Image

کارگردان «Marvel Zombies» درباره ورود Blade به MCU، لغو نسخه فیلم به دلیل حقوق Spider-Man و برنامه‌های فصل دوم

📋 خلاصه مقاله:

انیمیشن «Marvel Zombies» به عنوان اولین سریال انیمیشنی با درجه M مارول، داستانی از دنیای زامبی‌ها را روایت می‌کند که در آن ابرقهرمانان محبوب به زامبی تبدیل می‌شوند. این سریال با کارگردانی برایان اندروز، خشونت و تکه‌تکه شدن بیشتری را به نمایش می‌گذارد و شخصیت‌های جدیدی مانند بلید نایت معرفی می‌کند.

هشدار اسپویلر: این مقاله شامل اسپویلرهایی از «Marvel Zombies» است که اکنون در دیزنی+ پخش می‌شود.

دنیای سینمایی مارول بار دیگر به خون و خشونت روی آورده است. این بار در دنیای انیمیشن، ماجراهای جدیدی را تجربه می‌کنیم.

«Marvel Zombies» یک اسپین‌آف زامبی از «What If…?» است که به عنوان اولین سریال انیمیشنی با درجه M مارول شناخته می‌شود. این سریال پس از موفقیت‌های زنده و با درجه R مانند «Deadpool & Wolverine» در سینماها و «Daredevil: Born Again» در دیزنی+ عرضه می‌شود.

داستان و کارگردانی

برایان اندروز کارگردان قسمت اول فصل ۱ «What If…?» بود. او ویروسی وحشتناک از قلمرو کوانتومی را معرفی کرد که تقریباً همه افراد جهان را به زامبی‌های سرگردان تبدیل می‌کند، از جمله بسیاری از ابرقهرمانان محبوب. با «Marvel Zombies»، که داستان را ادامه می‌دهد، اندروز میزان خشونت و تکه‌تکه شدن را افزایش می‌دهد. این تغییر به دلیل تغییر درجه‌بندی از TV-14 به TV-MA است.

چندین قهرمان و شرور از قسمت “چه می‌شد اگر…؟” بازمی‌گردند. از جمله مرد عنکبوتی با صدای هادسون تیمز، سر بدون بدن مرد مورچه‌ای با صدای پل راد و نسخه‌های زامبی اسکارلت ویچ با بازی الیزابت اولسن، تانوس و بیشتر. افزوده‌های اخیر دنیای سینمایی مارول مانند خانم مارول با بازی ایمان ولانی، نگهبان سرخ با بازی دیوید هاربر، یلنا بلووا با بازی فلورنس پیو و شانگ-چی با بازی سیمو لیو نیز زمان زیادی روی صفحه نمایش دارند.

معرفی شخصیت‌های جدید

حتی یک شخصیت قبل از اولین حضور زنده‌اش در دنیای سینمایی مارول معرفی می‌شود: خون‌آشام روزگرد بلید. البته با یک نکته کوچک؛ قهرمان “زامبی‌های مارول” در واقع ترکیبی از بلید و مون نایت است. این شخصیت هیچ ارتباطی با نسخه ماهرشالا علی از این شخصیت که هنوز منتظر اولین حضور بزرگش در سینماست، ندارد. این شخصیت به جای آن توسط تاد ویلیامز صداگذاری شده است. برای بینندگان تیزبین، بلید نایت در فینال سریال “چه می‌شد اگر…؟” سال گذشته حضور کوتاهی داشت.

در مصاحبه با ورایتی، اندروز درباره خلق Blade Knight صحبت می‌کند. او همچنین به دلایل عدم حضور Fantastic Four و X-Men در این نمایش می‌پردازد. علاوه بر این، توضیح می‌دهد که چرا «Marvel Zombies» تقریباً به یک فیلم تبدیل شد و برنامه‌هایش برای فصل دوم احتمالی چیست.

اوایل که تصمیم به ساخت “چه می‌شد اگر…؟” گرفته شد، کوین فایگی به کمیک‌ها و ژانر زامبی علاقه‌مند بود. خیلی زود، کوین به [مدیر اجرایی انیمیشن مارول] برد ویندر بام گفت: “ما حتماً یک چیز زامبی درست می‌کنیم!” این تقریباً یکی از دلایل ساخت “چه می‌شد اگر…؟” بود تا بتوانیم یک قسمت زامبی‌ها را بسازیم.

ما در زمانی درست، حوالی [رویدادهای] “جنگ بی‌نهایت”، جایی پیدا کردیم. زیرا تعداد زیادی از قهرمانان در آن زمان حضور داشتند. کوین آن را دوست داشت، بنابراین تصمیم گرفتیم کار بزرگ‌تری انجام دهیم و این دنیا را کمی بیشتر کاوش کنیم.

