📋 خلاصه مقاله:
رابرت ردفورد، بازیگر و کارگردان مشهور، با تأسیس جشنواره فیلم ساندنس، نقش مهمی در کشف و حمایت از استعدادهای نوظهور سینما ایفا کرد. او با کارگردانی فیلمهای برجسته و ایجاد فضایی برای فیلمسازان مستقل، تأثیر عمیقی بر صنعت سینما گذاشت.
چهرههای فیلم مستقل از حمایت بیدریغ بازیگر-کارگردان از استعدادهای نوظهور صحبت میکنند.
«این تصویر جذاب میتواند یک مانع واقعی باشد»، رابرت ردفورد در سال ۱۹۷۴ به نیویورک تایمز گفت. «تصویر مزخرف است.»
اعتراف تند و تیز رابرت ردفورد
این اعترافی تند و تیز برای یکی از محبوبترین ستارههای سینما در جهان بود. به هر حال، ظاهر جذاب و جذابیت ردفورد فیلمهایی مانند «بوچ کسیدی و ساندنس کید» و «آنطور که بودیم» را به بلاکباستر تبدیل کرده بود. اما همچنین باعث شده بود که منتقدان او را به عنوان یک چهره زیبا و سطحی نادیده بگیرند. «او هنرمندی بود که در این بدن فوقالعاده زیبا گرفتار شده بود»، فیل آلدن رابینسون، که در سال ۱۹۹۲ فیلم «اسنیکرز» را با ردفورد کارگردانی کرد، میگوید. «وقتی اینقدر خوشقیافه هستید، ممکن است سخت باشد که بهطور جدی گرفته شوید.»
ردفورد که در ۱۶ سپتامبر در سن ۸۹ سالگی درگذشت، اجازه نداد هالیوود او را تعریف کند. او شخصیت پاک و بیعیب خود را در فیلمهایی مانند «کاندیدا»، «مسابقهدهنده سراشیبی» و «همه مردان رئیسجمهور» زیر سوال برد. این فیلمها به طور انتقادی به رسانهها، شهرت و سیاست نگاه میکردند. در دهه ۱۹۷۰، زمانی که ردفورد در اوج محبوبیت بود، علاقهای به ساخت فیلمهای عامهپسند نداشت. او میخواست آینهای در برابر آمریکا بگیرد، در زمانی که نهادهای آن در حال فروپاشی بودند.
از دهه ۸۰، ردفورد با استفاده از شهرت خود به کارگردانی فیلمهای حساس و جذابی مانند «رودخانهای از میان آن میگذرد»، «نمایش مسابقه» و «مردم عادی» که برنده بهترین فیلم شد، پرداخت. او ثابت کرد که نه تنها در جلوی دوربین بلکه پشت آن نیز استعداد قابل توجهی دارد. این الگوی حرفهای بود که بازیگرانی مانند جودی فاستر، جرج کلونی و بردلی کوپر نیز با تبدیل شدن به کارگردانان مستقل خود، از آن پیروی کردند.
تأثیر ردفورد بر بازیگران
مایکل بارکر، رئیس Sony Pictures Classics که فیلم «شرکتی که نگه میداری» ردفورد را منتشر کرد، میگوید: «او با بازیگران بسیار خوب بود.» صحنههایی در «نمایش مسابقه» بین پل اسکوفیلد و رالف فاینس یا لحظهای در «مردم عادی» با دونالد ساترلند در میز ناهارخوری، برخی از بهترین لحظات آنها بر روی پرده هستند.
با این حال، ردفورد امیدوار بود که بزرگترین میراث او نه فیلمهایی باشد که در آنها بازی کرده یا کارگردانی کرده است، بلکه جشنواره فیلمی باشد که در کوههای یوتا تأسیس کرده است. ساندنس، که ردفورد در سال ۱۹۷۸ بنیانگذاری کرد، به عنوان محلی برای نمایش هنرمندان نوظهور طراحی شده بود.
نقش ساندنس در کشف استعدادهای جدید
جان اسلوس، نماینده و مدیر باسابقه میگوید: «او به بسیاری از صداهای جدید کمک کرد تا فرصت بزرگی پیدا کنند. و این فقط شامل کارگردانان مؤلف نبود. ساندنس سکوی پرتابی برای بسیاری از کارگردانان فیلمهای مارول و فیلمهای بزرگ بود.»
فیلمسازان برجستهای که از ساندنس شروع کردند
فهرست فیلمسازانی که اولین موفقیت خود را در ساندنس تجربه کردند، شامل نامهای برجستهای از تأثیرگذارترین کارگردانان پنج دهه گذشته است. از آوا دوورنی («وسط ناکجا») تا استیون سودربرگ («سکس، دروغها و نوار ویدئویی»)، کوئنتین تارانتینو («سگهای انباری») تا رایان کوگلر («ایستگاه فرویتویل»)، بسیاری از حرفههای برجسته ریشههای خود را در پارک سیتی دارند.
آنتونی برگمن، تهیهکننده فیلمهای «Enough Said» و «Eternal Sunshine of the Spotless Mind» میگوید: «بدون رابرت ردفورد، صنعت فیلم بسیار کمرنگتر و بیروحتر به نظر میرسید. مطمئن نیستم که شخص دیگری به اندازه او بر این هنر تأثیر گذاشته باشد.»
