📋 خلاصه مقاله:
آخرین فصل انیمه “Demon Slayer: Kimetsu no Yaiba” سه نبرد بزرگ بین شکارچیان شیطان و دشمنان رده بالا را به تصویر میکشد. این فیلم در قلعه بینهایت جریان دارد و شامل نبردهای حماسی و پیشزمینه داستانی شخصیتها است. موفقیتهای این فرنچایز در سینما و تلویزیون ادامه دارد.
آخرین فصل از پدیده انیمه فوقالعاده خشونتآمیز، سه نبرد بزرگ بین شکارچیان شیطان و دشمنان رده بالای آنها را به نمایش میگذارد.
هرگز قدرت فرنچایز ژاپنی «Demon Slayer: Kimetsu no Yaiba» را دست کم نگیرید. این فرنچایز داستان گروه کوچکی از مبارزان آموزشدیده را روایت میکند که به آغاز نبردی نهایی و چند ساله رسیدهاند. این نبرد در قالب سه فیلم به تصویر کشیده شده است. با این حال، این فرنچایز را با «KPop Demon Hunters» اشتباه نگیرید. این انیمیشن موفق برای نتفلیکس در تابستان امسال عرضه شد. این دو اثر به قدری متفاوت هستند که طرفداران هر کدام ممکن است از مقایسهای که تنها با کلمه «شیطان» آغاز و پایان مییابد، ناراحت شوند.
یک سری مانگا طولانی که به یک نمایش انیمه محبوب تبدیل شد و سپس به اندازهای دنبالکنندههای پرشور پیدا کرد که چندین فیلم سینمایی پرفروش را پشتیبانی کند، «Demon Slayer» چیزی شبیه به یک دین است. برای قدردانی از آن در هر شکلی باید شخصیتها و قوانین آن را بشناسید.
موفقیتهای بزرگ «Demon Slayer»
دو فیلم اول رویدادهای تبلیغاتی بزرگی بودند که برای راهاندازی هر فصل جدید از نمایش تلویزیونی طراحی شده بودند. این انتشارهای سینمایی آخرین قسمت یک قوس را با اولین قسمت قوس بعدی ترکیب میکردند. سپس «Mugen Train» آمد که تمام رکوردها را برای این رسانه شکست. این فیلم «Spirited Away» را به عنوان پرفروشترین فیلم ژاپن و موفقترین فیلم انیمه جهان پشت سر گذاشت.
اکنون نوبت به «Demon Slayer: Kimetsu no Yaiba Infinity Castle» میرسد. این فیلم شامل دو و نیم ساعت نبرد و پیشزمینه داستانی است. داستان در قلعهای پیچیده و بیپایان به نام قلعه بینهایت جریان دارد. این قلعه، قلمرویی فراطبیعی است که برای پناه دادن به شخصیت منفی اصلی مجموعه، موزان کیبوتسوجی، طراحی شده است.
قلعه بینهایت و موزان کیبوتسوجی
پادشاه شیطان، موزان، در فیلم جدید شنیده میشود اما به ندرت دیده میشود. او برای یک رویارویی آینده در حال بهبودی است. در همین حال، قدرتمندترین سربازان او، معروف به ردههای بالا، با شیطانکشها روبرو میشوند. شیطانکشها در حال دویدن بر روی پلهای بیپایان یا سقوط از سازههای چوبی متغیر به اندازه آسمانخراشها نشان داده میشوند.
پیش از “قلعه بینهایت”، بیش از یک قرن گذشته بود که یک شکارچی موفق به کشتن یک رتبه بالایی شده بود. این موضوع به یک اتفاق بزرگ تبدیل میشود که مخاطبان بالاخره شاهد آن خواهند بود. در ابتدا به ما هشدار داده میشود که سر بریدن چنین شیطان قدرتمندی ممکن است برای کشتن آن کافی نباشد.
آغاز داستان با سقوط آزاد تانجیرو
فیلم با سقوط آزاد تانجیرو، قهرمان سریال، آغاز میشود. موزان سپاه شکارچیان شیطان را به بُعد موازی همنام منتقل کرده است. این بُعد شبیه به ترکیبی از توهمات ام. سی. اشر و جهان جیبی سورئالی است که لکس لوتر در فیلم “سوپرمن” تابستان امسال خلق کرده بود.
معمار قلعه بینهایت ناکیمه، که به عنوان رتبه چهارم بالا شناخته میشود، به خاطر هنر خون شیطانیاش مشهور است. او توانایی ایجاد فضاهایی را دارد که میتواند با هر ضربه بیوا، که صدایی است که باعث میشود ساختارها به طور خودجوش در اطراف شخصیتهای ما جابجا شوند، آنها را بازآرایی کند.
بهبود بصری قلعه بینهایت
از نظر بصری، «قلعه بینهایت» نسبت به «قطار موگن» بهبود قابل توجهی دارد. محیط فیلم جدید با زوایای راست و افقهای چرخان خود به طراحی صحنه دیجیتال کمک میکند. در این میان، شخصیتهای رنگارنگ دستکشیده به زیبایی برجسته میشوند.
برخلاف «KPop Demon Hunters» که حالتی کارتونی دارد، این فرنچایز بسیار خشونتآمیز و خونین است. داستان به معنای واقعی کلمه نبردی پس از نبرد دیگر است. شخصیتها در طول سالها در سبکهای مختلفی مانند آب، شعله و رعد تمرین کردهاند. آنها میتوانند حرکات شگفتانگیز خود را به نمایش بگذارند.