ما خون زامبی را تیره‌تر کردیم تا بتوانیم از این نوع چیزها استفاده کنیم و قسمت “What It…?” را به رتبه TV-14 برسانیم. وقتی تصمیم بر این شد که آن را به صورت مستقیم و به یک داستان بزرگ‌تر تبدیل کنیم، باید TV-MA باشد. برد، کوین و بقیه گفتند: “اوه، بله.” آنها هم همین فکر را داشتند. شما نمی‌خواهید مدام خود را محدود کنید. می‌خواهید بتوانید به طور کامل در آن ژانر چیزی خلق کنید و به آن عدالت بدهید. خوشبختانه همه با این موضوع موافق بودند.

ما خودمان را به خوبی کنترل می‌کنیم. من برای دیوانگی آماده‌ام، اما نمی‌خواهم این دیوانگی به شکلی بی‌مزه و بی‌هدف باشد. یک راه درست و یک راه غلط وجود دارد. این‌طور نیست که به همه جزئیات نگاه کنید و ۱۲ دقیقه روی آن مکث کنید. هیچ دلیلی برای این کار وجود ندارد.

اهمیت داستان و اکشن

اگر قرار بود فرصتی برای انجام یک کار دیگر داشته باشیم، که عالی می‌شد. در برخی موارد چیزهایی را بیشتر پیش می‌بردم. برای این کار، می‌خواستیم مطمئن شویم که داستان وجود دارد و همه اکشن و خشونتی که می‌توانید از آن لذت ببرید، اما فقط به آن محدود نمی‌شود.

این ایده از تلاش برای انجام کاری متفاوت از “چه می‌شد اگر…؟” شکل گرفت. جایی که بسیاری از شخصیت‌های قدرتمند و بزرگ حضور دارند. ما می‌خواستیم با خون تازه و افراد جدیدی شروع کنیم. به دلیل بازه زمانی انتخابی در تاریخ MCU، آن‌ها هنوز به جایگاه بالایی نرسیده‌اند. آن‌ها نمی‌دانند چگونه این کار را انجام دهند و در طول یک آخرالزمان زامبی در حال یادگیری هستند. این به آن‌ها فرصتی برای یادگیری می‌دهد. ما می‌توانیم به ساده‌لوحی و امیدواری جوانانه و چشمان باز و پرانرژی آن‌ها اشاره کنیم. آیا آن‌ها می‌توانند در برابر هجوم وحشت مقاومت کنند؟ آیا می‌توانند بدون آسیب بیرون بیایند یا زخم‌هایشان چه خواهد بود؟ به نظر می‌رسید که آن‌ها به خوبی در این موقعیت قرار گرفته‌اند تا این کار را انجام دهند. سپس به افراد دیگر اجازه دهند وارد شوند و گروه ما رشد و تغییر کند.

ما می‌خواستیم این داستان حماسی باشد و داستان‌های زیادی وجود داشت که نمی‌توانستیم همه را در آن بگنجانیم. بنابراین، اتفاقاتی با شخصیت‌های دیگر در حال رخ دادن است که حتی در این داستان حضور ندارند. اما ما می‌دانیم که چه بر سر آن‌ها می‌آید و دوست داریم آن داستان‌ها را تعریف کنیم.

این حس به ما دست داد که مانند “ارباب حلقه‌ها” باشد. به طوری که می‌خواستیم این تاریخچه بزرگ‌تر از آنچه مخاطب می‌داند باشد، با رویدادهایی که خارج از صحنه اتفاق می‌افتند. در نتیجه، شروع کردیم به فکر کردن به کامالا مانند فرودو. جایی که این گروه می‌تواند در این سفر دیوانه‌وار دور او جمع شود، زیرا او در آن زمان آمادگی کافی نداشت.

برای ساخت فیلم زامبی، شروع کردیم به فکر کردن به آن مانند یک فانتزی یا یک کمپین Dungeons and Dragons.

چرا از شخصیت‌های چهار شگفت‌انگیز یا مردان ایکس استفاده نکردید؟

دوست داشتم آنها را در داستان داشته باشم، اما در آن زمان “چهار شگفت‌انگیز” خیلی دور بود. آنها همچنین در یک چندجهانی متفاوت هستند. همین‌طور با مردان ایکس. چطور می‌توانستند به اینجا بیایند؟ بنابراین همه این سوالات و پیچیدگی‌ها وجود دارد. اما هرگز نگو هرگز. امیدوارم اگر فصل دومی وجود داشته باشد، ایده‌هایی برای دیوانه‌وارتر شدن وجود دارد. پس چه کسی می‌داند؟ این فوق‌العاده خواهد بود و به ما فرصت‌های بیشتری برای زامبی‌ها و قهرمانان دیوانه می‌دهد که به مبارزه ادامه دهند.

