📋 خلاصه مقاله:
شین ژیلی، سومین بازیگر چینی است که جایزه جام ولپی بهترین بازیگر زن را در جشنواره فیلم ونیز برای فیلم “خورشید بر همه ما طلوع میکند” کسب کرده است. این فیلم به کارگردانی کای شانگجون، اولین نمایش آسیایی خود را در جشنواره بوسان داشت.
پس از گونگ لی و دینی ایپ تاک-هان از هنگ کنگ، شین ژیلی به سومین بازیگر چینی تبدیل شده است که جایزه جام ولپی برای بهترین بازیگر زن را در جشنواره فیلم ونیز به دست آورده است. او این جایزه را برای بازی در فیلم «خورشید بر همه ما طلوع میکند» کسب کرده است.
نمایش آسیایی فیلم
این ملودرام به کارگردانی کای شانگجون ساخته شده است. او در سال ۲۰۱۱ برای فیلم «کوه مردم، دریا مردم» جایزه شیر نقرهای بهترین کارگردانی را برده بود. این فیلم اولین نمایش آسیایی خود را در جشنواره بینالمللی فیلم بوسان داشت.
در فیلم، شین نقش مییون را بازی میکند. او زنی است که گذشتهای ناگفتنی دارد و معشوقهای سابق که راز تاریک او را نگه میدارد. برای شین، که نزدیک به دو دهه در سینمای چین فعالیت کرده است، رویای شهرت بینالمللی همیشه در سر بوده است. شناخت ونیز برای او گامی مهم به سوی این هدف محسوب میشود.
تغییر احساسات پس از بردن جام ولپی
چند روزی از بردن جام ولپی گذشته است. احساسات شما از آن زمان چگونه تغییر کرده است؟ اکنون چه احساسی دارید؟
احساسات من بسیار متغیر بودهاند. یک لحظه احساس میکنم در حال پروازم و لحظهای بعد روی زمین هستم. همه چیز مانند یک رویا به نظر میرسد. حتی اکنون هم به سختی میتوانم باور کنم که واقعی است. در چند روز گذشته، به تدریج آرام شدهام. پوشش خبری زیادی در چین بوده است، بیشتر درباره شخص من. اما آنچه اکنون به شدت احساس میکنم یک حس بیقراری است. امیدوارم مردم توجه خود را به فیلم ما معطوف کنند. برنده شدن جام ولپی البته چیز فوقالعادهای است و من واقعاً از همه تبریکها سپاسگزارم. اما واقعاً امیدوارم تمرکز به خود فیلم بازگردد و فیلم توجهی که شایسته آن است را دریافت کند.
تأثیر فیلمنامه و آمادهسازی برای فیلم
وقتی برای اولین بار فیلمنامه را خواندید، چه تأثیری بر شما گذاشت؟ چه زمانی آمادهسازی برای فیلم آغاز شد و چه چیزی در شخصیت شما، مییون، شما را جذب کرد؟
ما سال گذشته شروع کردیم. کارگردان ما از طریق یک دوست مشترک با من تماس گرفت و فیلمنامه را برایم فرستاد. لحظهای که آن را خواندم، فهمیدم که باید این نقش را بازی کنم. حتی اگر داستان دارای روایت بزرگی با فراز و نشیبهای دراماتیک نباشد، انسانیت را با چنین ظرافت و عمقی به تصویر میکشد که بسیار متفاوت به نظر میرسید. در اصل، این داستان واقعاً درباره طبیعت انسانی، معضلات اخلاقی دو فرد عادی و مبارزات آنها بین خیر و شر است.
جذب نقش و فیلمنامه
این شخصیت دقیقاً همان نقشی بود که منتظرش بودم – یک شخصیت زن کامل با دنیای درونی پیچیده. هم فیلمنامه و هم نقش به طور کامل مرا جذب کردند. در آن زمان، میدانستم که کارگردان سالها پیش جایزه بهترین کارگردانی را در ونیز برده است. اما من این نقش را با امید به بردن چیزی قبول نکردم. واقعاً داستان و شخصیتی بود که همیشه آرزویش را داشتم.
چالشهای بزرگ در بازی نقش
بزرگترین چالش در بازی این نقش چه بود؟ آیا میتوانید یک یا چند صحنهای که بیشترین تأثیر را بر شما گذاشتند، به اشتراک بگذارید؟
در ابتدا، بزرگترین چالش در این نقش، درک شخصیت مییون بود. فیلمنامه بسیار غیرمتعارف است و فیلمنامهنویسان ما واقعاً با استعداد هستند. آنها شخصیتی زنانه خلق کردهاند که به ندرت در سینمای چین دیده بودم. درک او اولین گام بود. این نقش نیاز داشت که کاملاً خود را در آن غرق کنم، که این نیز بسیار دشوار بود.
