📋 خلاصه مقاله:
بی.بی. کینگ، پادشاه بلوز، با صدای الکتریکی و گیتار نالهاش، تأثیر عمیقی بر موسیقی بلوز گذاشت. او با آهنگ “The Thrill Is Gone” به شهرت جهانی رسید و ۱۵ جایزه گرمی کسب کرد. عشق به او همچنان ادامه دارد و پروژههای جدیدی برای بزرگداشت او در حال توسعه است.
هنگامی که بی.بی. کینگ در ماه مه ۲۰۱۵ در سن ۸۹ سالگی درگذشت، ورایتی در آگهی ترحیم او را به عنوان “پادشاه بلوز” ستود. او به تعریف صدای الکتریکی پس از جنگ این ژانر کمک کرد و به عنوان معروفترین سفیر بینالمللی موسیقی شناخته شد. این توصیف بسیار متفاوت از اولین حضور او در این صفحات در ۲ ژوئن ۱۹۵۴ است. در آن زمان، نقدی از اولین اجرای او در نیویورک در تئاتر آپولو هارلم در هفته قبل منتشر شد. او را به عنوان “دیسکزن ریتم و بلوز” توصیف کرد که “گیتاری را برای همراهی با آوازهای متواضع خود مینوازد.”
امروز، در حالی که جهان صدمین سالگرد تولد کینگ را در ۱۶ سپتامبر جشن میگیرد، به نظر میرسد که هر کسی صدای قدرتمند او را “متواضع” یا گیتار نالهاش را “تنگ” بنامد، مضحک است. اما در حالی که او تا آن زمان در سال ۱۹۵۴ سه آهنگ شماره ۱ در جدول آراندبی بیلبورد داشت (از جمله آهنگ کلاسیک “۳ O’Clock Blues”)، او هنوز به عنوان یک نام آشنا شناخته نمیشد.
شناخت عمومی با موفقیتهای بعدی
در واقع، بیش از ۱۵ سال طول کشید تا او با مخاطبان “عمومی” (یعنی سفیدپوست) با تکآهنگ موفق “The Thrill Is Gone” که در سال ۱۹۷۰ به رتبه ۱۵ در جدول بیلبورد رسید و اولین جایزه گرمی خود را به دست آورد، شناخته شود.
کینگ موفق به دریافت ۱۴ جایزه گرمی دیگر شد. او همچنین جایزه دستاوردهای زندگی را کسب کرد. کینگ برای بسیاری از سران کشورها از جمله سه رئیسجمهور ایالات متحده، ملکه الیزابت دوم و پاپ ژان پل دوم اجرا کرد. آلبوم او در سال ۱۹۶۵ به نام “Live at the Regal” در زمان انتشار اولیه موفقیت متوسطی داشت. اکنون این آلبوم به عنوان یک اثر کلاسیک بلوز شناخته میشود. او موفقترین آلبوم خود، “Riding With the King” را در سال ۲۰۰۰ منتشر کرد. این آلبوم همکاری دو پلاتینی با اریک کلپتون بود و کینگ در سن ۷۴ سالگی آن را منتشر کرد.
«او مردی بود که بسیاری او را دوست داشتند، مردی که بسیاری را دوست داشت و مردی که عاشق جمع کردن مخاطبانش و نواختن گیتار لعنتیاش بود»، میگوید تهیهکننده موسیقی با سابقه وسال بنفورد، رئیس املاک بی.بی. کینگ. «من هرگز یک کلمه بد درباره او از کسی نشنیدهام.»
ادامه عشق به بی.بی. کینگ
عشق به او بیش از یک دهه پس از درگذشتش همچنان ادامه دارد. شهر ممفیس، تنسی، جایی که مردی به نام رایلی بی. کینگ به عنوان دیجی و اجراکننده در ایستگاه رادیویی پیشگام سیاهپوستان WDIA به شهرت رسید و نام مستعار بی.بی. (مخفف «پسر بلوز بیل استریت») را به خود گرفت، صدمین سالگرد او را با مجموعهای از رویدادهای موسیقی زنده به نام «۱۰۰ روز بلوز» در این تابستان جشن گرفت. در سالهای اخیر، املاک کینگ محصولات برند شدهای از لباس و پیک گیتار گرفته تا خط تولید ویژهای از بوربون و ویسکی را راهاندازی کرده است.
بنفورد و املاک در حال حاضر در حال توسعه یک فیلم زندگینامهای از کینگ هستند. این پروژه از طریق استودیوهای بنفورد و کانتون و با همکاری تهیهکننده مارک کانتون (“۳۰۰″، “Power” از استارز) در حال انجام است. آنها قصد دارند سال آینده این فیلم را به تولید برسانند.
