📋 خلاصه مقاله:
فیلمهای «صدای هند رجب» و «نورمبرگ» با استفاده از تصاویر مستند، تأثیر عمیقی بر مخاطب میگذارند و به بررسی قدرت فیلمسازی در مقابل واقعیت میپردازند. این آثار با نمایش فجایع تاریخی و انسانی، به چالشهای اخلاقی و اجتماعی میپردازند.
استفاده از تصاویر مستند در هر دو فیلم، مانند ضبط آخرین کلمات یک دختر فلسطینی و تصاویر اردوگاههای کار اجباری نازیها، ممکن است از خود فیلمها تأثیر بیشتری داشته باشد.
در گذشته، وقتی یک فیلم درام فوریت موضوعی داشت، میگفتیم آن فیلم “از تیترهای خبری گرفته شده است.” اما این عبارت دیگر قدیمی شده است. امروزه در عصری زندگی میکنیم که فیلمی با ارتباط موضوعی میتواند احساسی مانند این داشته باشد که از واقعیت گرفته شده و پاره و خونین است.
دو فیلم از پرطرفدارترین فیلمهای فصل جشنوارههای پاییز ۲۰۲۵ به خوبی این روند را نشان میدهند. «صدای هند رجب» یک درام سیاسی پرآشوب است که در ونیز به نمایش درآمد و جایزه دوم، شیر نقرهای، را به دست آورد. این فیلم بازسازی فاجعهای در منطقه جنگی غزه در تاریخ ۲۹ ژانویه ۲۰۲۴ است. «نورمبرگ» از تیترهای ۸۰ سال پیش الهام گرفته شده است و درباره محاکمه هِرمان گورینگ، نازی دستگیر شده، به جرم جنایات جنگی است. هر دو فیلم انتقادات تند و تیزی هستند و جالب است که هر دو مدارک مستند را در مرکز درام خود قرار دادهاند.
«صدای هند رجب» به طور کامل در دفاتر شیشهای جمعیت هلال احمر فلسطین جریان دارد. در این مکان، داوطلبان مرکز تماس به درخواستهای کمک از سوی غیرنظامیانی که در جهنم ویران شده غزه گرفتار شدهاند، پاسخ میدهند. همانطور که فیلم در چیزی نزدیک به زمان واقعی پیش میرود، ما داستان وحشتناک هند رجب، دختری ۶ ساله را دنبال میکنیم. او در خودروی خانوادهاش گرفتار و پنهان شده است. شش نفر از اعضای خانوادهاش در اطراف او به صورت خونین و بیجان افتادهاند. در ابتدا او فکر میکند که خوابیدهاند. آیا او میتواند نجات یابد؟
کارگران با او در تماس تلفنی هستند. در همین حال، مهدی (عامر حلحل)، ناظر دفتر، وظیفه دشوار کسب تأییدیه از پایگاه صلیب سرخ در اورشلیم را بر عهده دارد. این تأییدیه برای آمبولانسی است که تنها هشت دقیقه با ماشین دختر فاصله دارد و باید مأموریت نجات را انجام دهد. اگر مهدی نتواند این تأییدیه را بگیرد، آمبولانس ممکن است هدف حمله قرار گیرد.
«نورمبرگ» درباره محاکمه هرمان گورینگ، نفر دوم نازیها پس از هیتلر، توسط اولین دادگاه بینالمللی جنایات جنگی پس از جنگ جهانی دوم است. این فیلم که در تورنتو به نمایش درآمد، یک درام کلاسیک و شیک درباره خیر و شر است.
اجرای جذاب راسل کرو
فیلم با اجرای سنتی و جذاب راسل کرو در نقش گورینگ همراه است. او در این نقش خوب ظاهر میشود، هرچند که تغییرات بزرگی ایجاد نمیکند. اما فیلم در نهایت یک عنصر شوک تاریخی در آستین خود دارد.
زمانی که «نورمبرگ» بالاخره به دادگاه میرسد، نشان میدهد که چگونه فیلمهای مستند از اردوگاههای کار اجباری نازی برای اولین بار در دادگاههای نورمبرگ به جهان ارائه شد. این فیلم خود متوقف میشود تا پنج یا شش دقیقه بدون وقفه، فیلمهای واقعی گرفته شده در اردوگاههای مرگ را به ما نشان دهد. تصاویری از تودههای اجساد و یک اسکلت انسانی در حال راه رفتن به وضوح دیده میشود.
تصمیم به گنجاندن آن تصاویر به نظر میرسد از اعتقاد فیلمسازان ناشی شده که مردم اکنون بیش از هر زمان دیگری نیاز دارند این تاریخ را ببینند. برای اولین بار، رویدادی به این مهمی در فرهنگ ما مانند هولوکاست در حافظه جمعی در حال محو شدن است. از این نظر، «نورمبرگ» با یادآوری وحشت عمیق جنایات نازیها، کاری مسئولانه انجام میدهد.
قدرت تصاویر و تاثیر آن بر روایت
با این حال، قدرت وحشتناک آن تصاویر به طرز طنزآمیزی باعث کاهش درام موش و گربهای اطراف آن میشود. آیا روانپزشک ارتش، رامی مالک، میتواند مانند کلاریس استارلینگ که سعی در روانکاوی هانیبال لکتر دارد، گورینگ را شکست دهد؟ آیا گورینگ راهی برای فرار از حکم اعدام پیدا خواهد کرد؟ این باعث میشود بقیه فیلم به نظر کلیشهای و فیلمگونه بیاید.
در فیلمهای «صدای هند رجب» و «نورمبرگ»، ما با شواهد خام تاریخ روبرو میشویم و به نوعی سوخته میشویم. با این حال، هر دو فیلم به روشهای مختلف، همان سوال را مطرح میکنند: آیا اینها واقعاً فیلمسازی قدرتمند است؟ یا اینکه به طور ناخواسته نشان میدهد که چگونه قدرت فیلمسازی دراماتیک میتواند در برابر قدرت واقعیت کمرنگ شود؟


توسط
توسط

توسط


