📋 خلاصه مقاله:
فیلم «به مادر نگو» به کارگردانی آنوپ لوکور، با الهام از تجربیات شخصی، به اسرار خانوادگی در بنگلور دهه ۱۹۹۰ میپردازد. لوکور برای تأمین مالی فیلم از پسانداز خرید خانه استفاده کرد و آن را از مادرش پنهان نگه داشت. این فیلم در جشنواره بوسان به نمایش درآمد.
آنوپ لوکور، کارگردان فیلم «به مادر نگو» که در جشنواره بوسان به نمایش درآمده است، در اولین فیلم بلند خود از تجربیات شخصی الهام گرفته است.
فیلم “به مادر نگو”: نگاهی به اسرار خانوادگی
عنوان فیلم اول آنوپ لوکور “به مادر نگو” به چندین شکل پیشبینیکننده بود. نویسنده، کارگردان و تهیهکننده این اثر، نه تنها به اسرار خانوادگی در درام لطیف خود درباره بنگلور دهه ۱۹۹۰ (که در آن زمان به نام بنگالورو شناخته میشد) پرداخت، بلکه بزرگترین راز را از مادرش پنهان کرد. او از پول پسانداز شده برای خرید خانه برای تأمین مالی فیلم استفاده کرده بود. این فیلم در بخش پنجرهای به سینمای آسیا در جشنواره بینالمللی فیلم بوسان به نمایش درآمد.
پیشتولید و تصمیمات مالی
در طول پیشتولید، مشخص شد که آنوپ به مادرش درباره ساخت این فیلم بلند چیزی نمیگوید. او از پولی که برای پیشپرداخت خانه پسانداز کرده بود برای تأمین مالی این فیلم استفاده میکند. فیلمبردار متیو جنکینز، که همچنین به عنوان تهیهکننده در این پروژه فعالیت داشت، میگوید: «او به والدینش گفت که در حال ساخت یک فیلم کوتاه هستند. زیرا میدانست که آنها نمیفهمند ساخت یک فیلم کوتاه چقدر زمان میبرد و ساخت یک فیلم بلند چقدر طول میکشد.»
داستان فیلم و چالشهای خانوادگی
این فیلم که در دهه ۱۹۹۰ در بنگلور، جنوب هند، ساخته شده است، خانوادهای را دنبال میکند که در ظاهر عادی به نظر میرسند. اما به تدریج تنشها و مبارزات ناگفتهای را آشکار میکنند. در مرکز این داستان، لاکشمی (آیشواریا دینش) قرار دارد. او مادری است که میخواهد با راهاندازی یک کسبوکار کوچک به استقلال برسد. اما بارها توسط دینامیکهای خانوادگی متوقف میشود. در همین حال، پسر جوانش آکاش (سیدارت سواروپ) در مدرسه تنبیه بدنی را تحمل میکند.
لوکور توضیح میدهد: «وقتی داشتم فیلمنامه را مینوشتم، به دوران کودکیام فکر میکردم. این باعث شد متوجه شوم مادرم چقدر تحمل کرد بدون اینکه هرگز به خانوادهمان بگوید. این موضوع همیشه با من ماند. بهویژه در هند، اغلب فاصلهای بین نحوه ارائه خود و خانوادهمان به جامعه و آنچه واقعاً در خانه میگذرد، وجود دارد.»
تجربیات شخصی کارگردان
کارگردانی که در سال ۲۰۰۷ از بنگلور به استرالیا نقل مکان کرد و پیش از تحصیل در کالج هنرهای ویکتوریایی، در زمینه تجارت بینالمللی فعالیت داشت، از تجربیات شخصی عمیق برای داستان الهام گرفت. این تضاد برای من بسیار شخصی است زیرا من هم تجربه مشابهی داشتم. به عنوان یک نوجوان، میخواستم عکاسی بخوانم. هرگز تشویق نشدم که این علاقه را دنبال کنم و والدینم به من گفتند که باید مدرک بگیرم و شغلی پایدار پیدا کنم.
لوکور کارگردانان کوره-ادا هیروکازو و ادوارد یانگ را به عنوان تأثیرات عمده خود ذکر میکند. او به ویژه در یادگیری اینکه “اشاره میتواند قدرتمندتر از توضیح باشد” تأکید دارد. رویکرد بصری فیلم این فلسفه را منعکس میکند. جنکینز و لوکور سبک متمایزی با استفاده از قابهای ثابت و لنزهای بلند توسعه دادهاند.
رویکرد بصری و فلسفه فیلم
جنکینز به یاد میآورد: “ما تصمیم گرفتیم در گوشهای باشیم و سپس دوربین را حرکت دهیم. اما بعد متوجه شدیم که هنوز هم به مخاطب نشان میدهیم که کجا باید نگاه کند.” او اضافه میکند: “سپس تصمیم گرفتیم که واقعاً با یک قاب ثابت پیش برویم. ما واقعاً میخواهیم مردم، مخاطبان، به عنوان یک ناظر بر یک خانواده باشند.”
تولید این فیلم با چالشهای منحصر به فردی در ساخت یک اثر دورهای با بودجه محدود در بنگلور مواجه شد.
