📋 خلاصه مقاله:
برنامه فیلمسازان زن تریبکا و شنل در نیویورک با حضور زنان برجسته هالیوود برگزار شد. کاریشما دو داب و امجی اونجلیستا برای فیلم کوتاه «غریبهها» برنده شدند. این برنامه فرصتی برای فیلمسازان جوان بود تا با حمایت مالی و راهنمایی، خلاقیت خود را به نمایش بگذارند.
اگرچه پاییز به طور رسمی در نیویورک آغاز شده است، اما عصر پنجشنبه، هوای گرم و تابستانی بر فراز پشتبام پنتهاوس هتل گرینویچ در تریبکا حاکم است. در اینجا، برخی از زنان برجسته هالیوود گرد هم آمدهاند تا برندگان برنامه فیلمسازان زن تریبکا و شنل را جشن بگیرند.
جمعیت که تقریباً بهطور کامل از زنان تشکیل شده بود، به سمت پاسیو میرفت. در این میان، داوران سارا پلسون، مگان فاهی، کیتلین دیور، آلیسون جنی، پایال کاپادیا، ایسا ری و جنی اسلیت برندگان جایزه بزرگ امسال را اعلام کردند. کاریشما دو داب و امجی اونجلیستا برای فیلم کوتاه «غریبهها» برنده شدند. این فیلم درباره دو تازهعروس خجالتی است که بهطور ناشیانهای در روزهای اولیه ازدواج ترتیب دادهشدهشان به دنبال صمیمیت میگردند.
در طول سه روز گذشته، دوب و اونجلیستا در میان گروهی منتخب از فیلمسازان بودند. آنها در کارگاههای فشرده و جلسات توسعه فیلمنامه یک به یک شرکت کردند. همچنین، در گفتگوهای صمیمی به عنوان بخشی از برنامه راهنمایی Through Her Lens حضور داشتند. به عنوان برندگان، آنها تأمین مالی کامل برای تولید فیلم کوتاه خود را با حمایت استودیوهای Tribeca دریافت خواهند کرد.
برای پاولسون، زیبایی کار بر روی پروژههای فیلمسازان جوان در فاصله گرفتن از اجزای تجاری نهفته است. این اجزا اغلب میتوانند آزادی خلاقانه را محدود کنند. پاولسون به ورایتی میگوید: «من الهام گرفتم زیرا با خلوص علاقه اولیهام به این رسانه روبرو شدم.» او ادامه میدهد: «شما میتوانید خود را در مسیری برای پذیرش هنری بیابید. همچنین میتوانید وارد چیزی شوید که واقعاً برایتان مهم است. اما این با اجزای تجاری زندگی که برای گذران زندگی نیاز دارید، ترکیب میشود. برخی از این چیزها به طور کامل در تضاد هستند.»
او ادامه میدهد: «اما به نوعی، شما این لحظه را با این فیلمسازان جوان در آغاز کار و زندگیشان دارید. جایی که آنها با ایدهها و اعتماد به نفس و کنجکاوی و کاوش بسیار خالص هستند. آنها احساس محدودیتهای فیلمسازی تجاری را ندارند. این لحظه بسیار قوی و تأثیرگذار بود.»
تجربه متقابل و سودمند برنامه
از صحبت با پالسن و همکار داور او، فاهی، و برندگان جایزه بزرگ، مشخص است که این برنامه تجربهای متقابل و سودمند بود. فاهی میگوید: «بیشتر ما به بودن در طرف دیگر عادت داریم. بنابراین نشستن روی مبل، در طرف دیگر میز، چیزی بود که احساس میکردم همه ما به آن آگاه بودیم. ما بازخوردهایی دریافت میکردیم که همه چقدر خوشحال بودند که ما به آنها لبخند میزدیم. اما فکر میکنم به این دلیل است که همه ما واقعاً میدانیم چه احساسی دارد که وارد اتاقی شوید. سعی کنید چیزی را به دست آورید و واقعاً عصبی باشید و با چیزی مواجه شوید که احساس راحتی زیادی به شما نمیدهد.»
در حالی که فیلمسازان جوان در طرف دیگر میز نکات فیلمنامه و مشاوره شغلی دریافت میکردند، داوران با تجربه از نسل جوانتر امید دریافت کردند. نسلی که با وجود چالشهای به ظاهر غیرقابل عبور در یک اقتصاد و صنعت در حال تحول، همچنان برای خلق هنر خود حضور دارند.
چالشها و امیدهای نسل جوان
پالسون میگوید: «آنها میدانند که چه اتفاقی با هوش مصنوعی در حال رخ دادن است. آنها میدانند که در سیستم استودیو چه میگذرد. آنها میدانند که ساخت یک فیلم چقدر سخت است. با این حال، اینجا هستند با ایدههایشان و پر از انرژی. این الهامبخش است. امیدوار بودن جالب است. خوشبین بودن جالب است. واقعاً احساس میکنم که این یک لحظه زیبا برای من است که ببینم هنوز میتوان آرزوها و امید داشت، حتی در این لحظاتی که به نظر میرسد دیدن نور واقعاً سخت است.»
