📋 خلاصه مقاله:
در سریال «Alien: Earth»، کودکان به بدنهای هیبریدی منتقل میشوند تا به عنوان آینده جاودانگی عمل کنند. نیبز، یکی از این هیبریدها، باردار است و با چالشهای گذشتهاش روبرو میشود. او، وندی و جو برای فرار از جزیره و یافتن آزادی تلاش میکنند.
هشدار اسپویلر: این داستان شامل اسپویلرهایی از قسمت ۷ فصل ۱ سریال «Alien: Earth» است که اکنون در Hulu در حال پخش است.
داستان کودکان و آینده جاودانگی
کودکان آینده هستند، یا حداقل این چیزی است که در سریال «Alien: Earth» به آنها گفته میشود. پس از انتخاب شدن برای انجام فرآیندی خاص، آگاهی هر کودک درون بدن یک بزرگسال هیبریدی قرار میگیرد. سپس، آنها به جزیره تحقیقاتی نورلند منتقل میشوند. در این مکان، کودکان به عنوان آینده جاودانگی برای مصرفکنندگان در سراسر جهان در نظر گرفته میشوند.
فرصتی برای درمان و زندگی جدید
برای کودکانی که به بیماریهای لاعلاج مبتلا هستند، این فرآیند فرصتی است برای درمان از تمام بیماریها. آنها به طور مؤثر همه چیزهایی که قبلاً میشناختند را ترک کرده و زندگی جدیدی را آغاز میکنند. این تغییر، امید به آیندهای بهتر و سالمتر را برای آنها به ارمغان میآورد.
همزمان با اینکه کودکان به بدنهای بالغ خود و احساسات در حال تغییرشان عادت میکنند، یکی از هیبریدها به نام نیبز (لیلی نیومارک) به دو نفر از دانشمندان اصلی، بانو سیلویا (اسی دیویس) و آرتور سیلویا (دیوید ریسدال) فاش میکند که باردار است. او نشانههایی از تروماهای گذشته از خانه قبلیاش را نشان میدهد.
مدیریت وضعیت نیبز
بانو سیلویا برای مدیریت وضعیت و جلوگیری از بازگشت خاطرات، حافظه او را پاک میکند. نیبز در حالتی از سردرگمی درباره آنچه پس از سقوط USCSS Maginot از دست داده، رها میشود. پس از اینکه وندی (سیدنی چندلر) متوجه میشود که حافظه نیبز پاک شده است، با او درباره پاک شدن گذشتهاش توسط شرکت صحبت میکند.
برنامهریزی برای خروج از جزیره
برادر بزرگتر وندی، جو (الکس لاوتر) شروع به برنامهریزی میکند تا خواهرش را قبل از اینکه آسیب ببیند، از جزیره خارج کند.
الکس لوتر در نقش هرمیت، سیدنی چندلر در نقش وندی، لیلی نیومارک در نقش نیبز
با تشکر از پاتریک براون/FX
برای نیبز، نقطه عطف زمانی است که کرلی [ارانا جیمز] در اتاق خوابش او را دلداری میدهد و وندی به آنها میگوید که توتلز [کیت یانگ] مرده است. نیومارک به ورایتی میگوید: “این باعث میشود که او به این درک جدید برسد که آنها جاودانه نیستند و پسران گمشده در واقع قادر به مردن هستند. اگر او در نورلند بماند، احتمال زیادی وجود دارد که او بمیرد و او هنوز برای آن آماده نیست.”
آغاز سفر نیبز، جو و وندی
هنگامی که نیبز، جو و وندی سفر خود را برای یافتن راه فراری از جزیره آغاز میکنند، با قبرهایی که از زندگیهای گذشتهشان نشانهگذاری شدهاند، مواجه میشوند. نیبز به وندی و جو فاش میکند که نام تولدش قبل از انتقال حافظه به بدن هیبریدیاش، رز الیس بوده است. هنگامی که نیبز قبر خود را بررسی میکند، دو خواهر و برادر بالاخره میتوانند ببینند که بدن وندی کجا به خاک سپرده شده است، که با نام قبلیاش، مارسی هرمت، نشانهگذاری شده است.
برای فردی مانند جو که به طور فعال در حال سوگواری برای از دست دادن و بازگشت خواهر کوچکترش است، لاوتر فاش میکند که دیدن قبر برای اولین بار تجربهای خارج از بدن برای اوست. این تجربه سوالات مختلفی را به همراه دارد.