آیین مشخص در رویاروییها
آیینی مشخص برای پیشرفت این رویاروییها وجود دارد. هر طرف به نوبت حمله میکند و امیدوار است آسیب مرگباری وارد کند. برخلاف انیمههای سطح مبتدی مانند «Pokemon» که هدفشان بیهوش کردن حریف است، این درگیریها تقریباً همیشه کشنده هستند. شخصیتهای خوب نیز همواره در خطر مرگ قرار دارند.
«قلعه بینهایت» شامل سه نبرد بزرگ است.
نبرد اول: سم، شینوبو و دوما
اولین نبرد، متخصص جوان سم، شینوبو را در برابر دوما، رتبه دوم بالا، قرار میدهد. دوما از بادبزن استفاده میکند. این قاتل ظریف با چشمان بنفش بدون مردمک، شبیه به یک مگس انسانی است. او تنفس حشره را با سرعت شدید ترکیب میکند و حملات خلاقانهای را به نمایش میگذارد. یکی از این حملات مانند نیش زنبور است که مستقیماً به چشم دوما ضربه میزند. دیگری تکنیک سبک سنجاقک است که با هزاران برش، مرگ را به ارمغان میآورد.
این اولین باری است که شینوبو حرکات خود را بر روی چنین دشمنی با رتبه بالا امتحان میکند. اما دوما خواهرش، کانائه، را کشته است، بنابراین این بار موضوع شخصی است.
همچنین یک بُعد احساسی در دومین نبرد بزرگ وجود دارد. این بار بین شمشیرزنان رقیب با تکنیکهای تنفس رعد: زنیتسو، پسر طلایی و کایگاکو، شاگرد سابقی که به شیطان تبدیل شده است.
نبرد زنیتسو و کایگاکو
زنیتسو تنها تکنیکهای فرم اول را میداند، یا حداقل اینطور ادعا میکند. کایگاکو تحت آموزش همان هاشیرای پیر قرار گرفته بود. اگرچه از نظر خونی با هم مرتبط نیستند، اما این دو مبارز تقریباً میتوانند برادر باشند. نبرد آنها بُعد تراژیک یک نزاع خانوادگی را دارد. فلاشبکها نشان میدهند که کایگاکو مسئول خودکشی استادشان بوده است.
زنیتسو در این نبرد به شدت از حریف خود عقب است. هرچند که «شیطانکش» دوست دارد از افراد ضعیف حمایت کند. او نشان میدهد که انسانها از تسلیم شدن امتناع میورزند. در حالی که شیاطین سطح پایین با یک ضربه خوب میتوانند نابود شوند.
پس از گذراندن بخش زیادی از “قطار موگن” در حالت خلسه، تانجیرو در بخش پایانی تسلط دارد. طرح آن فیلم باعث شد که شکارچیان شیطان با عمیقترین خواستههای خود روبرو شوند. او و همپیمان نفس آب، گیو، با آکازای قدرتمند روبرو میشوند. آکازا با پوست آبی و چشمان مسی درخشانش نشاندهنده رتبه بالای او به عنوان رتبه سوم است.
پیشینه آکازا
“قلعه بینهایت” نزدیک به نیم ساعت به پیشینه آکازا اختصاص میدهد. این بخش توضیح میدهد که چگونه این نشانهها را به دست آورده است. اینها خالکوبیهای قبیلهای نیستند بلکه مجازات رایجی برای مجرمان در دوره ادو بودند. آکازا گذشته پیچیدهای دارد. اگرچه یادگیری اینکه چه چیزی او را به یک شیطان خشمگین تبدیل کرده است از تمام مبارزاتی که طرفداران انتظار دارند ببینند منحرف میشود، اما به فیلم بعد احساسی بیشتری میبخشد.
برای کسانی که با “Demon Slayer” آشنا نیستند، این اثر میتواند تجربهای چالشبرانگیز باشد. خشونتهای موجود در آن ممکن است خستهکننده به نظر برسد. برای تازهواردان، مشخص نیست که باید به نفع چه کسی باشند، فراتر از تقسیمبندی ساده خوب و بد. طنز فیلم به خوبی منتقل نمیشود و سبک انیمیشن آن به آثار هنریترین این رسانه نزدیک نیست. با این حال، فراتر از خلاقیت محض هنرهای رزمی ساختگی فیلم، عناصر تراژیک وجود دارند که میتوانند مخاطبان را به درگیریها علاقهمند کنند. این درگیریها تازه آغاز شدهاند.
«قلعه بینهایت» یک روایت سنتی با آغاز، میانه و پایان نیست. این فیلم کاملاً در میانه داستان قرار دارد و بر اساس بیش از ۲۰ ساعت اسطورهشناسی موجود ساخته شده است. هنوز راه درازی در پیش دارد. بدون اینکه سرنوشت کسی را فاش کنیم، کافی است بگوییم که فیلم با یک نقطه اوج به پایان میرسد. در این نقطه، یک شخصیت محبوب بین زندگی و مرگ در نوسان است.
نقش کلاغ در داستان
«نمیخواهی ما را تنها بگذاری!» یک کلاغ فریاد میزند. او یکی از معدود موجوداتی است که میتواند معماری همیشه در حال تغییر قلعه بینهایت را درک کند. مگر اینکه طرفداران مانگا را حساب کنید که قبلاً میدانند همه چیز به کجا میرود.


توسط
توسط
توسط
توسط