در ادامه، پاولسون با ورایتی درباره برنامه Through Her Lens، یافتن الهام از نسل بعدی فیلمسازان و چگونگی یافتن امید در لحظه سیاسی بیسابقه امروز صحبت میکند:
ابتدا، شب امی شما چگونه بود؟
همه آن برندگان برای من مانند یک ارتباط بودند. مردم به دقت توجه میکنند، نه فقط تیک زدن جعبهها، بلکه پاداش دادن به کار بر اساس استعداد واقعی. این یک شب بزرگ بود. سخنرانیهای الهامبخش و شب بزرگی برای زنان و اجراهای افراد بالای ۴۰ سال بود. شاید این یک هجوم بزرگ و ورود داستانهای افراد در دهه ۴۰ و ۵۰ زندگیشان باشد که برای من عالی است.
بسیاری از افرادی که برنده شدند، شایسته برنده شدن بودند. درست است؟ چند نفری هم بودند که فکر میکردم باید برنده میشدند اما نشدند. بنابراین، سوال من این است که آیا ارزش آن کار به طور چشمگیری کمتر مهم، ارزشمند یا شایسته میشود چون با یک تندیس تاجگذاری نشده است؟ در ذهن من، پاسخ منفی است. آن شخصی که کارش را تحسین میکنم، در نور برنده شدن آن شخص دیگر کمرنگ نمیشود.
چه نوع داستانهایی را دوست دارید بیشتر در فیلم و تلویزیون ببینید؟
من عاشق درامهای خانوادگی هستم. زمانی که به فیلمهای ساخته شده در دهههای ۷۰ و ۸۰ نگاه میکنم، مانند “آلیس دیگر اینجا زندگی نمیکند”، “زنی تحت تأثیر”، “شب افتتاحیه” و حتی “کارتپستالهایی از لبه”، متوجه میشوم که این فیلمها درباره روابط شخصی و بینفردی بودند. هیچ رویداد یا انفجاری در کار نبود. دنیا به پایان نمیرسید و گدازهها در خیابانهای منهتن جاری نمیشدند. این فیلمها درباره تعامل مردم با یکدیگر و چگونگی ساختن زندگی بودند.
زندگی زیسته و کاوش در فیلمسازی
زندگی زیسته چیست؟ در زمانی متفاوت در فیلمسازی، کاوش زیادی در این زمینه وجود داشت. به نظر میرسد که دیگر فضای زیادی برای آن وجود ندارد. اگر هم اتفاق بیفتد، بیشتر در تلویزیون رخ میدهد. این امر عالی است زیرا تلویزیون نیز مکان فوقالعادهای برای کار است.
من کنجکاوم که آیا «Intermezzo» اثر سالی رونی به فیلم تبدیل خواهد شد یا نه. این کتاب را به طرز شگفتانگیزی دوست داشتم و واقعاً تحت تأثیر آن قرار گرفتم.
همچنین، «فروشگاه مواد غذایی بهشت و زمین» اثر جیمز مکبراید کتابی فوقالعاده است. فکر میکنم قرار است به فیلم تبدیل شود، اما هنوز نوشته نشده است. واقعاً آن کتاب را دوست داشتم. این روزها زیاد مطالعه میکنم چون احساس میکنم مطالعه جای فوقالعادهای برای زندگی کردن است. با این حال، فرار کردن نباید حالتی باشد که در آن زندگی کنیم. کنجکاوم که آیا باید در حالتی زندگی کنیم که به شدت بیدار و حاضر باشیم.
حضور داشتن در این لحظه سیاسی برای شما چه معنایی دارد؟
این تنها گفتوگوهایی است که با دوستانم دارم و مطمئنم شما هم با دوستانتان همین گفتوگوها را دارید. مثلاً، چه باید بکنیم؟ آیا به یک انقلاب نیاز داریم؟ آیا باید به خیابان بیاییم به شکلی که اکنون نیستیم؟ وقتی در رستورانها و در منهتن به اطراف نگاه میکنید و مردم در حال شام خوردن، قدم زدن و زندگی کردن هستند… نمیدانم جایگزین چیست.
من به همه آنها قبل از ورود به اتاق با هیئت داوران میگفتم: هر کدام از آنها نگران هستند که در لحظه چیزی برای ارائه نداشته باشند. آنها نگران هستند که حرف درستی نزنند و جایزه را به کسی ندهند و کسی ناامید شود. همچنین نگران هستند که چیزی برای ارائه در میز نداشته باشند. همه نگران هستند و دچار سندرم خودکمبینی هستند، بدون توجه به سطحی که در آن قرار دارند. فکر میکنم این اضطراب برای تثبیت این حس است که کسی برتر از دیگری نیست.
چه چیزی در مورد فیلمنامههایی که دیدید برای شما برجسته بود؟
زیبایی این موضوع در این بود که هیچکس به این فکر نمیکرد که آیا کسی این را میخرد و میسازد؟ البته که دوست داشتند در مسابقه برنده شوند. اما بیشتر از هر چیز دیگری، میخواستند آن را بسازند. همه آنها صدای منحصر به فرد خود را داشتند و هیچکدام از آنها رقیق نشده یا به راحتی قابل هضم نشده بود.
چالشهای ساخت و تولید
هیچکدام از سوالاتی که از آنها داشتم شامل این نبود که چگونه میتوانم این را قابل دسترستر کنم یا چگونه میتوانم به فرصت تجاری برسم. اصلاً درباره این نبود. از آنها پرسیدم، “اگر فیلمنامه روی میز شما بیفتد، چه چیزی باعث میشود بخواهید بخشی از آن باشید؟”


توسط
توسط
توسط
توسط


