعتیاد و جنگ درونیاش که نزدیک بود همه چیز را از او بگیرد، به تصویر کشیده میشود.
فیلم «The Smashing Machine» که با استقبال پرشور در ونیز به نمایش درآمد، منتقدان را شگفتزده کرده است. این فیلم مرزهای جدیدی را برای یکی از شناختهشدهترین ستارههای جهان تعریف کرده است. جانسون که پیشتر به عنوان قهرمان شکستناپذیر فیلمهای اکشن شناخته میشد، اکنون به طور کامل وارد عرصه بازیگری درام شایسته جوایز شده است. او این کار را با «همدلی رادیکال» انجام میدهد.
پذیرش ریسک خلاقانه در بازیگری
او درباره پذیرش ریسک خلاقانه بازیگری درام میگوید: «آن صخره است، آن اقیانوس امواج است. به نظر میرسد که نمیتوانی از آنها عبور کنی.»
تشویق ایستاده نشاندهنده تأیید بود. نه فقط برای اجرا، بلکه برای تمایل جانسون به نمایش خود به صورت هنری به شکلی که حرفه اکشن او هرگز درخواست نکرده بود.
با این حال، دگرگونی فیزیکی در مقایسه با کاوش احساسی جانسون از کر، قهرمان UFC که با اعتیاد و شیاطین شخصی در پشت پیروزیهای عمومیاش مبارزه میکرد، کمرنگتر است. فیلم اعتیاد و بهبودی را با صداقت بیپردهای به تصویر میکشد. این تفاوت چشمگیری با برند معمولاً الهامبخش جانسون دارد.
در قسمت افتتاحیه این فصل از پادکست Awards Circuit، جانسون به صراحت درباره سفر خود به این نقش صحبت میکند. او به فشارهای احساسی ناشی از رفتن به مکانهای تاریک اشاره میکند. همچنین، تغییرات فیزیکی که تقریباً او را شکست داد و حس پدر بودن و هدفی که در حال تکامل است، مورد بحث قرار میگیرد.
گزیدههایی از نسخه ویرایش شده و خلاصه شده را در زیر بخوانید.
دواین جانسون در فیلم «The Smashing Machine» نقشآفرینی میکند. این فیلم به کارگردانی Cheryl Dunn ساخته شده است.
Cheryl Dunn/Courtesy I Wonder
عملکرد شما فوقالعاده است و به نظر میرسد چیزی درون شما بوده که میخواسته بیرون بیاید. چه چیزی در داستان مارک کر باعث شد بگویید: «بله، من باید این کار را انجام دهم»؟
خیلی ممنون از شما. واقعاً از این بابت قدردانی میکنم. حق با شماست. احساس میکنم این موضوع برای من مدتی است که درونم بوده. فقط این ایده که: «صبر کن، فکر میکنم میتوانم بیشتر انجام دهم. احساس میکنم میخواهم بیشتر انجام دهم.» سپس میآید و میخواهم این کار را با بنی سفدی انجام دهم. کمی دچار تردید میشوم. «صبر کن، میتوانم بیشتر انجام دهم؟» میدانید؟
اما حق با شماست که نیاز به کسی دارید که بگوید، «هی، نه تنها میتوانی و من باور دارم که میتوانی، بلکه با من این راه را برو و ببین چه میبینم.» اینجا صخره است. بپر. امیدوارم چتر نجات باز شود. اما او گفت، «من تو را دارم، درست است؟» این همان چیزی بود. «من تو را دارم.» آنجا صخره است، آنجا اقیانوس امواج است. به نظر میرسد نمیتوانی در آن شنا کنی. اما او گفت، «من تو را دارم.»
فیلم واقعاً درباره مبارزه بزرگ نیست — درباره مردی است که با خودش مبارزه میکند. داستان اصلی برای شما چه بود؟
بله، این زندگی واقعی است و به نظر من، این همان چیزی است که بنی میخواست بسازد. او قصد داشت فیلمی درباره آسیبپذیری انسانی و زندگی واقعی خلق کند. گفتن اینکه «هی، او برای قهرمانی جهان مبارزه میکند و برنده میشود و همه چیز را به دست میآورد — پول، شهرت» آسانتر و جذابتر است. اما این نسخه؟ این داستان قبل از آن است که UFC به UFC تبدیل شود و زمانی که MMA تازه شروع شده بود.
