📋 خلاصه مقاله:
جاش دوهامل در فیلم کمدی اکشن “London Calling” نقش یک قاتل اجیر شده را بازی میکند که به دلیل مشکلات مالی و هزینههای بالا، پروژه کارگردانیاش را از مالیبو به بریتانیا منتقل کرده است. او به چالشهای صنعت فیلمسازی و تاثیر هوش مصنوعی بر آن اشاره میکند.
این بازیگر مجبور شد پروژه کارگردانی بعدی خود را از مالیبو به بریتانیا منتقل کند.
وقتی جاش دوهامل در فیلم کمدی اکشن جدید آلن آنگر به نام “London Calling” ظاهر میشود، به سختی قابل شناسایی است. این بازیگر همیشه خوشچهره برای چند صحنه اول خود موهایش را تراشیده است.
«این من بودم که سعی میکردم برای یک لحظه جیسون استاتهام باشم»، دوهامل به من میگوید. «من گفتم، ‘باشه، آلن، من یک ایده دارم. واقعاً میخواهم کچل باشم چون میخواهم تفاوت ظاهری بین بخش اول این فیلم و زمانی که او را یک سال بعد میبینیم وجود داشته باشد. میخواهم کچل باشم، میخواهم یک آدم خفن باشم، میخواهم مثل یک آدمکش خفن به نظر برسم، مثل جیسون استاتهام.’ اما بعد سریعاً متوجه میشویم که او واقعاً آن آدم نیست. در فیلمی که بودجه زیادی ندارد، این کلاههای کچلی ارزان نیستند. این یک فرآیند کامل است. فکر میکنم ارزشش را داشت. این داستان کوچک را روایت میکند.»
دوامل نقش یک قاتل اجیر شده را بازی میکند. او پس از اینکه به طور تصادفی یکی از اعضای خانواده یک رئیس جنایتکار (آیدان گیلن) را میکشد، از پایگاه خود در لندن به لس آنجلس فرار میکند. وقتی تصمیم میگیرد به لندن بازگردد، رئیس مشکوک او در لس آنجلس (ریک هافمن) موافقت میکند که اگر پسرش (جرمی ری تیلور) را برای سخت کردن او همراه بیاورد، او را در امان نگه دارد.
مشکلات دید ضدقهرمان
آیا ذکر کردم که دید ضدقهرمان دوامل کمی مشکل دارد؟ او به نسخه جدید عینک نیاز دارد.
گفتگو با دوامل
چند روز قبل از اینکه دوامل فیلمبرداری فصل دوم سریال موفق نتفلیکس خود «Ransom Canyon» را آغاز کند، با او صحبت کردم.
چقدر لذتبخش است که نقش یک قهرمان اکشن را بازی کنید که نمیتواند ببیند به کجا شلیک میکند؟
آن قهرمان اکشنی که دیگر مثل گذشته نیست؟ به نظر من، این چیزی است که فیلمهایی از این دست را جذاب میکند. من عاشق ایده شخصیتهایی هستم که همه چیز را در کنترل ندارند. آنها کامل نیستند و باید با ناامنیهایی که سالها از آنها دوری کردهاند، روبرو شوند. او باید با این واقعیت روبرو شود که دیگر آنچه که قبلاً بوده نیست. این به شما فضای جدیدی برای بازی میدهد.
چالشهای پیر شدن شخصیتها
شخصیت شما نیز با مسئله پیر شدن روبرو است.
این لحظهای است که هر ورزشکاری که تا به حال ورزش حرفهای انجام داده، تجربه کرده است. لحظهای میرسد که میگویید: “میدانی چیست؟ من دیگر برای این کار پیر شدهام.” این واقعیت سختی است که باید پذیرفت.
چالشهای پس از دوران حرفهای
فکر میکنم برای او، در ۲۰ یا ۲۵ سال گذشته کار دیگری نکرده است. وقتی کسی در کشتار قراردادی واقعاً خوب است، با خودش چه میکند؟ این واقعاً او را مجبور میکند که در لسآنجلس پنهان شود.
طنز داستان
اما طنز این فیلم این است که ما در لندن شروع میکنیم و سپس او مجبور میشود از لندن فرار کند و در نهایت به لسآنجلس برسد. من لسآنجلس را ترک کردم تا به کیپتاون پرواز کنم و فیلمی را که در لسآنجلس است، فیلمبرداری کنم. چیزی در این میان اشتباه است. باید این مسئله را حل کنیم. بیایید این گروهها را دوباره در لسآنجلس به کار بگیریم.
فکر میکنم باید مشوقهای بیشتری وجود داشته باشد. باید شرایط را مساعدتر کنیم. در حال حاضر، موانع زیادی برای انجام کار وجود دارد. من به تازگی فیلمی در لندن به نام «پیشدبستانی» کارگردانی کردم. این فیلم درباره دو پدر است که برای گرفتن آخرین جای خالی در یک پیشدبستانی بسیار سطح بالا و متظاهرانه برای فرزندشان مبارزه میکنند.