ما فصل سوم «What If…?» و «Zombies» را تقریباً همزمان انجام دادیم. چون «Agatha» در یک هالووین خاص منتشر شد، «Zombies» در واقع آماده بود که در آن زمان منتشر شود. اما آنها گفتند: «اوه، نمی‌خواهیم یکی توجه دیگری را بخورد و انجام «Agatha» یک موضوع بزرگ است، پس بیایید «Zombies» را نگه داریم.»

حالا همه آن را می‌بینند، اما در واقع منتظر بود که منتشر شود. وقتی زمان انجام همه آن تصاویر در پایان فصل سوم رسید، ما گفتیم «بله!» این کمی یک تیزر بود که چیزی در راه است.

از همان ابتدا مشخص بود که قرار نیست بلید باشد. ما بلافاصله فهمیدیم که قرار است بلید نایت باشد. همچنین نمی‌دانستیم که قبل از فیلم بلید منتشر خواهیم شد. وقتی که ما در حال انجام کارهای انیمیشنی هستیم و همزمان یک پروژه لایو اکشن هم وجود دارد، واقعاً دشوار است. زیرا باید به آنچه که در لایو اکشن با آن شخصیت انجام می‌دهند، پایبند باشیم.

گاهی اوقات آنها هنوز در حال تصمیم‌گیری هستند و ما می‌گوییم: “ما باید با این موضوع پیش برویم. ما به تصمیم نیاز داریم.” این کار واقعاً سخت است. بنابراین نمی‌خواستیم با بلید سر و کار داشته باشیم. زیرا این فیلمنامه، آن فیلمنامه، هر چه. مثل اینکه آنها حتی چه کار می‌کنند؟ ما حتی نمی‌دانیم.

بلید نایت و استقلال از فیلم

اگر بلید نایت را انجام دهیم، کاملاً از آنچه که در فیلم انجام می‌دهند جدا می‌شود و آن را به خودمان تبدیل می‌کند و عالی است. بلید، مشت خونشو، از ابتدا و به طور طبیعی در نظر گرفته شد. این ایده عالی بود که او را با قهرمان جوان ما که هیچ ایده‌ای از آنچه که انجام می‌دهند ندارد، جفت کنیم. این واقعاً راهی عالی برای کار کردن او ایجاد کرد.

آیا بازخوردی درباره Blade Knight دریافت کرده‌اید و آیا شخصیت او ممکن است بر Blade لایو اکشن تأثیر بگذارد؟

من هیچ ایده‌ای ندارم که برنامه‌های مارول چه زمانی اجرا می‌شود. می‌دانم که کوین از این و Blade Knight خوشش می‌آید. واکنش‌هایی که طرفداران به تریلر نشان می‌دهند برایم جالب است. حتی آن یک صحنه کوچک که مردم درباره‌اش هیجان‌زده می‌شوند، برایم جذاب است. عاشق این هستم که وقتی می‌گویند، “اگر لایو اکشن به خوبی این نباشد، پس چه فایده‌ای دارد؟” این واقعاً من را خوشحال می‌کند. مردم دقیقاً همان‌طور که می‌خواستم واکنش نشان می‌دهند. عالی می‌شود اگر این بتواند به نوعی بر فیلم تأثیر بگذارد. چون من هم همین احساس را دارم. اگر فیلم لایو اکشن به اندازه آن لحظه کوچک هیجان‌انگیز نباشد، پس چه فایده‌ای دارد؟

زمان و پول، مرد. این همه چیزی است که داریم. ما گفتیم: “اوه لعنتی! باشه.” ما داشتیم چیزی خلق می‌کردیم و نمی‌دانستیم حد و مرز آن چه خواهد بود. سپس آنها گفتند: “اوه نه، نه، بچه‌ها.” سپس فکر کردیم: “خب، بیایید آن را به یک فیلم تبدیل کنیم.” قرار بود آن را به یک فیلم تبدیل کنیم و منتشر کنیم.

تبدیل ایده به فیلم

باید حماسی باشد، قرار است دو، دو و نیم ساعت طول بکشد. قرار است شگفت‌انگیز باشد. اما، به دلیل حضور اسپایدرمن، مسائل قراردادی وجود داشت. بنابراین، قوانین سونی وارد بازی شدند. ما گفتیم: “اوه لعنتی، این یک مسئله است؟ اوه نه، خب، فکر کنم نمی‌توانیم این کار را انجام دهیم.” بنابراین آن را به بخش‌های مختلف تقسیم کردیم.