شما فردی مانند مارک کر داشتید — این انسان قدرتمند و متضاد. او کشندهترین فرد روی زمین بود، اما در عین حال شیرین، مهربان و لطیف. از دیدگاه بنی، او احساس میکرد که نکته مثبت درباره فیلم ما این است که اگر درست انجام دهیم، مارک برای همه چیز سخت کار میکند و در نهایت شکست میخورد. او نه تنها شکست میخورد، بلکه همه چیز را از دست میدهد و دو بار اوردوز میکند. او خوششانس است که زنده مانده است.
DNA بنی و پیروزی نهایی
این به DNA بنی اشاره دارد. او همه چیز را از دست میدهد، اما در نهایت مشکلی نیست. او در نهایت پیروز میشود.
تحول جسمی و آمادهسازی برای نقش مارک کر
این تحول سختترین کاری بود که تا به حال انجام دادهام. شامل تحول فیزیکی، استفاده از پروتزها و تغییر صدا بود. او روش بسیار خاصی برای صحبت کردن دارد.
بنابراین گفتم، «باشه. اگر مارک مشت بخوره، من هم مشت میخورم.»
بعد او گفت، «دیجی، نمیدانم کسی به تو گفته یا نه… اما باید وزن اضافه کنی.» گفتم، «باشه.» من هم همین حس را داشتم. به من ۲۴ ساعت بدهید. برگشتم و دوباره به مارک نگاه کردیم — و فهمیدیم که بدن او یک اسب تکشاخ است. باید ۳۰ پوند وزن اضافه میکردم. بنی گفت که میخواهد کمی «پفدار» به نظر برسم و من هم موافقت کردم.
اهمیت افزایش وزن و کیفیت عضله
اما فقط اضافه کردن وزن نیست. باید کیفیتی از عضله را اضافه کرد که ظرفیت واکنش سریع داشته باشد. او یک کشتیگیر است. این درباره بدنسازی نیست. من هرگز اینقدر روی عضلات گردن و تله کار نکرده بودم. کشتیگیران قدیمی که گردن ندارند؟ این کاری بود که باید انجام میدادم. و آن وزن را برای سه و نیم ماه نگه داشتم. سپس، دو هفته بعد، باید به «موانا» میرفتم. بنابراین مارک کر و مائویی. آدمهای بزرگ.
امیلی بلانت اجرایی شگفتانگیز ارائه میدهد. کار کردن با او چگونه است؟
امیلی بزرگترین منبع الهام من است. بازیگر فوقالعادهای بودن یک چیز است، که او هست، اما انسانیت اوست که او را اینقدر تاثیرگذار میکند. او این کار را آسان جلوه میدهد. با این حال، صحنههایی که داشتیم بسیار سخت، خام و شدید بودند.
تجربه فیلمبرداری در خانهای خاص
خانهای که در آن بودیم از پایه ساخته شده بود. آب و نورپردازی واقعی بود. بنی آن را طوری ساخته بود که بتوانیم دوربینها را پنهان کنیم. بنابراین در طول آن صحنهها هرگز دوربین را نمیدیدیم. ما به مکانهای احساسی و خشونتآمیز میرفتیم و بنی طوری آن را ساخته بود که احساس میکردیم فقط آنجا هستیم و آن را زندگی میکردیم.
آشنایی با افسانههای کشتی در دهه ۹۰
در دهه ۹۰ مارک کر را میشناختی، درست است؟
بله، در اواسط دهه ۹۰. من در سال ۹۶ بعد از پایان دوران فوتبال خودم کشتی را شروع کردم. در سالهای ۹۷-۹۸، هر وقت در لسآنجلس کشتی میگرفتیم، همه به یک باشگاه میرفتیم. آنجا بود که با مارک، کولمن، کوین رندلمن و دان فرای آشنا شدم. افسانهها.
در آن زمان من راکی مایویا بودم و اوضاع خوب پیش نمیرفت. من هو میشدم. این افراد در ژاپن برای پراید مبارزه میکردند و پول واقعی به دست میآوردند. به یاد دارم به مارک گفتم، «هی مرد، اگر بخواهم درباره این چیزها با تو صحبت کنم، اشکالی ندارد؟» او گفت، «قطعاً.» من یک تازهکار بودم و او گفت، «خوب است، پسر.»
