📋 خلاصه مقاله:
باربارا استرایسند در یادداشتی احساسی از همکاری با رابرت ردفورد در فیلم «راهی که بودیم» یاد میکند و ویژگیهای کاریزماتیک و هنری او را تحسین میکند. این فیلم عاشقانه موفق به دریافت جوایز اسکار شد و به عنوان یکی از بزرگترین داستانهای عاشقانه سینمای آمریکا شناخته میشود.
باربارا استرایسند خاطرات مهآلود و آبرنگی خود را از همبازیاش در فیلم «راهی که بودیم»، رابرت ردفورد، به اشتراک میگذارد.
«هر روز در صحنه فیلم ‘The Way We Were’ هیجانانگیز و پرشور بود. ما کاملاً متضاد بودیم. او از دنیای اسبها بود و من به آنها حساسیت داشتم! با این حال، همچنان سعی میکردیم بیشتر درباره یکدیگر بدانیم، درست مثل شخصیتهای فیلم»، استرایسند در یک پست تجلیل در اینستاگرام نوشت.
ویژگیهای باب
«باب کاریزماتیک، باهوش و پرشور بود. او همیشه جالب بود و یکی از بهترین بازیگران تاریخ به شمار میرفت. آخرین باری که او را دیدم، وقتی برای ناهار آمد، درباره هنر صحبت کردیم. تصمیم گرفتیم اولین نقاشیهایمان را برای یکدیگر بفرستیم. او بینظیر بود و من بسیار سپاسگزارم که فرصت همکاری با او را داشتم.»
رابرت ردفورد، بازیگر برجسته و کارگردان برنده اسکار که موسسه فیلم ساندنس را بنیانگذاری کرد، روز سهشنبه در سن ۸۹ سالگی درگذشت. نماینده او این خبر را با بیانیهای به ورایتی تأیید کرد: «رابرت ردفورد در ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۵ در خانهاش در ساندنس، واقع در کوههای یوتا، جایی که به آن عشق میورزید و در کنار عزیزانش بود، درگذشت. او به شدت دلتنگ خواهد شد. خانواده درخواست حفظ حریم خصوصی دارند.»
استریسند و ردفورد در درام عاشقانه سیدنی پولاک در سال ۱۹۷۳ به نام «آنگونه که بودیم» دلها را شکستند. این فیلم به رابطه پر تلاطم دو فرد بسیار متفاوت که عاشق یکدیگر میشوند، میپردازد.
داستان عاشقانه کیتی و هابل
استریسند نقش کیتی موروسکی، یک فعال ضد جنگ قوینظر را بازی میکند. در حالی که ردفورد در نقش هابل گاردینر، نویسندهای با آرزوهای بزرگ و زندگی مرفه ظاهر میشود. پس از آشنایی در دانشگاه، کیتی و هابل در طول سالها بارها با یکدیگر برخورد میکنند. در نهایت ازدواج میکنند، اما تفاوتهای نظر و سبک زندگیشان مانع ادامه رابطهشان میشود.
موفقیت فیلم در گیشه و جوایز
این فیلم در گیشه موفق بود و جوایز اسکار بهترین موسیقی متن و بهترین ترانه اصلی را برای ترانه استریسند «آنگونه که بودیم» به دست آورد. اکنون این فیلم به عنوان یکی از بزرگترین داستانهای عاشقانه در سینمای آمریکا شناخته میشود.
در خاطراتش با عنوان «نام من باربرا است»، استرایسند فاش کرد که او مجبور شد ردفورد را متقاعد کند تا نقش هابل را بپذیرد. او ابتدا این نقش را رد کرده بود. مذاکرات تا آخرین لحظه ادامه داشت. من در حال فیلمبرداری «بالا در جعبه شن» در آفریقا بودم. یک روز تلگرامی از [نماینده] سو منگرز دریافت کردم که به سادگی نوشته بود: ‘باربرا ردفورد!’ استرایسند به یاد میآورد. آن زمان بود که فهمیدم او بالاخره بله گفته است و من بسیار خوشحال شدم! این خواستگاری سخت بود. اما تردید باب تأثیر زیادی بر فیلمنامه داشت. در نهایت منجر به خلق شخصیتی غنیتر و جالبتر شد.


توسط
توسط




