📋 خلاصه مقاله:
فیلم ترسناک “Him” به کارگردانی جاستین تیپینگ، نگاهی انتقادی به دنیای فوتبال حرفهای دارد و با تمرکز بر بازیهای ذهنی و پیامدهای مرگ و زندگی، داستان کامرون کید را روایت میکند که برای تبدیل شدن به بهترین بازیکن تلاش میکند. این فیلم با نمادگرایی و تصاویر بصری قوی، به بررسی هزینههای موفقیت در ورزش میپردازد.
یک فیلم ترسناک ارتقا یافته که در دنیای ورزشهای حرفهای قرار دارد. دومین فیلم جذاب جاستین تیپینگ تضمین میکند که مخاطبان هرگز به این سرگرمی رقابتی بیرحمانه به همان شکل قبلی نگاه نخواهند کرد.
کامرون کید تنها یک هدف در زندگی دارد: تبدیل شدن به بهترین بازیکن فوتبال آمریکایی. هیچ چیز دیگری برای این ستاره ورزشی کالج مهم نیست. او در راه رسیدن به کامباین است. جایی که تیمهای حرفهای بازیکنان نوظهور را شناسایی میکنند. کامرون نمیخواهد فقط انتخاب شود. او میخواهد بهترین همه زمانها باشد. در حال حاضر، این عنوان به آیزایا وایت تعلق دارد. مارلون وینز نقش او را بازی میکند. قرارداد این برنده هشت بار قهرمانی به پایان رسیده است. او به دنبال کسی است که شایستگی پر کردن جای او را داشته باشد. “من او هستم!” کامرون جوان با اعتماد به نفس فریاد میزند.
اما تنها یک نفر میتواند بهترین باشد و “Him” به دقت بررسی میکند که موفقیت در یکی از محبوبترین نهادهای آمریکا چه هزینهای دارد. اگر بازاریابی شیطانی و جذاب استودیو به نظر میرسد که فیلمی برای طرفداران ورزش است، دوباره فکر کنید.
کارگردان جاستین تیپینگ که توسط تهیهکننده جردن پیل به خاطر اولین فیلمش در سال ۲۰۱۶، “Kicks”، انتخاب شد، دیدگاهی بسیار انتقادی نسبت به فوتبال دارد. در اینجا فوتبال به عنوان یک عمل باستانی و شبهجادویی که به کالایی سمی تبدیل شده است، ارائه میشود. چیزی که خشونت عمومی را به شکلی نمایشی از نبرد صحنهای تبدیل میکند. جایی که تلفات یا ضربههای مغزی فلجکننده بخشی از ماجرا هستند.
فیلم «او» با فیلمبرداری دیجیتال شیک و موسیقی الکترونیک پرتنش، تمرکز فیلمهای ورزشی بر مسابقات رقابتی را کنار گذاشته است. در عوض، به بازیهای ذهنی پیچیدهای میپردازد که بسیاری از آنها پیامدهای مرگ و زندگی دارند. همه چیز به دو بازیکن کلیدی خلاصه میشود: کم کِید و آیزایا وایت. این بازیکن جوان و آیندهدار سالهاست که آیزایا را تحسین میکند.
تمرین در تگزاس و بازیهای ذهنی
حال اگر آیزایا کم را به خانهاش در تگزاس دعوت کند تا در آنجا تمرین کند، چه میشود؟ او در هر قدم ذهن این تازهکار بلندپرواز را به هم میریزد. مانند شیطانی بر روی شانهاش، نمایندهاش (تیم هایدکر) کاملاً موافق است. هیچ فرشتهای نیست که او را به راه دیگری هدایت کند.
از سنین کودکی، کم به این باور رسیده که فوتبال مهمترین چیز در زندگی است. البته باید گفت که این سومین چیز مهم است: ابتدا خدا، سپس خانواده و بعد فوتبال. کم اولویتهای خود را به درستی تنظیم کرده است. او به مادرش احترام میگذارد و سعی میکند به پدر مرحومش افتخار کند. پدری که این باور را در او کاشته بود که میتواند بهترین بازیکنی باشد که این ورزش تا به حال شناخته است.
تأثیر پدر بر زندگی کم
ما در یک فلشبک به دوران کودکی میبینیم که پدر کم بذر این وسواس را میکارد. کم جلوی تلویزیون نشسته و به بازیای که تقریباً به پایان دوران حرفهای آیزایا منجر شد، خیره شده است.