مشکلات پنهان مارک
اما چیزی که آن زمان نمیدانستم این بود که او با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم میکرد. اعتیاد، افسردگی و شرم از جمله مسائلی بودند که او با آنها مواجه بود. به او نگاه میکنی و فکر میکنی که او در اوج جهان است. اما این درس مهمی است: هرگز نمیدانی کسی چه چیزی را تجربه میکند.
معنای جملهای از فیلم
در فیلم یک جمله هست: «من هرگز نباختم.» و میتوانی وزن پشت این انکار را احساس کنی. این جمله برای شما شخصاً چه معنایی داشت؟
این برای من همه چیز بود. وقتی وارد کارهای دراماتیک شدم، میدانستم که باید به جاهای تاریک بروم. به سمت تروما و درد، چیزهایی که سالها نمیخواستم به آنها دست بزنم. من خیلی به درمان علاقه ندارم. با چند نفر صحبت کردهام و مکالمات خوبی داشتهام، اما من تنها فرزند هستم. مثل بسیاری از مردان، همه چیز را در خودم نگه میدارم که خیلی ناسالم است. اما میدانستم که اگر میخواهم این کار را انجام دهم، باید خودم را باز کنم.
تجربهای متفاوت در فیلم
این فیلم به من جایی داد تا همه آن چیزها را بگذارم. نمیدانم آیا این روش است یا نه، اما هر چه که هست، من به دنبالش رفتم.
اهمیت حمایت و تجربههای مشترک
خدا را شکر که مارک را داشتم. او دو بار بیش از حد مصرف کرد و هنوز اینجاست. میتوانستم با او صحبت کنم: «هی مرد، به چه فکر میکردی؟» و او میگفت، «من هرگز نباختم.» اما حقیقت این است که بردن دشمن شد و فشار سمی شد. فیلم درباره بردن یا باختن نیست. درباره فشار است و اینکه چگونه از آن جان سالم به در میبریم.
پیام شما برای افرادی که اکنون احساس میکنند دنیا در حال سوختن است چیست؟
خوشحالم که چیزی را که اخیراً یاد گرفتهام با شما به اشتراک بگذارم. چند ماه پیش عمویم به من گفت: «همه چیز درست میشود. ما هم درست میشویم.» این جمله در ذهنم ماند.
همدلی رادیکال: مفهومی جدید
و چیزی از بنی اضافه میکنم. او در حین فیلمبرداری اصطلاحی را ابداع کرد: «همدلی رادیکال». اگر بتوانید برای کسی که به نظر شکستناپذیر میآید – مانند مارک کر – همدلی کنید، میتوانید برای هر کسی همدلی کنید. وقتی این را داشته باشید، قضاوتها شروع به از بین رفتن میکنند و سر و صدا فروکش میکند.
پیام به دخترم سیمون
این چیزی است که به دخترم سیمون میگویم – ما در حال گذراندن چیزی هستیم. گفتم: «همه چیز درست میشود. بیا صحبت کنیم. ما میتوانیم این را مدیریت کنیم.»
آیا راک روزی برای ریاست جمهوری کاندیدا خواهد شد؟
این خیلی عجیب است، مرد. همیشه افتخار میکنم وقتی مردم این سوال را میپرسند. من عاشق کاری هستم که انجام میدهم و عاشق داستانگویی هستم. اما بله… خواهیم دید.
همچنین در این بخش، چیس اینفینیتی، ستاره نوظهور از فیلم “یک نبرد پس از دیگری” به نویسندگی و کارگردانی پل توماس اندرسون حضور دارد.
پادکست “Awards Circuit” و میزبانان آن
پادکست “Awards Circuit” از مجله وریتی، به میزبانی کلیتون دیویس، جاز تانگکی، امیلی لانگرتا، جنل رایلی و مایکل اشنایدر که همچنین تهیهکننده است، منبع شما برای گفتگوهای پرشور درباره بهترینهای فیلم و تلویزیون است. هر قسمت از “Awards Circuit” شامل مصاحبه با استعدادها و خلاقان برتر فیلم و تلویزیون است. همچنین، بحث و مناظره درباره رقابتهای جوایز و اخبار صنعت و بسیاری موارد دیگر را پوشش میدهد. از طریق Apple Podcasts، Stitcher، Spotify یا هر جایی که پادکست دانلود میکنید، مشترک شوید.