چالشهای فیلمبرداری
ما فیلم را با سرعت نسبتاً بالایی فیلمبرداری کردیم و زمان ما محدود بود. کل فیلمبرداری کمتر از پنجاه روز طول کشید. من باید در مدت زمان بسیار کوتاهی به سرعت وارد داستان میشدم و آن را درک میکردم. همچنین، لایههای عمیقتری که در فیلمنامه نوشته شده بود را به زندگی میآوردم تا مخاطب بتواند با آن ارتباط برقرار کند. من باید تمام تلاشم را میکردم.
در طول فیلمبرداری، بسیاری از صحنهها فراموشنشدنی بودند. اما بهیادماندنیترین آنها صحنه پایانی بود.
چالشهای فیلمبرداری در ایستگاه اتوبوس
سکانس طولانی در ایستگاه اتوبوس در واقع در یک روز فیلمبرداری شد. به یاد دارم که آن روز بسیار شلوغ بود. من باید خیلی سریع به حالت احساسی مناسب میرسیدم. این باید در یک لحظه اتفاق میافتاد و این موضوع را بهویژه چالشبرانگیز میکرد.
تقریباً تمام روز احساس ویرانی داشتم. اما فقط مسئله احساس تقریباً شکسته بودن نبود. حس ناتوانی نیز وجود داشت که متعادل کردن آن بسیار دشوار بود.
هر صحنه در آن روز به صورت پراکنده فیلمبرداری شد. اما نمیتوانستید به سادگی برای ناهار یا لحظهای استراحت کنید و سپس به شخصیت خود بازگردید. آن روز، ما با نور خورشید مسابقه میدادیم. فیلم ما “خورشید بر همه ما طلوع میکند” نام دارد. کارگردان بسیار مشتاق بود که صحنه نهایی را زمانی که خورشید در اوج خود است فیلمبرداری کند. بنابراین باید همه چیز را قبل از ساعت ۳ بعدازظهر به پایان میرساندیم. سرعت کار بسیار شدید بود. فیلمبردار ما فوقالعاده بود. با وجود برنامه فشرده، او اجراهای بازیگران را به دقت ثبت کرد. همه چیز درباره آن روز واقعاً فراموشنشدنی بود.
روشهای غرق شدن در نقش
شما اشاره کردید که وارد شدن به شخصیت واقعاً چالشبرانگیز بود – آیا روشها یا مهارتهایی دارید که به شما کمک کند در نقش خود غرق شوید؟
تنها راهی که میتوانم به یک شخصیت نزدیک شوم، درک و همدلی با اوست. همیشه معتقد بودهام که اگر هنگام بازی در یک نقش، مدام از خود میپرسید “چرا”، شاید آن شخصیت برای شما مناسب نباشد. قبل از فیلمبرداری، بحثهای جامعی با کارگردان داشتم و به طور کامل دنیای درونی شخصیت را درک کردم.
شباهتها و تفاوتها با شخصیت مییون
شما به خاطر داشتن خلق و خوی شاد و صریح شناخته شدهاید، در حالی که مییون به دلیل تجربیات دردناکی که داشته، بیشتر غمگین است. آیا احساس میکنید شباهتی بین او و شما وجود دارد، چه در شخصیت و چه در تجربیات زندگی؟
اما اگر دربارهٔ طبیعت انسانی و بخشهای عمیقتر دنیای درونی او صحبت کنیم، افکاری که دارد، مییون فقط شبیه من نیست؛ او شبیه همه در دنیای واقعی است. منظورم این است که وقتی فردی خود را در یک معضل اخلاقی که خود ایجاد کرده گرفتار میبیند، نوعی احساس گناه را تجربه میکند. من از برخی تجربیات کودکی خودم الهام گرفتم. مانند چیزهایی که به پدرم مربوط میشد، لحظاتی که باعث شد احساس گناه کنم. از این نظر، احساس میکنم مییون بسیار به من شبیه است.