آلبوم موسیقی متن فیلم
این فیلم با یک آلبوم موسیقی متن همراه خواهد بود. آلبوم شامل هنرمندان معاصر است که به آثار کلاسیک کینگ رنگ و بوی امروزی میبخشند.
در همین حال، گیتاریست و خواننده بلوز جو بوناماسا یک ادای احترام موسیقایی سنتیتر با عنوان “B.B. King’s Blues Summit 100” تهیه کرده است.
آلبوم با حضور ستارگان بزرگ
این آلبوم شامل ۳۲ قطعه از آهنگهایی است که توسط کینگ معروف شدهاند. این قطعات با حضور ستارگان بزرگی همچون اریک کلپتون، اسلش، بادی گای، چاکا خان، مایکل مکدونالد، سوزان تدسکی و درک تراکس، جورج بنسون و کنی وین شپرد اجرا شدهاند.
انتشار دیجیتالی و فیزیکی
پنج قطعه اول به صورت دیجیتالی در روز تولد او منتشر شد. همچنین، پنج قطعه اضافی هر ماه قبل از انتشار فیزیکی و کامل دیجیتالی آلبوم در ۹ ژانویه منتشر خواهد شد.
بوناماسا میگوید: «من به کینگ بابت کاری که برای من انجام داد مدیونم.» او اولین بار در سال ۱۹۸۹ وقتی ۱۲ ساله بود با کینگ روی صحنه رفت. «این کار به نوعی جبران لطف اوست و تلاش برای انجام آنچه او به من گفت، یعنی ادامه دادن موسیقی، زنده نگه داشتن بلوز و در مسیر درست ماندن.»
آغاز کار کینگ در موسیقی
کینگ به صورت کامل و آماده وارد صحنه نشد. در اوایل کارش، او به عنوان یک خواننده شناخته میشد، نه یک نوازنده گیتار. او به طور واقعی نسبت به تواناییهای نوازندگیاش احساس ناامنی میکرد و اغلب از «انگشتان احمقانهاش» شکایت میکرد. اما خمهای گریهآور و ویبراتوی تیز و لرزان او — که ابتدا به دلیل ناتوانی در نواختن اسلاید مانند دیگر هنرمندان بلوز توسعه یافت — نسلهای زیادی از گیتاریستها را تحت تأثیر قرار داد.
صدای منحصر به فرد کینگ
بوناماسا میگوید: «صدای او تقریباً همان صدای گیتار بود که در آوازش بود. این فقط یک امتداد طبیعی از صدای او بود.»
خواننده اصلی گروه U2، بونو، قدرت صدای بیبی کینگ را بهطور مستقیم تجربه کرد. این تجربه زمانی رخ داد که گروه با او در تکآهنگ “When Love Comes to Town” که در سال ۱۹۸۹ منتشر شد، همکاری کرد.
تجربه بونو از همکاری با بیبی کینگ
بونو در مستند “The Life of Riley” در سال ۲۰۱۴ به یاد میآورد: «من تمام توانم را در آن فریاد در ابتدای آهنگ گذاشتم. سپس بیبی دهانش را باز کرد و من احساس کردم مثل یک دختر هستم. ما یاد گرفته و جذب کرده بودیم، اما هرچه بیشتر تلاش کردیم شبیه بیبی باشیم، کمتر قانعکننده بودیم.»
در مستند «U2: Rattle and Hum» در سال ۱۹۸۸، کینگ به بونو میگوید: «من در آکوردها خوب نیستم.» البته، کینگ میتوانست آکوردها را بنوازد. او به عنوان یک هنرمند انفرادی در خیابانهای زادگاهش ایندیانولا، میسیسیپی، به نوازندگی میپرداخت. اما او ترجیح میداد بر روی آنچه که بهترین بود تمرکز کند و به هر وظیفهای توجه کامل داشته باشد. تنها خطوط لید را بر روی گیتارش مینواخت و هرگز همزمان آواز نمیخواند و گیتار نمیزد.
سبک بینظیر بی.بی. کینگ
«بی.بی. یک متخصص بود و سبک گیتار خالص و بینظیری داشت،» گیتاریست U2، The Edge به ورایتی میگوید. شما با یک یا دو نت میدانستید که بی.بی. در حال نواختن است. این در موسیقیای است که بسیار مورد مطالعه و تقلید قرار گرفته است. اینکه یکی از صداهای تعیینکننده یک ژانر کامل موسیقی باشید، کار کوچکی نیست. من بسیار خوشحالم که او هیچ وقت را برای شاخهزنی به سبکهای دیگر تلف نکرد. همانطور که کیت ریچاردز میگوید، ‘همه بزرگان تخصص دارند.’