نقش مؤسسه ساندنس در پیشرفت فیلمسازان
از طریق مؤسسه ساندنس، این سازمان غیرانتفاعی به کارگردانان کمک کرد تا فیلمنامههای خود را بهبود بخشند و فیلمهایشان را صیقل دهند. همچنین آنها را با استعدادهای برجستهای که به عنوان مربی خدمت میکردند، مرتبط کرد. ردفورد عاشق این بود که بخشی از تابستان خود را در این مؤسسه بگذراند و به این فیلمسازان بازخورد بدهد. او از اینکه در حال فیلمبرداری پروژهای بود و نمیتوانست حضور یابد، متنفر بود. توصیههای او میتوانست بسیار دقیق باشد.
تجربه کارگردانان با رابرت ردفورد
کریس ایر، کارگردان «Smoke Signals» به یاد میآورد: «او برای اولین بار وارد اتاق تدوین من شد و با من نشست. او شروع به یادداشتبرداری از کارهایی که در آزمایشگاهها انجام داده بودم کرد. او گفت: “میتوانی این کار را انجام دهی و اینجا را قطع کنی.” او دیدگاهها و گزینههای مختلفی به من داد.»
او به دستاوردهای هنرمندانی که از طریق ساندنس و آزمایشگاههای آن به موفقیت رسیدند، افتخار میکرد. ویکتور نونز به یاد میآورد که ردفورد در سال ۱۹۹۳ در مراسم اهدای جوایز جشنواره، زمانی که فیلم او، “روبی در بهشت”، جایزه بزرگ هیئت داوران را برد، با عجله به پشت صحنه آمد تا او را ملاقات کند.
دیدار با ردفورد
نونز میگوید: “او دستم را گرفت و مدام آن را تکان میداد و میگفت چقدر خوشحال است.” حس من این بود که ردفورد همیشه این جاهطلبی بسیار مرکزی و عملی را داشت. او میپرسید: چگونه میتوانیم این صداها را فرصتی برای ساخت فیلم در هالیوود بدهیم؟”
به دلیل شهرت جشنواره ساندنس در پرورش استعدادهای تازه، هالیوود به سرعت به آن توجه کرد. به زودی مخاطبان اصلی نیز به فیلمهایی که در این جشنواره به نمایش درآمده بودند، علاقهمند شدند.
موفقیت فیلمهای مستقل در دهه ۹۰ و ۲۰۰۰
تا اواخر دهه ۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰، فیلمهای مستقل دیگر محدود به سینماهای هنری نبودند. در عوض، فیلمهای ساندنس مانند «Little Miss Sunshine»، «The Full Monty» و «The Blair Witch Project» به موفقیتهای قابل توجهی دست یافتند. این فیلمها با روح زمانه هماهنگ بودند. اما ردفورد از کارکنان خواست تا تحت تأثیر روندهای محبوب قرار نگیرند.
«او همیشه ما را تشویق میکرد که شجاع باشیم و ریسک کنیم»، جان کوپر، مدیر سابق جشنواره فیلم ساندنس به یاد میآورد. «او نمیخواست که ما تحت تأثیر نیروهای خارجی قرار بگیریم.»
حضور دائمی ردفورد در پارک سیتی
برای سالها، ردفورد حضور دائمی در اطراف پارک سیتی داشت. او در مراسم افتتاحیه و صبحانهها با فیلمسازان ظاهر میشد. کریستین واچون، تهیهکننده «کارول» و «ولوت گلدماین»، به یاد میآورد که در سال ۲۰۰۱ در خیابان اصلی شهر با ردفورد برخورد کرد.
یادآوری خاطرهای از ردفورد
«یک ماشین کنار من ایستاد و ردفورد در ماشین بود. او شروع کرد به گفتن: ‘کریستین، کریستین، من تازه «اینچ» را دیدم. خیلی دوستش داشتم’»، واچون میگوید. «و من گفتم، ‘او درباره چه چیزی صحبت میکند؟’ البته، منظورش «هدویگ و اینچ عصبانی» بود. این فقط یادآور این بود که در نهایت، همه چیز درباره فیلمهاست.»
ردفورد میتوانست رئیس سختگیری باشد. او به برنامهنویسان در انتخاب فیلمها استقلال میداد، اما میخواست تمام آثار هنری و مواد تبلیغاتی کلیدی جشنواره را تأیید کند.
روش مدیریتی ردفورد
در جلسات، او به پرسیدن سوالات عمیق و به چالش کشیدن ایدهها معروف بود. او همچنین به شدت به افرادی که در سازمان کار میکردند اهمیت میداد.
بازنشستگی و تغییرات در ساندنس
کوپر در سال ۲۰۲۰ از ساندنس بازنشسته شد. تقریباً همزمان با اینکه ردفورد از جشنوارهای که خود ایجاد کرده بود کنارهگیری کرد. او به یاد میآورد که از رئیس سابقش تماسی غیرمنتظره دریافت کرد.
او به من گفت، “دلم برای کار کردن با تو تنگ شده و میخواهم بدانی که تو دوست من هستی.” کوپر میگوید: “نمیدانم آیا او به گذشتهاش نگاه میکرد و به افرادی که برایش مهم بودند دست دراز میکرد یا نه، اما حس خوبی داشت. انگار که ما به نقطه اول بازگشته بودیم. یادم میآید که کامیونم را کنار جاده کشیدم و فقط گریه کردم.”
جاز تانگکی و ربکا روبین در تهیه این داستان مشارکت داشتند.


توسط
توسط




