📋 خلاصه مقاله:
فصل چهارم سریال «The Morning Show» با چالشهای جدیدی از جمله استفاده از هوش مصنوعی و بحرانهای سیاسی آغاز میشود. الکس و تیمش با مسائل اخلاقی و خطرات تجاری مواجهاند، در حالی که تلاش میکنند از پناهندگان ایرانی حمایت کنند و با تهدیدات جهانی مقابله کنند.
هشدار: این داستان شامل افشای داستان برای قسمت اول فصل چهارم سریال «The Morning Show» است.
سریال «The Morning Show» بازگشته است و با خود مجموعهای جدید از رسواییها و بحرانها را به همراه دارد.
در قسمت اول فصل چهارم با عنوان “امپراتوری روم من”، الکس (جنیفر آنیستون)، استلا (گرتا لی) و بن (ویلیام جکسون هارپر) رئیس جدید بخش ورزشی UBN به کارکنان “TMS” اعلام میکنند که شبکه چگونه از هوش مصنوعی در پوشش المپیک استفاده خواهد کرد. این فناوری قرار است گزارشهای الکس را به زبانهای بیشماری ترجمه کند. به طور طبیعی، برخی از کارکنان از این اعلامیه ناراضی هستند و نگرانیهای خود را درباره از دست دادن شغل به هوش مصنوعی ابراز میکنند. آنها اشاره میکنند که قبلاً بیش از نیمی از تیم خود را به دلیل اخراجهای پس از ادغام UBA و NBN از دست دادهاند. اما الکس قول میدهد که هوش مصنوعی جایگزین هیچکدام از آنها نخواهد شد. استلا نیز میگوید که اخراجها به پایان رسیده است. با این حال، کارکنان به نظر نمیرسد که این حرفها را باور کنند.
بعداً، الکس برای ضبط مصاحبهای با رویا ناظری (آوا لالهزارزاده) که قرار است در تیم شمشیربازی ایران در المپیک شرکت کند، میرود. اما قبل از شروع ضبط، پدرش، ارشام (آلن واشنوسکی)، به الکس یادداشتی میدهد که روی آن نوشته شده: «ما میخواهیم پناهنده شویم.»
برنامهریزی برای فرار
وقتی دوربین روشن میشود، الکس سوالی سیاسی میپرسد که میداند باعث میشود مسئولان ایرانی رویا مصاحبه را متوقف کنند. در حالی که مسئولان با بن بحث میکنند، الکس رویا را کنار میکشد تا مطمئن شود او هم میخواهد پناهنده شود. وقتی رویا تأیید میکند، الکس به راننده شخصیاش پیام میدهد و رویا را از طریق آسانسور باربری به او میفرستد و سپس زنگ خطر آتشسوزی را فعال میکند.
فرار از چنگال مسئولان
در میان هرج و مرج، او ارشام را پیدا میکند و او را نیز به پایین آسانسور میفرستد. مسئولان شروع به جستجوی رویا و ارشام میکنند و در خیابان به آنها میرسند، اما ارشام موفق میشود آنها را دفع کند در حالی که آنها درب ماشین را میگیرند. مسئولان وارد ماشین خود میشوند و عمداً با SUV برخورد میکنند، اما رویا و ارشام با موفقیت فرار میکنند.
الکس، بن، استلا، میا (کارن پیتمن) و رئیس جدید هیئت مدیره UBN، سلین (ماریون کوتیار) به زودی جلسهای دارند. در این جلسه، استلا الکس را به خاطر کمک به فرار سرزنش میکند. او فاش میکند که دولت ایران به رویا اهمیت نمیدهد، بلکه آرشام که برای برنامه هستهای ایران کار میکند، مورد توجه است.
افزایش خطر تجاری برای UBN
این موضوع خطر تجاری برای UBN را افزایش میدهد. زیرا آنها به کمیته المپیک پوشش غیرسیاسی بازیها را وعده دادهاند. سلین میگوید: «اگر المپیک را از دست بدهیم، شبکه را از دست میدهیم.»
دستورالعملهای استلا به تیم
استلا به تیم دستور میدهد که با هیچکس درباره آنچه اتفاق افتاده صحبت نکنند. او به میا میگوید که مصاحبههای آمادهسازی المپیک الکس را به کریس (نیکول بهاری) واگذار کند. وقتی میا میگوید که کریس قبلاً خیلی مشغول است، استلا به او میگوید که او را به طور موقت از «برنامه صبحگاهی» بردارد.