در طول سه دهه اول فعالیت حرفهای خود، کینگ سالانه ۲۵۰ تا ۳۰۰ کنسرت برگزار میکرد. این تعداد شامل ۳۴۲ اجرا در سال ۱۹۵۶ بود. با نزدیک شدن به دهه ۸۰ زندگیاش، تعداد کنسرتها به ۱۷۵ در سال کاهش یافت. اما در پنج سال آخر زندگیاش، او همچنان به طور متوسط ۷۵ کنسرت در سال برگزار میکرد.
اصرار به ادامه فعالیت
در سال ۲۰۱۵، زمانی که کینگ در بستر مرگ در خانهاش در لاس وگاس بود، از بیماریهای مختلفی مانند دیابت نوع ۲ و زوال عقل رنج میبرد. با این حال، او همچنان اصرار داشت که باید به جاده بازگردد. بخشی از این اصرار به دلیل احساس تعهد به حمایت از گروه و تیمش بود. او همچنین به دلیل تمایل به برآورده کردن انتظارات پدر بیاحساسش، آلبرت کینگ، که یک کارگر مزرعه بود، این تصمیم را میگرفت. زمانی که پسرش در اوایل دوران حرفهای خود از تورهای بیپایان شکایت میکرد، پدرش گفته بود: «چطور ممکن است یک مرد بیش از حد کار کند؟»
حتی در کودکی، کینگ همیشه در حرکت بود. او در ۱۶ سپتامبر ۱۹۲۵ در یک مزرعه پنبه نزدیک ایتا بنا، میسیسیپی به دنیا آمد. پس از جدایی والدینش در چهار سالگی، او به همراه مادرش الا بین خانههای مختلف اقوام جابهجا میشد.
دوران کودکی و نوجوانی
وقتی مادرش در سال ۱۹۳۵ در سن ۳۱ سالگی، احتمالاً به دلیل عوارض دیابت، درگذشت، او به خانه مادربزرگ مادریاش، النورا، رفت. النورا پنج سال بعد فوت کرد. در همین زمان بود که کینگ ۱۴ ساله اولین گروه موسیقی خود، الکهورن جوبیلی سینگرز، را با دو همکلاسی و یک پسرعمو تشکیل داد.
شروع فعالیتهای موسیقی
او بعدها با گروه معروف سنت جان گاسپل سینگرز، یک گروه پنجنفره مستقر در ایندیانولا که در کلیساها و ایستگاههای رادیویی اجرا میکردند، آواز خواند و گیتار نواخت. این گیتار استلا دست دوم بود که با پولی که از چیدن پنبه به دست آورده بود، خریداری کرده بود.
مسیر حرفهای و موفقیتها
پس از خدمت در ارتش در طول جنگ جهانی دوم، کینگ شغل خود در مزرعه پنبه را پس از تصادف با تراکتور رها کرد. او به ممفیس رفت تا به عنوان یک موسیقیدان به شهرت و ثروت برسد. او توسط خواننده و گیتاریست بلوز، بوکا وایت، که ۱۹ سال از او بزرگتر و پسرعمویش بود، کمک شد. او به کینگ کمک کرد تا شغلی در یک کارخانه تولید مخازن ذخیرهسازی زیرزمینی بنزین پیدا کند و او را با صحنه موسیقی محلی آشنا کرد.
تأثیرات موسیقایی کینگ بسیار گستردهتر از بسیاری از هنرمندان برجسته بلوز بود. این هنرمندان از شیکاگو یا مانند او از منطقه دلتا میسیسیپی ظهور کردند.
الهامبخشهای موسیقایی کینگ
علاوه بر بلوزمنهایی مانند بلایند لیمون جفرسون و تی-بون واکر، فهرست طولانی الهامبخشهای او شامل گیتاریستهای جاز لانی جانسون و چارلی کریستین بود. همچنین سبکهای بیگ بند دوک الینگتون و پادشاه جامپ بلوز لوئیس جردن نیز بر او تأثیر داشتند. بالادخوانهایی مانند نت کینگ کول و اینک اسپاتس و حتی بازیگر-خواننده کابوی جین آتری نیز از دیگر الهامبخشهای او بودند.
در اوایل تا اواسط دهه ۱۹۶۰، کینگ و گروه بزرگش که با لباسهای رسمی و سازهای بادی همراه بودند، همچنان در گمنامی نسبی به اجرای برنامه برای مخاطبانی که تقریباً به طور انحصاری سیاهپوست بودند، در “چیتلین سیرکت” مشغول بودند.