چالشهای فیلمبرداری در فضای باز
جنکینز میگوید: «اینکه فیلمی از دهه ۹۰ باشد و با بودجهای کوچک ساخته شود، به این معنا بود که فیلمبرداری در فضای باز واقعاً دشوار بود. ما واقعاً نمیتوانستیم دوربین را به هر سمتی بگیریم، زیرا تکنولوژی مدرن زیادی وجود داشت و بودجهای برای حذف آنها نداشتیم.»
ریسک در انتخاب بازیگران
شاید بزرگترین ریسک در انتخاب بازیگران بود. لوکور بازیگر اصلی، سیدارت سواروپ، که نقش آکاش را بازی میکند، را در یک کافه در تئاتر هنرهای نمایشی رانگا شانکارا در بنگلور پیدا کرد. لوکور فاش میکند: «اولین آزمون بازیگری او وحشتناک بود. او علاقهای نداشت و فقط با ماشینهایش روی زمین بازی میکرد! اما حس درونیام میگفت که او انتخاب درستی است.»
هر دو بازیگر جوان غیرحرفهای بودند و آنیرود پی. کسرکر انرژی طبیعی و لجاجتی را به ارمغان آورد که نمیتوان آن را آموزش داد.
ساختار فیلم در طول توسعه دچار تحولات قابل توجهی شد.
تغییرات در روایت فیلم
لوکور توضیح میدهد: «اولین پیشنویس از دیدگاه آکاش روایت میشد. وقتی آن را با همسرم و مدیر فیلمبرداریام، مت، به اشتراک گذاشتم، همه احساس کردیم چیزی کم است. آن زمان بود که متوجه شدم قلب داستان مادر است. نوشتن فیلمنامه به من کمک کرد مادرم را به شکلی ببینم که هرگز ندیده بودم.»
قاببندی شخصیت مادر
جنکینز و لوکور بهطور عمدی شخصیت مادر را به گونهای قاببندی کردند که به تدریج به دوربین نزدیکتر شود. انگار حضورش در حال تثبیت شدن است. میخواستم او واقعاً دیده شود.
همکاری بینالمللی بین لوکور و فیلمبردار استرالیایی جنکینز سالها پیش آغاز شد. آنها در دورههای فیلمسازی لوکور با یکدیگر آشنا شدند. رابطه آنها در طول قرنطینههای طولانی مدت کووید-۱۹ در ملبورن عمیقتر شد. در آن زمان، آنها در محدوده پنج کیلومتری شهر پیادهروی میکردند. جنکینز به یاد میآورد: «در آن زمان، من و آنوپ پیادهرویهای زیادی میرفتیم. او نسخههای اصلاحشدهای از فیلمنامههایش را به من میداد و درباره شخصیتها و داستان صحبت میکرد.»
تجربه همکاری در فیلمسازی
جنکینز که هم به عنوان فیلمبردار و هم تهیهکننده فعالیت میکرد، اشاره میکند که کار کردن در فیلمی به زبان کانادا با وجود موانع زبانی، به طرز غیرمنتظرهای پربار بود. او میگوید: «یک زبان جهانی برای ساخت فیلم وجود دارد. وقتی همه فیلمنامهها را میخوانند و به نوعی با آن همراه میشوند، یک زبان مشترک شروع به شکلگیری میکند. دیدن این موضوع واقعاً زیبا بود.»
به آینده نگاه میکنیم، فیلمسازان امیدوارند که به جشنوارههای اروپایی و آمریکای شمالی ادامه دهند. با این حال، بر اهمیت نمایش فیلم در خانه تأکید میکنند. جنکینز میگوید: «’به مادر نگو’ در بنگلور فیلمبرداری شده و برای ما بسیار مهم است که فیلم در آنجا نیز نمایش داده شود. این فیلم درباره یک خانواده بنگلوری است و چه راهی بهتر از این که سفر جشنوارهای خود را با بازگشت به جایی که ساخته شده، کامل کند.»
نقش فرهنگی و جهانی فیلم
برای لوکور، این فیلم هم به عنوان پنجرهای به فرهنگ هند و هم به عنوان آینهای جهانی عمل میکند. او میگوید: «نقشهای جنسیتی و رویاهای سرکوبشده منحصر به هند نیستند و در اشکال مختلف در فرهنگهای مختلف وجود دارند. وقتی مردم از دیدن فیلم خارج میشوند، امیدوارم بتوانیم به فداکاری مادرانمان فکر کنیم. همچنین چگونه میتوانیم بهتر به مادرانمان خدمت کنیم، زیرا آنها تمام زندگیشان را صرف خدمت به ما کردهاند.»
این فیلم با بازی آیشواریا دینش در نقش اما، کارتیک ناگاراجان در نقش آپا و آنیرود پی. کسکر در نقش آدی ساخته شده است. تدوین این اثر توسط پاوان بات انجام شده و موسیقی آن را کریشنا پوروحیت ساخته است. این فیلم توسط پاپونو فیلمز تولید شده است.


توسط
توسط