در آن لحظه، جو بالاخره با واقعیتی روبرو میشود که در شش قسمت گذشته سعی در اجتناب از آن داشته است. لوتر میگوید: «سوالات زیادی وجود داشته که او نادیده گرفته است. از جمله این که شکل فیزیکی او دیگر شبیه به خواهری نیست که زمانی داشت.» جو متوجه شده بود که خواهرش به مراقبت نیاز دارد، زمانی که به بیماری لاعلاج مبتلا بود. آن مراقبت مربوط به دختری ۱۲ ساله بود. واقعیت این است که بدن یک کودک در خاک دفن شده و مراسم خاکسپاریای بود که او فکر میکرد برای او برگزار شده است. اما این به این معناست که بدنی در آن مراسم دفن شده بود. پس چه چیزی در تابوت مارسی بود؟ این وضعیت بسیار پیچیده است و با این حال، او تصمیم گرفته است که از این ترکیب وندی مراقبت کند.
در لحظات پایانی قسمت، سه شخصیت بالاخره به سمت اسکله Neverland میروند. اما توسط سربازان شرکت Prodigy متوقف میشوند. در حالی که Nibs فریاد میزند که هرگز به خانه جدیدشان برنمیگردند، یکی از سربازان به او حمله میکند. او عروسک شترمرغ محبوبش، آقای Strawberry، را به دریا میاندازد. Nibs بلافاصله واکنش نشان میدهد و قدرت هیبریدها را نشان میدهد. او فک سرباز را از جا میکند. این لحظهای است که مخاطب خشم سرکوبشده Nibs و Wendy را میبیند. آنها علیه شرکتی که نامها و هویت قبلیشان را از آنها گرفته بود، مبارزه میکنند.
نیومارک میگوید: “نیبز تا آن لحظه بسیار دستکم گرفته شده است. مردم فکر میکنند که او بسیار شکننده و آسیبپذیر است و نمیتواند از خود دفاع کند. به طوری که فراموش میکنند او فقط یک کودک نیست. او ماشینی است که قدرتهایش بیسابقه است. همچنین، آن سرباز کاملاً سزاوار حمله بود، زیرا هیچکس آقای استرابری را به آب نمیاندازد.”
حمله نیبز و واکنش سربازان
پس از اینکه نیبز به سیبریایی (دیام کامیل)، یکی از سربازان شرکت پرودجی که در کنار جو کار میکند، حمله میکند، او از فرصت استفاده کرده و نیبز را با یک تفنگ الکتریکی بیحس میکند. این اقدام به طور مؤثری او را از آسیب رساندن به بقیه سربازان باز میدارد. پس از اینکه وندی شاهد است که برادرش علیه یک هیبریدی عمل میکند و به نظر میرسد که از شرکت پرودجی حمایت میکند، نشان میدهد که رابطه خواهر و برادری آنها هرگز مانند قبل نخواهد بود.
لوتر میگوید: «در آن صحنه، جو نشان میدهد که او واقعاً یک سلسلهمراتب مراقبت دارد. در این سلسلهمراتب، انسانهای بیولوژیکی برای او در آن لحظه بر هر چیز دیگری اولویت دارند.» او ادامه میدهد: «این یک تناقض را مطرح میکند. زیرا جو میگوید تنها کسی است که میداند چگونه احتمالاً از هیبریدی که خواهرش است مراقبت کند. اما شاید این حقیقت نباشد. اگر او به این اندازه آماده است که نیبز را شلیک کند، به وضوح نشان میدهد که یک ترتیب وجود دارد. در این ترتیب، او به برخی زندگیها بیش از دیگران ارزش میدهد. او در جایی که وندی نیاز دارد او اینگونه نباشد، کمبود دارد. و او نیاز دارد که جو دوستانش را با یک مسلسل الکتریکی شلیک نکند.»
اگر این سه نفر از جزیره تحقیقاتی خارج میشدند، بهترین سناریو برای آزادی آنها چه میتوانست باشد؟
آزادی و امنیت نیبز
نیومارک میگوید: «تمام چیزی که نیبز میخواهد آزادی و امنیت است. بنابراین اگر او بتواند فرار کند، دوست دارم او به یک کوه بلند برود و در بالای آن فریاد بزند. من فقط میخواهم او تمام آن خشم را تخلیه کند. همچنین دوست دارم او و آقای استرابری با هم به دریا بروند و به خلاء فریاد بزنند.»


توسط
توسط
توسط