و چه کسی بهتر از بردلی جکسون (ریس ویترسپون) برای پر کردن این جایگاه؟ پس از اینکه بردلی خود را به افبیآی تسلیم کرد، به دلیل پوشش دادن دخالت برادرش هال (جو تیپت) در شورش ۶ ژانویه، شبکه را ترک کرد. او تصمیم گرفت در ویرجینیای غربی به تدریس روزنامهنگاری در دانشگاه بپردازد. افبیآی موافقت کرد که او را تحت پیگرد قانونی قرار ندهد یا جرایم او را عمومی نکند. این توافق در ازای اطلاعاتی بود که او درباره پل مارکس (جان هم) به آنها ارائه داد. بنابراین داستان عمومی این است که او شبکه را تنها به دلیل کاری که برادرش انجام داد ترک کرده است. هیچکس حقیقت را نمیداند به جز الکس، پل، هال و کوری (بیلی کروداپ). حتی استلا و میا هم از این موضوع بیخبرند. بنابراین آنها او را دعوت میکنند که برگردد، به رغم ناراحتی الکس.
عکس از ارین سیمکین
در ابتدا، برادلی پیشنهاد را رد میکند. اما سپس یک نکته ناشناس دریافت میکند که مردم و حیوانات توسط یک بحران زیستمحیطی که شبکه آن را پنهان کرده بود، کشته میشوند. او تصمیم میگیرد شغل را بپذیرد تا بتواند به نیویورک بازگردد و تحقیق کند. او و الکس بلافاصله پس از بازگشت او وارد مشاجره میشوند. الکس برادلی را به خاطر بازگشت بدون گفتن حقیقت درباره دخالتش در ۶ ژانویه متهم میکند. برادلی نیز به الکس میگوید که چرا هرگز به طور عمومی درباره جنایات پل گزارش نداده است.
گفتگو با کارگردان و تهیهکننده اجرایی
ورایتی با کارگردان و تهیهکننده اجرایی «نمایش صبحگاهی» میمی لدر درباره معضلات اخلاقی پیچیده کارکنان «نمایش صبحگاهی» صحبت کرد.
الهام از تیترهای خبری
این برنامه همیشه از تیترهای خبری الهام گرفته شده است و این روزها تیترها بسیار سریع تغییر میکنند. مهمترین مسائلی که در ذهن شما و دیگر تهیهکنندگان اجرایی هنگام فکر کردن به فصل چهارم وجود داشت، چه بود؟
این فصل درباره قدرت است. نمایی از صخره شیشهای و زنانی با قدرت را نشان میدهد. وقتی یک شرکت در آستانه شکست است، آیا زنان میتوانند بهتر عمل کنند؟ آیا میتوانند بدون تسلیم شدن به مدل پدرسالاری، شرکت را اداره کنند؟ همه در این فصل به دنبال جایگاهی در میز هستند و ما بررسی میکنیم که این به چه معناست.
حقیقت و چالشهای آن
این فصل به حقیقت میپردازد. حقیقت چیست؟ جعلهای عمیق و دروغها — ما به همه اینها میپردازیم. در حین فیلمبرداری، کارهایی انجام میدادیم که هنوز در جهان اتفاق نیفتاده بودند و سپس ناگهان اتفاق میافتادند.
چرخه اخبار بسیار سریع است و نمیتوان به راحتی با آن همراه شد. بنابراین، باید یک دوره زمانی را انتخاب کنید. ما تصمیم گرفتیم تا قبل از المپیک پیش برویم. بایدن هنوز رئیسجمهور است و ترامپ در راه است. روزنامهنگاران تحت تهدید جعلهای عمیق قرار دارند.
تهدیدهای جهانی و داخلی
رژیمهای خصمانه در سراسر جهان وجود دارند که تهدیدی برای متمم اول قانون اساسی محسوب میشوند. همچنین، اکثریت محافظهکار در دیوان عالی کشور وجود دارد. ما در دورهای بیسابقه زندگی میکنیم و همه چیز بسیار شخصیتمحور شده است.
رویکردهای فردی در مواجهه با چالشها
بردلی چگونه به یک موقعیت نزدیک میشود؟ الکس چگونه به یک موقعیت نزدیک میشود؟ این سوالات نشاندهنده اهمیت رویکردهای فردی در مواجهه با چالشهای کنونی است.
