چو باد، عزمِ سرِ کویِ یار خواهم کرد
نفس به بویِ خوشش مُشکبار خواهم کرد
به هرزه بی می و معشوق عمر میگذرد
بِطالتم بس از امروز کار خواهم کرد
هر آبروی که اندوختم ز دانش و دین
نثارِ خاکِ رهِ آن نگار خواهم کرد
چو شمعِ صبحدمم شد ز مهر او روشن
که عمر در سر این کار و بار خواهم کرد
به یادِ چشم تو خود را خراب خواهم ساخت
بنایِ عهدِ قدیم استوار خواهم کرد
صبا کجاست؟ که این جانِ خون گرفته چو گُل
فدای نَکهَتِ گیسویِ یار خواهم کرد
نفاق و زَرق نبخشد صفایِ دل حافظ
طریقِ رندی و عشق اختیار خواهم کرد
تعبیر فال شما
در این غزل، حافظ از تصمیم و ارادهای نو سخن میگوید که او را به سوی عشق و معشوق میکشاند. او میخواهد از بطالت و بیهدفی دوری کند و زندگیاش را به شور و عشق پر کند. هر آنچه از علم و دین اندوخته، حاضر است در راه محبوب نثار کند و به عشق و سادگی روی آورد. این غزل یادآور میشود که عشق و وفاداری میتوانند زندگی را روشن و هدفمند سازند. با عشق و تلاش، میتوانید به زندگی خود معنا و زیبایی ببخشید.


توسط
توسط
توسط
توسط