احساس گناه و شباهتهای انسانی
من این موضوع را با کارگردان هم مطرح کردم: مردم ممکن است شاد به نظر برسند و به طور عادی زندگی کنند، اما در عمق وجودشان، همگی به نوعی احساس گناه نسبت به برخی افراد یا رویدادها دارند. من واقعاً با این احساس ارتباط برقرار میکنم. مییون ویژگی بسیار متمایزی دارد. بخشی از او که بیشترین شباهت را به من دارد این است که، همانطور که در فیلمنامه نوشتیم، چشمانش همیشه به جلو نگاه میکند. هر چه زندگی به او تحمیل کند، او به راه خود ادامه میدهد و تلاش میکند زندگی کند. این احتمالاً جنبهای است که بیشترین ارتباط را با آن دارم.
علاوه بر بحث درباره شخصیت با کای شانگجون قبل از فیلمبرداری، او چگونه در صحنه کار میکند؟
فضای آرام و اعتماد متقابل در صحنه
فضای صحنه بسیار آرام بود. این آرامش بر پایه اعتماد متقابل بنا شده بود که باعث میشد کار به راحتی پیش برود. از آنجا که قبلاً به طور گستردهای ارتباط برقرار کرده بودیم، نیازی به صحبت زیاد در صحنه نداشتیم.
حمایت از بداههپردازی بازیگران
او به بازیگران فضای زیادی میداد. به عنوان مثال، اگر بازیگران میخواستند به شخصیت خود رنگ و بوی خاصی بدهند و فراتر از فیلمنامه بداههپردازی کنند، او کاملاً از آن حمایت میکرد. حتی اگر در آن لحظه فکر نمیکرد که به طور کامل کار کند، ما را تشویق میکرد و اجازه میداد ایدههای خود را کشف کنیم. این چیزی بود که من واقعاً از آن قدردانی میکردم. او تخیل من را محدود نمیکرد و به من فضای کافی میداد تا تفسیرها و دیدگاههای خود را اضافه کنم، در حالی که اعتماد متقابل را حفظ میکرد.
پس چه تغییری اضافه کردید؟
تغییرات زیادی انجام شد. به عنوان مثال، صحنهای در مرکز خرید وجود دارد که در حال آرایش کردن هستم و با بائوشو [با بازی ژانگ سونگون] صحبت میکنم. این اتفاق درست قبل از پخش زنده خرید رخ میدهد. این جزئیات در فیلمنامه اصلی نبود.
تجربه برنده شدن جام ولپی
شما سومین بازیگر چینی هستید که جام ولپی را برنده شدهاید. قبلاً اشاره کردید که گونگ لی از طریق یک دوست مشترک به شما تبریک گفت. با پیشرفت حرفهتان، آیا بازیگرانی بودهاند که به آنها علاقهمند بودهاید؟
بسیار زیاد. بازیگران چینی مانند گونگ لی و مگی چونگ، و همچنین ستارگان بینالمللی مانند میشل یئو، همگی بازیگرانی هستند که بسیار به آنها احترام میگذارم. وقتی وارد این صنعت شدم، آنها الگوها و شخصیتهای نمادینی بودند که به آنها علاقهمند بودم.
تجربه ملاقات با مریل استریپ
بزرگترین ستارهای که در خارج از کشور ملاقات کردم، مریل استریپ بود. این دیدار در برلیناله برای فیلم “Crosscurrent” در سال ۲۰۱۱ اتفاق افتاد. تأثیر او بر من تنها به بازیگری محدود نمیشد. لحظهای که او به عنوان رئیس هیئت داوران روی صحنه آمد، مردم به مدت ۱۰ دقیقه برای او ایستاده تشویق کردند. من به شدت تحت تأثیر قرار گرفتم و اشک در چشمانم حلقه زد. در آن لحظه فکر کردم، “روزی میخواهم بازیگری مثل او شوم.” او احترام زیادی را به خود جلب کرده و موفقیت زیادی را به نمایش گذاشته بود. او با شادی و راحتی روی صحنه لبخند میزد. متوجه شدم که این همان نوع بازیگری است که میخواهم باشم. آن لحظه تأثیر بسیار عمیقی بر من گذاشت.
شما عکسی با او در شبکه اجتماعی چینی ویبو منتشر کردید که در آن او را در آغوش گرفتهاید. در آن لحظه ملاقات و تعامل با او چه احساسی داشتید؟
در آن زمان، نمیتوانستم به خوبی ارتباط برقرار کنم. انگلیسیام خیلی خوب نبود، بنابراین با جملات کوتاه صحبت میکردم. اما او مدام مرا تشویق میکرد و میگفت که خوب عمل میکنم و باید ادامه دهم. او بسیار شبیه به یک عضو مسن خانواده بود. گرم و سخاوتمند بود و هرگز از یک آغوش دریغ نمیکرد. همیشه با همهای که ملاقات میکرد، یکسان رفتار میکرد.