اگرچه «او» از ساعتهای طاقتفرسای تمریناتی که پدر برای فرزندش ترتیب داده بود عبور میکند، ما میدانیم که والدین فوتبالی به همان اندازه والدین تئاتری سختگیر هستند. چرا؟ زیرا داشتن فرزندی که به سطح حرفهای میرسد میتواند زندگی آنها را تغییر دهد. برای افرادی در موقعیت کم، این یک راه میانبر به سوی رویای آمریکایی است.
دعوت آیزایا و هشدار پزشک
وقتی آیزایا از کم دعوت میکند تا در مجتمع صحراییاش که شبیه ترکیبی از یک پناهگاه بروتالیستی و لانه یک شرور باندی است، تمرین کند، او قبلاً از پزشکش هشدار گرفته است. پزشک به او گفته که یک ضربه دیگر به سر میتواند او را برای همیشه از بازی خارج کند.
برخی از فیلمهای ترسناک، موضوعات خود را زیر سطحی از خشونت پنهان میکنند. اما فیلم «Him» شامل صحنههای واقعاً نگرانکنندهای است. از ماسکوتی که جمجمه کم را پس از تمرین خرد میکند تا پایانبندی که در آن صاحبان تیم در پوستهای خوک واقعی ظاهر میشوند. خواندن این فیلم به صورت کاملاً تحتاللفظی دشوار است.
نمادگرایی و شخصیتپردازی
به عنوان نماد، کم نیمی از زمان بدون پیراهن یا برهنه ظاهر میشود. این نشان میدهد که او هم به عنوان یک شخصیت خوشتراش و هم به عنوان نمونهای برای شیءسازی دیده میشود. او توسط ایدههای دیگران درباره معنای مرد بودن شستشوی مغزی شده است.
ادراکات و واقعیت
چقدر میتوانیم به ادراکات کسی که دچار آسیب سر شده اعتماد کنیم؟ بسیاری از تجربیات قهرمان ما از طریق سطوحی از پارانویا، توهم یا عدم امکان فیزیکی تحریف شده است.
در این فیلم، افراد میمیرند و به نظر میرسد هیچکس اهمیتی نمیدهد. این میتواند استعارهای برای نحوهای باشد که صنعت ورزش حرفهای جنگجویان خود را خرد کرده و دور میاندازد. ضربهای که کام در اوایل فیلم متحمل میشود، ما را به یاد ضربههای مغزی میاندازد. این یکی از خطرات این ورزش با پیامدهای گسترده است. کام تسلیم نمیشود و با کلمات پدرش هدایت میشود: «این کاری است که مردان واقعی انجام میدهند، فداکاری میکنند.» از میان سوالات بسیاری که «او» از مخاطبان میپرسد، این سوال از اشعیا است که با کام همصدا میشود: «حاضری چه چیزی را فدا کنی؟»
تصاویر بصری و پیامدهای آن
ما قبلاً آسیب اشعیا را دیدهایم. شکستگی وحشتناکی که در آن ساق پایش شکسته و از پوست بیرون زده است. بهتر است خود را برای چنین تصاویر بصری در فیلمی که از نمایش اشعه ایکس، اسکنهای UV و رندرهای CG از آسیبهایی که فوتبال به بدن انسان وارد میکند، لذت میبرد، آماده کنید. ما فرض میکنیم که اشعیا باید نوعی معامله فاوستی انجام داده باشد تا به بازی ادامه دهد. «او» به آرامی به افشای آنچه که این معامله شامل میشود، میپردازد.
آیا کام همان پیمان را قبول خواهد کرد یا به اندازه کافی متعهد نیست؟ در این صورت، بازگشت به خانه در کیسه جسد خواهد بود. او هر بار که از میانبرها و تقلب در ورزشی که همه در آن کارهای مشکوکی برای پیشرفت انجام میدهند، شکایت میکند، سادهلوح به نظر میرسد. این کارها از تزریقها (این همه سوزن!) تا انتقال خونهای پیچیده را شامل میشود. فیلم در این موارد غرق است. اما کام طبق قوانین بازی میکند. این او را به نوعی، با اشارهای به فیلم دیگری از وینز، آخرین پیشاهنگ میسازد.
تفکر درباره ورزش و قهرمانان
در میان هیجانات، «او» شما را به فکر در مورد ورزش و تمام آنچه که میطلبد و ممکن است قهرمانان ما را به هیولا تبدیل کند، وادار میکند. اما همانطور که میگویند: بازیکن را سرزنش نکنید، بازی را سرزنش کنید.


توسط
توسط
توسط
توسط