تغییرات در محبوبیت بلوز
در حالی که هنرمندان بلوز سادهتر و مستقیمتری مانند مادی واترز، هاولین ولف و جان لی هوکر به لطف کاورهای گروههای بریتانیایی مانند رولینگ استونز، یاردبردز و انیمالز، به شهرت و احیای حرفهای دست یافتند. این همزمان با تغییر جمعیتی برای بلوز بود. محبوبیت بلوز در میان مخاطبان جوان سیاهپوست کاهش یافت، زیرا آنها به صداهای جدید فانک و سول روی آوردند. در همین حال، جوانان سفیدپوست به بلوز علاقهمند شدند.
همه چیز در اوایل سال ۱۹۶۹ تغییر کرد. در آن زمان، یک تهیهکننده جوان و بیتجربه به نام بیل سیزمچیک توانست کینگ و شرکت ضبط او، ABC-Paramount، را متقاعد کند که او فرد مناسبی برای تولید آلبوم بعدی او، «Live & Well» است. وقتی این آلبوم در ژوئن همان سال منتشر شد، اولین آلبوم کینگ بود که به جدول ۱۰۰ برتر بیلبورد راه یافت.
موفقیتهای بعدی کینگ
همکاری بعدی آنها، «Completely Well»، که تنها شش ماه بعد منتشر شد، آهنگ معروف کینگ «The Thrill Is Gone» را به ارمغان آورد. با این موفقیت، او به دنیای فرهنگ پاپ وارد شد.
سخاوت کینگ از دیدگاه سیزمچیک
برای سیزمچیک، یکی از چیزهایی که در مورد کینگ برجسته بود، سخاوت او بود. سیزمچیک میگوید: «من در آن زمان تهیهکنندهای در ABC بودم و هیچ حقالعملی دریافت نمیکردم. او از روی لطف، مرا به عنوان نیمی از نویسنده یک قطعه بیکلام به نام ‘Friends’ معرفی کرد.»
سیزمچیک بعدها به تولید مجموعهای از آلبومهای کلاسیک توسط Eagles، از جمله «Hotel California» پرداخت.
این حرکت حتی بیشتر قابل توجه بود زیرا مدیران برچسب قبلی کینگ، برادران جولز و سول بیهاری از مدرن رکوردز، اغلب بدون اجازه خود را به عنوان همنویسنده در آهنگهای کینگ اضافه میکردند. اما این نوع تجارت زیرکانه در مقایسه با تحقیرهایی که او به طور منظم در جنوب جیم کرو متحمل میشد، چیزی نبود. از جمله یک حادثه که در آن دو عضو گروه با زنجیر مورد حمله قرار گرفتند و دیگری چاقو خورد. وقتی توقفگاههای کامیون از ارائه غذا به گروه تور او خودداری میکردند — که یک اتفاق رایج بود — کینگ از احتمال از دست دادن فروش بنزین برای پر کردن مخزن بیش از ۱۵۰ گالنی اتوبوس خود به عنوان یک انگیزه اقتصادی برای تغییر نظرشان استفاده میکرد.
برخورد آرام کینگ با توهینهای نژادپرستانه
روش آرام کینگ در برخورد با توهینهای نژادپرستانه برای تونی کولمن، یک درامر سیاهپوست که ۳۰ سال از او جوانتر بود و در سال ۱۹۷۸ به گروه او پیوست، آزاردهنده بود. کولمن همچنین از شکایت درباره چیزهایی مانند سوار شدن گروه به اتوبوس قدیمی بدون صندلیهای قابل تنظیم یا تختخوابها نمیترسید.
«من به خودم خیلی اعتماد داشتم، چون میدانستم که میتوانم بازی کنم. اما بین اعتماد به نفس و غرور خط باریکی وجود دارد.» کولمن که دوست دارد بگوید کینگ او را پنج بار اخراج و شش بار استخدام کرده، میگوید: «او به من یاد داد که چگونه صبور باشم. چگونه با خواستههایم بیش از حد تند نباشم و به جای واکنش نشان دادن، کمی فکر کنم.»
خاطرهای از رئیس کولمن
کولمن به یاد میآورد که در یک مورد نادر، رئیسش خونسردی خود را از دست داد. گروه در حال ورود به یکی از هتلهای مجلل ممفیس بود. کینگ — که با رهبران حقوق مدنی کشته شده دکتر مارتین لوتر کینگ و مدگار اورز دوست بود — شنید که کسی سرود کنفدراسیون «دیکسی» را مینوازد و میخواند.
کولمن به یاد میآورد که به مدیر تور گفت: «ما اینجا نمیمانیم. چمدانهای ما را به اتوبوس برگردانید.» او اعتراف میکند که مشتاقانه منتظر امکانات و راحتیهای هتل بود. سپس افزود: «صبر کن، صبر کن… نه حالا!»


توسط
توسط
توسط