چالشهای آینده در نقشهای سینمایی
شما اجرایی کاملاً متفاوت از کارهای قبلیتان در “خورشید بر همه ما طلوع میکند” ارائه دادید. در آینده، دوست دارید با چه نوع نقشها یا ژانرهایی از فیلمها خود را به چالش بکشید؟
در واقع، پاسخ به این سوال از نظر یک ژانر خاص سخت است. اگر قبل از بازی در “خورشید بر همه ما طلوع میکند” از من میپرسیدید که چه نوع فیلمی میخواهم انجام دهم، نمیتوانستم بگویم. مییون یک زن معمولی است که در گوانگژو لباس میفروشد و من همین را به اندازه کافی چالشبرانگیز یافتم. واقعاً بستگی به عمق و پیچیدگی شخصیت دارد. اینکه آیا نقش به اندازه کافی مرا جذب میکند تا بخواهم وارد دنیای او شوم یا نه.
بعد از برنده شدن جام ولپی، بسیاری از افراد پست ویبو شما از سال ۲۰۱۸ را پیدا کردند که در آن به شوخی خود را به عنوان “سوپراستار بینالمللی” معرفی کرده بودید. حالا که واقعاً یک ستاره بینالمللی هستید، آیا اهداف جدیدی برای خود تعیین کردهاید؟ برخی جوایز دیگر یا همکاری با فیلمسازان بزرگتر؟
پاسخ به خود جوانتر
آن اظهار نظر “سوپراستار بینالمللی” در سخنرانی پذیرش من، پاسخی به خود جوانترم بود. صادقانه بگویم، هنوز فاصله زیادی با یک سوپراستار بینالمللی دارم. من فقط یک جایزه بینالمللی بردهام، پس لطفاً مرا اینگونه خطاب نکنید. ستارههای واقعی بینالمللی مانند گونگ لی، مگی چونگ، میشل یئو، ژانگ زییی و ژو شون، فیلمهای زیادی ساختهاند که مخاطبان بینالمللی به خوبی میشناسند.
وقتی به آینده فکر میکنم، میخواهم جام ولپی را به عنوان یک شروع ببینم. امیدوارم نقشهای نمادین بازی کنم و در نهایت به یک ستاره واقعی بینالمللی تبدیل شوم. نه فقط با یک اثر کلاسیک، بلکه امیدوارم در بسیاری از فیلمهای کلاسیک بازی کنم. احساس میکنم که برنده شدن جام ولپی نه تنها یک دستاورد شخصی است، بلکه لحظهای بسیار هیجانانگیز برای سینمای چین نیز هست. پس از سالها، اینکه یک بازیگر چینی دوباره این جایزه را دریافت میکند به جهان نشان میدهد که فیلمهای چینی همچنان قوی هستند.
نمایش در مجلات مد و اکران فیلم جدید
در ماه اکتبر، مردم شما را بر روی جلد بسیاری از مجلات مد خواهند دید و فیلم جدید شما “A Writer’s Odyssey II” قرار است در اول اکتبر در چین اکران شود. درباره این فیلم چه احساسی دارید؟
اولین همکاری من با کارگردان لو یانگ در فیلم «برادری تیغهها ۲: میدان نبرد جهنمی» بود. در آن زمان، من در پایینترین نقطه زندگیام بودم. او مرا برای ایفای یکی از نقشهای اصلی تحت فشار زیادی انتخاب کرد. او به من ایمان قوی داشت و فضای زیادی برای اجرا به من داد. همچنین به شدت از من حمایت کرد.
علاقه لو یانگ به دنیای انیمیشن و ژانر ووشیا
به عنوان یک فیلمساز، لو همیشه به دنیای انیمیشن و ژانر ووشیا علاقهمند بوده است. سریال «اودیسه نویسنده» راه او برای خلق یک جهان است. این جهان نوعی بُعد جایگزین است که در آن هر کس قدرتهای فوقالعاده متفاوتی دارد. حتی میتوان آن را نسخه چینی دنیای مارول نامید. این برای من واقعاً هیجانانگیز بود. وقتی او برای اولین بار درباره این پروژه به من گفت، گفتم که به هر قیمتی که شده از او حمایت خواهم کرد و در فیلم شرکت خواهم کرد.


توسط





