📋 خلاصه مقاله:
آدریا گارسیا پس از ۱۸ سال با انیمیشن “گنج باراکودا” به دنیای انیمیشن بازگشته است. این فیلم اقتباسی از کتاب یانوس کامپوس، داستان دختری یتیم و دزدان دریایی را روایت میکند و در جشنواره فیلم سن سباستین به نمایش درمیآید. گارسیا به تغییرات دنیای انیمیشن و فرصتهای جدید آن اشاره میکند.
آدریا گارسیا، کارگردان برنده جایزه گویا برای فیلم «نوکتورنا»، با اولین انیمیشن بلند خود پس از تقریباً دو دهه با عنوان «گنج باراکودا» بازگشته است.
تقریباً ۱۸ سال پس از اولین فیلم بلند خود “Nocturna” که جایزه گویا برای بهترین فیلم انیمیشن را به دست آورد، آدریا گارسیا با فیلم “گنج باراکودا” به دنیای انیمیشن بازگشته است. این فیلم توسط Filmax به فروش میرسد و اولین نمایش جهانی خود را در جشنواره فیلم سن سباستین (۱۹-۲۷ سپتامبر) دارد. این اثر از کتابی به همین نام نوشته یانوس کامپوس اقتباس شده است. داستان دختری یتیم را دنبال میکند که به طور تصادفی به یک کشتی دزدان دریایی به رهبری کاپیتان باراکودا میپیوندد.
در گفتوگو با ورایتی پیش از جشنواره باسک، گارسیا دلیل فاصله طولانی بین دو انیمیشن را توضیح میدهد. او در سال ۲۰۱۹ فیلم زنده “خانواده من و گرگ” را کارگردانی کرد. این فاصله به زمانی که برای شروع چنین پروژهای لازم است، نسبت داده میشود. ایده “گنج باراکودا” از تهیهکننده معروف والری دلپیر در اینیشیا فیلمز (“تابستان ۱۹۹۳”، “۲۰,۰۰۰ گونه زنبور”) در دوران همهگیری به وجود آمد. در این زمان، گارسیا فرصت داشت در خانه بنشیند و درباره بهترین روش برای نزدیک شدن به داستان فکر کند.
«حتی اگر ایده اصلی از والری بود، این فرصت خوبی برای من بود که وارد آن شوم»، او میگوید. «این موضوعی بود که از آن لذت میبردم. ما با آزادی زیادی به داستان نزدیک شدیم. با این حال، میخواستم دنیاسازی کتاب را حفظ کنم. آثار هنری اصلی چیزی بود که باعث شد به این پروژه علاقهمند شوم. همچنین چالشی جالب بود که این مرجع را داشته باشیم و آن را به خودمان تبدیل کنیم. با روحیه تصاویر بازی کنیم، که این شخصیتهای زیبا و دستکشیده با ابعاد وحشی هستند. برخی شخصیتها واقعاً خندهدارند.»
در ابتدا، دلپیر به ساخت فیلم به صورت زنده فکر میکرد. کارگردان به یاد میآورد: «آنها هرگز با انیمیشن کار نکرده بودند. وقتی به من مراجعه کردند، در حال کار روی نسخهای از فیلمنامه بودند. اما مطمئن نبودند که آیا میخواهند با انیمیشن پیش بروند یا نه. این تصمیم درست به نظر میرسید زیرا کتاب از قبل دارای تصاویر و آن دزدان دریایی شبیه به افسانهها بود. همه چیز از قبل وجود داشت، بنابراین منطقی بود که آن را به صورت انیمیشن بسازیم.»
گنج در فیلم تنها با دنبال کردن دستورالعملهای یک کتاب پیدا میشود. در حالی که هیچ دزدی دریایی سواد ندارد، یتیم جوانی که با محبت به او لقب اسپارکی دادهاند، بهطور مناسبی توسط راهبهها آموزش دیده است. او با آموزش خدمه جدیدش برای رمزگشایی کلمات روی صفحه، حضورش در کشتی را تضمین میکند.
افسانه احساسی و قدرت خواندن
در این میان، انیمیشن زیبا و جذاب «گنج باراکودا» درباره دزدان دریایی است. بله، اما همچنین یک افسانه احساسی درباره قدرت خواندن برای ترویج ارتباط و اهمیت و ارزش خانوادههای انتخابی است.