آیا الکس به کارکنان “برنامه صبحگاهی” قول میدهد که توسط هوش مصنوعی جایگزین نخواهند شد؟
با توجه به مسیر فناوری، باور کردن این موضوع کمی سخت است. آیا فکر میکنید او واقعاً به حرفهایش اعتقاد دارد؟
بله، فکر میکنم الکس واقعاً این را میگوید. او امیدوار است که هیچکس توسط هوش مصنوعی جایگزین نشود. اما آیا این درست است یا نه؟ هوش مصنوعی در حال جایگزینی انسانهاست و این واقعاً ترسناک است. کارکنان UBN حق دارند احساس کنند که قرار است جایگزین شوند. با این حال، فکر میکنم جایگزینی انسانها واقعاً سخت خواهد بود. روح انسانی، شهود و غریزههای انسانی چگونه میتوانند جایگزین شوند؟
استلا چطور؟
او از نظر تجاری از الکس باهوشتر است. آیا او برنامهای برای جایگزینی افراد با هوش مصنوعی دارد؟
فکر میکنم او معتقد است که هوش مصنوعی مانند یک آینه عمل میکند و به ما نشان میدهد که چه کسی هستیم. این موضوع کمی ترسناک به نظر میرسد، اما آنها باید با آن همگام شوند. او به شدت به هوش مصنوعی علاقهمند است و میخواهد این فناوری موفق شود. او باور دارد که این فناوری میتواند کار کند و به همین دلیل به دنبال آن است. او تلاش میکند شغل خود را حفظ کند و به عنوان مدیرعامل با یک پلتفرم شناخته شود. این پلتفرم متعلق به اوست.
او امیدوار است که مردم جایگزین نشوند، اما شاید بخواهد برخی از کارکنانش جایگزین شوند. میدانید؟ من میگویم: منتظر بمانید.
فرار جداشدگان ایرانی ممکن است شدیدترین صحنهای باشد که «نمایش صبحگاهی» تا به حال انجام داده است. چگونه به کارگردانی آن نزدیک شدید؟
من واقعاً هیجانزده بودم. تاکنون چندین فیلم با صحنههای اکشن فراوان ساختهام. اما انجام این کار در یک برنامه تلویزیونی چالشبرانگیز بود. ما صحنه اکشن را در یک شب فیلمبرداری کردیم و با دقت زیادی آن را آماده کردیم. یک صحنه اکشن همیشه زمانی مؤثر است که زندگی کسی در خطر باشد یا هزینه انسانی در روایت وجود داشته باشد. در این مورد، ایرانیها در حال فرار و نجات جان خود بودند و شما از نظر احساسی با آنها همراه بودید. من همیشه با این سوال شروع میکنم: آنها چه احساسی دارند؟ آنها این احساس را با خود نگه میدارند در حالی که در حال فرار هستند.
یکی از مهمترین صحنهها در آن سکانس برای من در فیلمنامه نبود. وقتی آنها سوار ماشین میشوند و در حال فرار هستند، من به حالت آهسته رفتم و نگاهی بین الکس و پدرش ایجاد کردم. این نگاه یک “تشکر” بود. نمیخواستم احساسی باشد. فقط میخواستم یک شناخت عمیق از “تشکر” باشد.
لحظههای حساس و انسانی
اینجا میرویم. آیا قرار است اتفاق بیفتد؟ آیا واقعی است؟ آیا این آخرین باری است که کسی را زنده میبینم؟ میخواستم سرعت را کم کنم و فقط یک ارتباط انسانی درباره کاری که الکس برای او انجام داده بود و کاری که برای دخترش انجام میداد، داشته باشم. شما همه این صحنههای اکشن را انجام میدهید، اما برای من مهمترین چیز این بود که آن لحظات احساسی را بگیرم.
برای ما واقعاً دشوار بود که به آن نزدیک شویم. زیرا ماهها پیش آن را فیلمبرداری کردیم و وضعیت در غزه و اسرائیل در ابتدا بسیار متفاوت بود. بنابراین، در طول فصل به آن نپرداختیم. این موضوع میتواند به شدت اشتباه شود، زیرا شما در آن لحظه در یک چرخه جدید هستید. البته، ما درباره آن صحبت کردیم. بدون شک، این یکی از مهمترین و غمانگیزترین وضعیتهای جهان امروز است.