تغییر مکان فیلمبرداری
در ابتدا قرار بود فیلم در مالیبو ساخته شود، اما نتوانستیم آنجا فیلمبرداری کنیم. هزینهها بسیار بالا بود. ما آن را برای لندن بازنویسی کردیم و به سبک یک پیشدبستانی ۵۰۰ ساله و بسیار معتبر شبیه هاگوارتز درآوردیم. هزینهها در بسیاری از جنبهها بسیار بالا رفته و من از اتحادیهها حمایت میکنم، اما این موضوع بودجه را به شدت افزایش میدهد. باید راهی پیدا کنیم تا آن را برگردانیم زیرا بسیاری از دوستانم در پیدا کردن کار دچار مشکل شدهاند.
نگرانیهای موجود در صنعت
میتوانید این را در هوای لسآنجلس حس کنید. به دلایل مختلف، به ویژه به دلیل عدم قطعیت در صنعت، همه به نظر میرسد که نگران هستند.
سپس شما هوش مصنوعی را به این ترکیب اضافه میکنید. این کار را حتی دشوارتر میکند زیرا اکنون نیاز به بسیاری از اعضای کلیدی تیم را واقعاً کاهش میدهد. امیدوارم که بتوانیم به نوعی راهی پیدا کنیم تا این کار را انجام دهیم. واقعاً چیزی وجود ندارد که بتواند جلوی هوش مصنوعی را بگیرد. شما میتوانید محدودیتهایی برای آن قرار دهید. اما اگر بتوانید یک فیلم ۱۰۰ میلیون دلاری را با ۱۰ میلیون دلار بسازید، آنها این کار را خواهند کرد.
چالشهای تولید فیلم در عصر هوش مصنوعی
این منطقی نیست که فیلمها در پایتخت فیلمسازی جهان ساخته نشوند.
فکر میکنم نیاز به یک تلاش واقعی برای بازگرداندن آن وجود دارد. ما میتوانیم این کار را انجام دهیم. قطعاً میتوانیم این کار را انجام دهیم. چه با ایجاد انگیزه بیشتر یا همکاری با اتحادیهها برای ایجاد شرایط مناسبتر. نمیدانم پاسخ چیست، اما واقعاً خوب میشود که اینجا کار کنیم تا مجبور نباشم اینقدر سفر کنم.
با وجود موانع، چقدر به کارگردانی علاقه دارید؟
واقعاً خیلی. من عاشق این هستم که بتوانم داستان را به شکلی که میبینم شکل دهم. بارها پیش آمده که به یک کارگردان جوان اعتماد کردهام و بعد با خودم گفتهام، “دوست من، این همان چیزی است که ما انجام دادیم. این چیست؟” در یک نقطهای، با خودم گفتم، “میدانی چه؟ میخواهم حداقل یک بار امتحان کنم ببینم با داستانی که در ذهنم دارم چه کاری میتوانم انجام دهم.” متوجه شدم که این کار بسیار زیادی است. همهگیر است. طولانی است.
آیا قصد دارید قسمتهایی از “دره رنسوم” را کارگردانی کنید؟
نه. نه. میگذارم آنها این کار را انجام دهند. شاید یک روزی، اگر فصل دیگری داشته باشیم، این کار را انجام دهم. شاید سال آینده اگر به من اجازه دهند. واقعاً این برنامه را دوست دارم. فکر میکنم فصل جدید به خوبی، اگر نه بهتر از فصل اول باشد، از آنچه تاکنون خواندهام.
در فصل دوم چه انتظاری باید داشته باشیم؟ چند فیلمنامه را توانستهاید بخوانید؟
من فقط دو تا از آنها را خواندهام. احتمالاً نمیتوانم چیز زیادی بگویم بدون اینکه از نتفلیکس توبیخ شوم، اما واقعاً خوب است. از زمانی که ما را ترک کردیم، اتفاقات زیادی افتاده است. شخصیت مینکا کلی، کوئین، به نیویورک رفته است. در مزرعه و نیویورک اتفاقات زیادی افتاده است. وقتی او برمیگردد، خواهید دید. من واقعاً از کار با برنت کالن، پدرم در این نمایش لذت بردم. او یک بازیگر سنگینوزن است و واقعاً درخشان است. شخصیتهای ما اصلاً با هم توافق ندارند. از این نوع برخوردها زیاد خواهد بود.
موفقیت غیرمنتظره نمایش
آیا انتظار داشتید که این نمایش چنین موفقیتی داشته باشد؟ در عرض چند روز پس از انتشار به رتبه یک نتفلیکس رسید.
خیلی خوب است وقتی چنین اتفاقاتی رخ میدهد. شما چیزهای زیادی دارید و هرگز نمیدانید مردم به چه چیزی واکنش نشان خواهند داد. احساس میکردم ممکن است واکنش نشان دهند چون همه آن عناصر را داشت. آنچه دیدم مثل یک شلوار جین قدیمی یا غذای راحتی بود. با خودم گفتم، “این واقعاً میتواند کار کند”، اما هرگز نمیدانید. مردم تصمیم میگیرند و بعد از ۲۶ یا ۲۷ سال انجام این کار، بردها سخت به دست میآیند. وقتی آنها را به دست میآورید، واقعاً بابت آن سپاسگزارید.
عشق به زمانهای خوب و صابونی
همه ما عاشق یک زمان خوب و صابونی و کابویها هستیم.
و شلوار جین تنگ.
فیلم جدید در سینماها
فیلم “London Calling” اکنون در سینماهاست.


توسط
توسط




