📋 خلاصه مقاله:
گییرمو دل تورو و یئون سانگ-هو در جشنواره فیلم بوسان درباره فرآیندهای خلاقانه و تأثیرات دوران کودکی بر آثارشان گفتگو کردند. دل تورو بر اهمیت اقتباس شخصی و همکاری در فیلمسازی تأکید کرد و یئون به تفاوتهای انیمیشن و فیلمهای زنده پرداخت.
دو تن از خلاقترین صداهای سینما در جشنواره بینالمللی فیلم بوسان گرد هم آمدند. آنها در گفتگویی صمیمانه درباره فرآیندهای خلاقانه خود صحبت کردند و ارتباطات شگفتانگیزی را بین آثارشان آشکار ساختند. این در حالی است که قارهها و فرهنگهای مختلفی آنها را از هم جدا کرده است.
گییرمو دل تورو و یئون سانگ-هو که هر دو استاد ترکیب داستانهای فانتزی با روایتهای عمیق انسانی هستند، در یک جلسه در کنفرانس Creative Asia نتفلیکس شرکت کردند. این گفتگو نگاهی به چگونگی رویکرد هر دو کارگردان به هنرشان ارائه داد.
هر دو فیلمساز ریشههای خلاقیت خود را به برخوردهای کودکی با هیولاها و انیمیشنهای ژاپنی نسبت میدهند.
تأثیرات دوران کودکی بر خلاقیت فیلمسازان
دل تورو درباره سالهای شکلگیری خود گفت: «من آدمی نیستم که به فضای باز علاقهمند باشد. من یک ناظر داخلی، خواننده، مصرفکننده رسانههای صوتی و تصویری و داستانگو هستم. میدانید، اگر فیلمی وجود نداشت، مرا از یک صخره به پایین میانداختند تا بمیرم.»
تأثیر انیمیشن ژاپنی بر فیلمسازان
یئون تأثیرات مشابهی را به اشتراک گذاشت و توضیح داد: «در واقع، فکر میکنم درست است که بگویم از همه چیز در زندگی الهام میگیرم. اما وقتی جوان بودم، در آن زمان در کره، انیمیشن ژاپنی در تلویزیون بود و من ورزشکار خوبی نیستم.»
گفتگو به روشهای آنها برای اقتباس از آثار موجود کشیده شد. دل تورو درباره اقتباس خود از «فرانکنشتاین» مری شلی که در بوسان به نمایش درآمده، توضیح داد که چگونه رابطهای چندین دههای با این اثر داشته است. او گفت: «فیلم را وقتی هفت ساله بودم دیدم. کتاب را وقتی یازده ساله بودم خواندم. از آن زمان تا کنون، مطالعه زندگی رمانتیکها را برای خودم هدف قرار دادهام. پرسی بی. شلی، مری شلی، لرد بایرون.»
فلسفه شخصی دل تورو در اقتباس
فلسفه او در مورد اقتباس بسیار شخصی است. او میگوید: «شما همه اینها را در طول دههها و دههها مطالعه میکنید و این بخشی از شما میشود. سپس کاری که انجام میدهید این است که همان آهنگ را با صدای خودتان و با تنظیمات متفاوت میخوانید. به نظر جدید میآید چون برای شما اهمیت دارد.»
یئون که در حال اقتباس از مانگای ژاپنی «بخار انسانی» است، از دانش عمیق دل تورو درباره آثار ناشناخته ژاپنی، از جمله فیلم «بخار انسانی» محصول ۱۹۶۰، ابراز شگفتی کرد. این موضوع نشاندهنده تبادل فرهنگی در فیلمسازی ژانر است.
تحسین دل تورو از گذار یئون
دل تورو با تحسین از گذار یئون از انیمیشن به فیلم زنده، آن را «بسیار نادر» توصیف کرد. او گفت که یک کارگردان انیمیشن به این زیبایی به فیلم زنده منتقل شود، اتفاقی خاص است. دل تورو انیمیشن، بهویژه استاپموشن، را به عنوان «شکلی خالص از هنر» تأکید کرد. او همچنان در کنار کارهای فیلم زندهاش به آن میپردازد.