در هر دو حقیقتی وجود دارد. بخشی از آن این است که او فکر میکند الکس درست میگوید و من هم احساس میکنم که بردلی نیاز دارد تا خود را از گناهان فصل سوم رها کند. در عمق وجودش، او یک روزنامهنگار فوقالعاده و جویای حقیقت است. او آنجا است زیرا داستانی برای گفتن دارد و به هر طریقی که بتواند، آن را بیان خواهد کرد. گفتن آن داستان بخشی از رستگاری اوست.
داستانی که او باید بگوید
پوشش دیگر UBN که به او درز کرده است، چه معنایی برای رستگاری او دارد؟ از آنجا که به ۶ ژانویه مرتبط نیست، چگونه میتوانید خود را بدون شفافیت درباره آنچه انجام دادهاید، رستگار کنید؟
شما با انجام داستانی که قرار است چشمانداز جهان و کشور را تغییر دهد و جان انسانها را نجات دهد، خود را بازخرید میکنید. شما یک پوشش را فاش میکنید تا اوضاع را درست کنید. این همان کاری است که او باید انجام دهد. این بازخرید است. بهترین کاری که میتوانید انجام دهید: گفتن حقیقت و انتشار داستانی که میتواند به نجات جان انسانها کمک کند. این بازخرید است.
عکس از ارین سیمکین
اخلاقیات الکس و چالشهای پیش رو
اخلاقیات الکس بسیار متغیر است. پس از اشتباهی که در فصل سوم با قرار گذاشتن با پل مرتکب شد، سعی میکند با جلوگیری از خرید UBA توسط او، آن را جبران کند. اما همانطور که بردلی اشاره میکند، او هرگز اطلاعاتی که درباره او دارد را عمومی نمیکند. چگونه این را توجیه میکند؟
الکس و مدیریت قدرت
الکس باید ثابت کند که میتواند UBN را بهتر از هر مردی اداره کند. او در حال بررسی چگونگی مدیریت قدرت در این دینامیک جدید است. فکر میکنم هر زنی در این نمایش با چالشهای خاصی روبرو میشود. آیا او پل را افشا میکند؟ باید ببینید.
کمک به ایرانیان و تصمیمات الکس
در مورد کمک به ایرانیان، الکس بر اساس غریزه عمل میکند و از قلبش پیروی میکند. او مجبور بود این کار را انجام دهد زیرا کار درستی بود. او به آن فکر نکرد و من این ویژگی الکس را دوست دارم.
چالشهای کوری با بازگشت بردلی
مانند الکس، کوری به وضوح با بازگشت بردلی دچار مشکل خواهد شد. آیا فکر میکنید آنها پس از تحقیقات درباره رابطهشان در طول سالها تماس زیادی داشتهاند؟ آیا او هنوز به او احساس دارد یا از او عصبانی است؟
کوری همه این ویژگیها را دارد. به نظر میرسد که او عصبانی است و همچنین عاشق اوست. به نظر نمیرسد که آنها ارتباط زیادی داشتهاند. وقتی که ارتباطی ندارید و بعد از مدتها همدیگر را میبینید، همه چیز دوباره زنده میشود. آنها این اشتیاق ناگفته به یکدیگر دارند، حتی اگر در گذشته به یکدیگر بدی کرده باشند. این موضوع بسیار جذاب است.
اشتیاقهای پیچیده
بیایید درباره استلا صحبت کنیم. او بالاخره پس از تلاشهای فراوان به مقام مدیرعاملی رسیده است. اما کسبوکار به اندازه کافی آسیبپذیر است، بدون اینکه او با همسر رئیس هیئت مدیره، سلین (آرون پیر)، رابطهای را شروع کند. چه اتفاقی برای او افتاده است؟ او معمولاً بسیار منظمتر از اینهاست.
این یک دستورالعمل برای خودتخریبی است و بسیار جالب است که ببینیم کسی که اینقدر کنترل دارد و در اوج بازی خود است، کاری انجام میدهد که میتواند به پایان کار او منجر شود. این فقط یک نقص شخصیتی بسیار مخرب است که استلا با خود دارد. فکر میکنم همه ما نقصهایی داریم. همه ما با افراد دیگر رابطه نداریم، اما او در حال راه رفتن بر روی یک طناب باریک است. خواهیم دید که آیا او به طرف دیگر میرسد یا سقوط میکند.


توسط
توسط
توسط