تجربه‌ای در چهار فصل

حالا، مثل چهار فصل در یک کتاب اجرا می‌شود. حتی با این چهار فصل، عالی می‌شد اگر زمان بیشتری داشتیم تا هر قسمت را کمی طولانی‌تر کنیم. فقط برای اینکه بتوانیم آن لحظات آرام را کمی بیشتر کش بدهیم. ما سعی کردیم تا حد ممکن آن را جا بدهیم و با سرعتی سرسام‌آور حرکت می‌کند. ما آن لحظات سکون و تأمل را تا جایی که می‌توانستیم قرار دادیم. شاید دفعه بعد، اگر همه به اندازه کافی آن را دوست داشته باشند و آنلاین به اندازه کافی فریاد بزنند تا بیشتر بخواهند، شاید به ما زمان و پول بیشتری بدهند.

به نظر می‌رسد که مواد کافی برای فصل دوم وجود دارد.

مواد زیادی وجود دارد و این واقعاً شگفت‌انگیز است. شخصیت‌های دیگری هم هستند که مردم می‌گویند، “فلانی حتی در آن نیست.” بله، ما می‌دانیم. ما می‌دانیم چه اتفاقی می‌افتد و چگونه مردم از نقطه A به B رسیدند. شما هیچ تصوری ندارید که چه دیوانگی‌ای در انتظار است اگر فرصتی پیدا کنیم. من و برد از قبل می‌دانیم که چگونه فصل بعدی شروع می‌شود.

ایده اصلی و داستان فانتزی

ایده اصلی ما بیشتر فانتزی قرون وسطایی بود. این داستان خیلی بعد از رشد پادشاهی‌ها، فئودال‌ها و جناح‌های حاکم تنظیم شده بود. برخی از نگهبانان قدیمی ما پیر شده بودند. ما کارهای دیوانه‌واری انجام می‌دادیم. برد عاقلانه گفت که مردم می‌خواهند شخصیت‌های محبوبشان را ببینند و نه اینکه آنها را خیلی دیوانه ببینند. بنابراین، ما آن را به عقب برگرداندیم و به این اندازه به جلو نپریدیم.

این شبیه به قسمت “چه می‌شد اگر…؟” در سال ۱۶۰۲ است. آیا قسمت‌های دیگری از آن سریال وجود دارد که بخواهید گسترش دهید؟

ما عاشق “شانگ چی وسترن” در فصل سوم هستیم. ایده اصلی من برای آن بسیار دیوانه‌وارتر و بزرگ‌تر بود و شامل کاپیتان آمریکا، فالکون و نیک فیوری می‌شد. آن دنیا می‌تواند بسیار جذاب باشد، جایی که تمام عناصر مارول را از دریچه‌ای وسترن ببینید. این می‌تواند یکی از آن‌ها باشد.

ایده‌های جذاب برای فصل‌های آینده

تعدادی از قسمت‌های “چه می‌شود اگر…؟” وجود دارد که ایده‌های درجه یک بودند و کوین آن‌ها را دوست داشت. اما تعداد زیادی قسمت عالی وجود دارد که نمی‌توان همه را در یک فصل قرار داد. بنابراین برخی از آن‌ها برای فصل‌های آینده کنار گذاشته می‌شوند. یکی از آن‌ها قرار بود به سبک D&D باشد. اساساً یک D&D ابرقهرمانی مارول بود. قرار بود گروهی از شخصیت‌های سطح C را دنبال کند. شاید برخی از آن‌ها حتی ابرقهرمان نباشند، انگار که شخصیت‌های سطح اول هستند و سعی می‌کنند به یک ماجراجویی بزرگ بروند که یک ماژول سطح بیستم است.

ماجراجویی‌های غیرمنتظره

شما قهرمانان سطح A را می‌بینید که برای انجام کار می‌روند، اما این احمق‌ها می‌خواهند به هر حال آن را انجام دهند. به سبک فارست گامپ به پایان می‌رسند قبل از اینکه دیگر قهرمانان به پایان برسند. بنابراین آن‌ها تمام سلاح‌های خفن و قدرتمند را به دست می‌آورند و سطح خود را بالا می‌برند. سپس تیم دیگر را که در حال مبارزه با رئیس بزرگ است و شکست می‌خورد نجات می‌دهند. این می‌توانست بسیار عالی باشد و همه آن دانش RPG را با عناصر مارول ترکیب کند.

این مصاحبه ویرایش و خلاصه شده است.

کارگردان «Marvel Zombies» درباره ورود Blade به MCU، لغو نسخه فیلم به دلیل حقوق Spider-Man و برنامه‌های فصل دوم