یئون درباره قدرتهای مختلف هر رسانه تأمل کرد:
تفاوتهای انیمیشن و فیلمهای زنده
«انیمیشن و فیلمهای زنده جذابیتهای متفاوتی دارند. در انیمیشن، تقریباً همه سبکهای طراحی وجود دارد. شما میتوانید چیزی را تنها از طریق شکل ظاهر منتقل کنید که واقعاً جذابیت بزرگی است. بسته به اینکه چگونه آن را به حرکت درآورید، نحوه بیان احساسات بسیار تغییر میکند. بنابراین دامنه وسیعتری برای انتقال احساسات دارد. فیلمهای زنده قطعاً اصالتی دارند که از استعدادهایی که بازیگران دارند ناشی میشود. بنابراین قدرت انتقال متفاوتی از آن وجود دارد.»
آرزوی ساخت انیمیشن افسانهای
او ادامه داد: «از آنجا که اکنون در حال ساخت سریالهای فیلم زنده زیادی هستم، در گوشهای از قلبم تمایل دارم روزی انیمیشن افسانهای مانند آثار اوسامو تزوکا یا آثاری که در کودکی بسیار دوست داشتم بسازم. وقتی روی پروژههایی با موجودات کار میکنم، تا حدی لذتی که در زمان ساخت انیمیشن داشتم را تجربه میکنم.»
هر دو کارگردان داستانهایی درباره پذیرش لحظات غیرمنتظره در طول تولید به اشتراک گذاشتند. یون با یادآوری تولید «قطار به بوسان»، به یک مثال خاص اشاره کرد: «در ابتدا، چون من انیمیشن کار میکردم، سعی میکردم تا حد ممکن کمتر طراحی کنم. اما وقتی توضیحی لازم بود، طراحی میکردم. موردی که بیشترین نمایندگی را داشت، زمانی بود که فیلمبرداری «قطار به بوسان» انجام میشد. صحنهای بود که در پایان زامبیها کشیده میشدند، اما آن صحنه در ابتدا وجود نداشت. ما گفتیم باید چنین صحنهای اضافه کنیم. اما کارکنان نمیتوانستند بهطور دقیق بفهمند که چه نوع صحنهای است. بنابراین حدود یک روز را صرف طراحی آن صحنه کردم. به طرز شگفتانگیزی، تقریباً با تصویری که اکنون در فیلم ظاهر میشود، یکسان است.»
او همچنین داستان دیگری از تولید را به اشتراک گذاشت:
چالشهای تولید و هماهنگی با طبیعت
“ما یک صحنه از گذشته داشتیم، بنابراین برای دکوراسیون صحنه خیلی زحمت کشیدیم. بعد از آمادهسازی به آنجا رفتیم، اما شب قبل باران بسیار سنگینی بارید. باران بارید و تمام گل و لای شسته شد و زمینی که آماده کرده بودیم کاملاً گلی شد. در ابتدا فکر کردیم که بدشانس هستیم و سعی کردیم آن را تمیز کنیم. اما وقتی سعی کردیم آن را تمیز کنیم، ظاهر آن به خوبی با گذشته هماهنگ شد. وقتی چنین اتفاقاتی میافتد، حادثه واقعاً یک حادثه نیست بلکه فیلم را واقعاً خاص میکند.”
فلسفه کارگردانی دل تورو
گسترش این فلسفه، دل تورو گفت: “با افزایش سن، یاد میگیرید که وقتی کارگردان جوانی هستید، زیاد صحبت میکنید. وقتی مسنتر میشوید، بیشتر گوش میدهید. و میدانید چه کسی همیشه صحبت میکند؟ فیلم… و اگر یاد بگیرید گوش دهید، با درک اینکه حادثه به شما میگوید این همان چیزی است که فیلم میخواهد باشد، فیلم بهتری میسازید.”
دل تورو در پاسخ به سوالی درباره حفظ عناصر انسانی در میان صحنههای بزرگ و دیدنی، تأکید کرد که “همه چیز درام است” بدون توجه به مقیاس. او فیلمسازی را به عنوان “شعری با سختافزار” توصیف کرد و توضیح داد که چگونه عناصر فنی مانند حرکت دوربین و تدوین، تأثیر احساسی ایجاد میکنند.