گارسیا درباره جذابیت این داستان میگوید که ایده تعامل دزدان دریایی با کودکان در این دنیا را “بسیار خاص” یافته است. او توضیح میدهد: “اینها دزدان دریایی واقعی نیستند و کارهای واقعی دزدان دریایی را انجام نمیدهند. این تصویری است که از طریق ادبیات و فیلمها شکل گرفته است. دزدان دریایی که خودشان تقریباً مانند کودکان هستند.”
مفهوم خواندن در داستان
از سوی دیگر، مفهوم خواندن و چگونگی ادغام آن در داستان نیز وجود داشت. اینکه چگونه دزدان دریایی یاد میگیرند بخوانند و چگونه کلمات با هم ترکیب میشوند. در این دنیا، هر کسی میتواند راهی برای ارتباط پیدا کند.
هنگام تشکیل تیم خود، گارسیا به طور خاص به دنبال جذب خلاقانی از خارج از دنیای انیمیشن بود. مدیر هنری انریکه فرناندز یک طراح کتابهای کمیک است که کارگردان سالها پیش با او همکاری را آغاز کرده بود.
توسعه حرفهای هنرمندان کتابهای کمیک
او میگوید: «او به عنوان یک هنرمند کتابهای کمیک حرفه خود را توسعه داد و من واقعاً از کارهایی که انجام میداد خوشم میآمد. حتی اگر فرصتی برای کار بر روی پروژهای از این نوع نداشتیم، برای این کار با احتیاط به او نزدیک شدم. زیرا مطمئن نبودم که او بخواهد در انیمیشن کار کند. اما او واقعاً آن را به چیزی خاص خود تبدیل کرد. این همان چیزی بود که من میخواستم، افرادی که چیزهای خاص خود را به پروژه بیاورند. من میخواستم با افرادی آشنا شوم که بتوانم از آنها یاد بگیرم.»
تحولات دنیای انیمیشن
وقتی از او پرسیده شد که دنیای انیمیشن، به ویژه انیمیشن اروپایی، در تقریباً دو دهه از زمان «نوکتورنا» چقدر تغییر کرده است، گارسیا میگوید که «به چیزی کاملاً جدید تبدیل شده است.»
او میگوید: «وقتی کار در انیمیشن را شروع کردم، فقط استودیوهای بزرگ آمریکایی مانند دیزنی وجود داشتند. اکنون، حداقل در اینجا در اروپا، بسیار غنی و متفاوت است. احساس میشود که فرصتهای زیادی برای یافتن روشهای مختلف ساخت و کار با مخاطبان مختلف وجود دارد. این واقعاً دلگرمکننده است. با دیدن همه این پروژهها، نمیتوانید کمی فروتن نباشید. در همه جا افرادی هستند که چیزهایی میسازند که بسیار جالب به نظر میرسند. در حال حاضر، محیط بسیار غنی برای انیمیشن وجود دارد.»
فرصتها و چالشهای صنعت انیمیشن
این فیلمساز تأکید میکند که در حالی که همیشه بحرانهایی وجود دارد و «به اندازهای که میخواهیم شغل و فرصت وجود ندارد»، هنوز هم «پروژههای بسیار جالبی» وجود دارد. او اضافه میکند: «و منظورم فقط یکی دو پروژه بزرگ فرانسوی نیست که قبلاً داشتیم.»
آیا دو دهه دیگر طول خواهد کشید تا گارسیا یک انیمیشن دیگر منتشر کند؟ او امیدوار است که اینطور نباشد. فعلاً از “احساس راحتی بزرگی” که با اتمام آخرین پروژهاش به دست آورده، لذت میبرد.
واکنشها و احساس موفقیت
او میگوید: “میخواهم کمی از پروژه فاصله بگیرم و فقط واکنشها را ببینم. انتظاری ندارم؛ چیزی که دارم احساس موفقیت است زیرا توانستیم آنچه را که میخواستیم انجام دهیم. میخواهم از این لحظه لذت ببرم. شما هرگز نمیدانید چه اتفاقی برای یک فیلم خواهد افتاد. بنابراین باید سعی کنید از هر چیزی که در یک جشنواره اتفاق میافتد لذت ببرید.”
تولید “گنج باراکودا”
“گنج باراکودا” توسط والری دلپیر در اینیشیا فیلمز تولید شده است. این پروژه با همکاری الکس سروانتس و آلوارو گارسیا در استودیوی هامپا و رافائل اینگبرگ از بلژیک بلویژن انجام شده است.


توسط
توسط
توسط
توسط