فیلمسازی به عنوان شعری با سختافزار
او گفت: “فیلم شعری با سختافزار است. شما یک ریل دوربین دارید، یک لنز دارید، یک دوربین دارید. از چیزهای سخت برای ایجاد حرکت سمفونیک استفاده میکنید.”
تأکید بر همکاری در فیلمسازی
هر دو کارگردان بر طبیعت همکاری در کار خود تأکید کردند. دل تورو با اشاره به اینکه همه عناصر بصری با هم کار میکنند، گفت: “لباس طراحی صحنه است. طراحی صحنه فیلمبرداری است. فیلمبرداری لباس است. هیچ تفاوتی وجود ندارد. شما یک تصویر واحد ایجاد میکنید.”
نصیحتهای ارزشمند در تولید فیلم
او نصیحتی از استاد جلوههای ویژه آرایشی، دیک اسمیت، را به اشتراک گذاشت و از لارنس اولیویه نقل قول کرد: “وقتی در صحنهای بارانی بازی میکنید، بگذارید باران بخشی از بازیگری را برای شما انجام دهد.” این فلسفه به هر عنصر تولید گسترش مییابد، جایی که “همه چیز بازیگری است.”
گفتگو به موضوع برخورد با نقدهای منفی پرداخت. یون دیدگاه خود را ارائه داد:
دیدگاه یون درباره نقدهای منفی
«در واقع، من احساس میکنم که منتقدان چه نوع افکاری درباره آثار خاصی دارند. من آن را احساس میکنم و گاهی ممکن است بین من و آن شخص فاصلهای باشد. وقتی فاصلهای وجود دارد، سعی میکنم به اندازه کافی به آن احترام بگذارم و آن را درک کنم، اما تأثیر زیادی بر کار من ندارد.»
رویکرد دل تورو به نقدها
در همین حال، دل تورو فاش کرد که دیگر نقدها را نمیخواند، چه مثبت و چه منفی. او گفت: «اگر به نقدهای خوب باور داشته باشید، باید به نقدهای بد هم باور داشته باشید. و من نمیخواهم.»
تأکید بر عمق ارتباط
او بر عمق ارتباط به جای گستردگی مخاطب تأکید کرد و به اشتراک گذاشت که چگونه فیلم «برزیل» اثر تری گیلیام او را متحول کرد. حتی با وجود اینکه در یک سالن خالی نمایش داده شد، او گفت: «مهم نیست که چند نفر آن را دوست داشتند یا نه. این فیلم زندگی من را تغییر داد.»
یئون با اشاره به وضعیت فعلی صنعت، به مقایسههای تاریخی پرداخت:
ظهور ویدئودک و تأثیر آن بر انیمیشن
«من اینطور فکر میکنم. از آنجا که من انیمیشن کار کردهام، کسانی که واقعاً به انیمیشن علاقه دارند میدانند، اما زمانی چیزی به نام ویدئودک وجود داشت. وقتی ویدئودک شروع به ظهور کرد، ژانری به نام OVA (انیمیشن ویدیویی اصلی) در ژاپن شروع به ظهور کرد.» او اشاره کرد که در حالی که استریمینگ انتشار جهانی همزمان را ارائه میدهد، فیلمهای سینمایی زمانبندی متفاوتی در کشورهای مختلف دارند و روشهای عمق و ارائه متفاوتی را فراهم میکنند که آنها را به تجربیاتی «کاملاً متفاوت» تبدیل میکند.
اندازه ایدهها در مقابل اندازه صفحه نمایش
دل تورو با تمرکز بر «اندازه ایدهها» به جای اندازه صفحه نمایش، اشاره کرد که محتوا باید به طور مؤثر در هر دو محیط خانه و سینما کار کند.
توصیههایی برای کارگردانان تازهکار
جلسه با توصیههایی برای کارگردانان تازهکار به پایان رسید. دل تورو با استفاده از استعاره ازدواج گفت: «ساختن یک فیلم یک قرار ملاقات نیست، بلکه یک ازدواج است. بنابراین به راحتی ازدواج نکنید. با افرادی ازدواج کنید که واقعاً برایشان اهمیت قائل هستید.»


توسط
توسط

توسط


