📋 خلاصه مقاله:
گییرمو دل تورو با اقتباس جدید از “فرانکنشتاین”، داستانی درباره معنای انسان بودن ارائه میدهد که به جای ترس، بر اسطوره و استعاره تمرکز دارد. این فیلم با بازی اسکار آیزاک و جیکوب الوردی، ترکیبی از خشونت و زیبایی را به نمایش میگذارد و به عنوان یکی از مدعیان اصلی جوایز امسال نتفلیکس معرفی شده است.
گییرمو دل تورو تنها کارگردان هیولاها نیست — او آنها را درک میکند.
سینمای ژانر و داستانهای نادیده گرفته شده
این کارگردان برنده اسکار که پشت فیلمهای «شکل آب» (۲۰۱۷) و «هزارتوی پن» (۲۰۰۶) قرار دارد، حرفهای را در ارتقاء سینمای ژانر از طریق داستانهای افراد نادیده گرفته شده ساخته است. اما با اقتباس طولانیمدت او از «فرانکنشتاین»، این فیلمساز مکزیکی به آنچه او منبع خلاقیت خود مینامد بازگشته است — و شاید شخصیترین فیلم او تا به حال.
به نظر من، نقطه آغازین «فرانکنشتاین» بود،” دل تورو به ورایتی میگوید. “این یک فیلم هیولا نیست. این داستانی درباره معنای انسان بودن است.”
نگاه جدید به رمان کلاسیک
نگاه دل تورو به رمان ۱۸۱۸ مری شلی، ترسناک به معنای متعارف نیست. بلکه این اثر بیشتر به اسطوره، استعاره و اپرا میپردازد. پس از دههها توسعه، «فرانکنشتاین» سرانجام در جشنواره فیلم ونیز به نمایش درآمد. این نمایش با کنجکاوی فراوانی همراه بود و پس از آن دو نمایش غافلگیرکننده و پرفروش در تلوراید داشت. اکنون این فیلم به تورنتو میرسد. در اینجا زبان بصری گسترده و هسته احساسی آن برای مخاطبان آمریکای شمالی به طور کامل به نمایش گذاشته خواهد شد.
این فیلم با بازی اسکار آیزاک در نقش دکتر ویکتور فرانکنشتاین، جیکوب الوردی در نقش موجود، کریستوف والتز در نقشی مرموز و میا گاث در اجرایی که در هالهای از ابهام قرار دارد، به نمایش درمیآید. این بازیگران با هم آنچه دل تورو آن را “کنسرت راک گوتیک درباره تنهایی” مینامد، پایهگذاری میکنند.
احساسات متضاد در فیلم
او میگوید: “این فیلم همزمان صمیمی و بزرگ است. باید احساس میشد که غم و عشق و خشم میتوانند همگی با هم وجود داشته باشند.”
نقش تحولآفرین جیکوب الوردی
در قلب “فرانکنشتاین”، اجرای تحولآفرین الوردی در نقش موجود قرار دارد که تقریباً زیر پروتزهای پیچیده فیلم غیرقابل شناسایی است.
کشف جهان توسط موجود
دل تورو میگوید: “یکی از چیزهایی که درباره این موجود دوست دارم، بهویژه وقتی که تازه متولد شده، این است که او مانند یک کودک است. او لحظه به لحظه در حال کشف جهان است.”
دل تورو حرکت الوردی را به عنوان داشتن “ظرافت بالهای” توصیف میکند. این فیزیکالیته باور کارگردان به هیولاها را به عنوان موجوداتی زیبا و در عین حال ترسناک منعکس میکند.
نقش ویکتور فرانکنشتاین در فیلم
اما در حالی که حضور آرام الوردی قوس احساسی را هدایت میکند، این ویکتور فرانکنشتاین آیزاک است که ضربان ناپایدار فیلم را اضافه میکند. دل تورو میگوید: “از نظر دامنه، آنچه آیزاک در حرفهاش میتواند انجام دهد و بازی کند، او میتواند بالا، پایین، بزرگ، صمیمی برود. او این خشم، این گناه، این جنون را به ارمغان میآورد. این به فیلم ضربان قلبش را میدهد.”
چرا دل تورو اکنون “فرانکنشتاین” را میسازد؟
دل تورو بیشتر دوران حرفهای خود را تلاش کرده تا “فرانکنشتاین” را بسازد. چرا حالا؟ او میگوید: “من از کودکی این موجود را دنبال کردهام. منتظر بودم تا فیلم در شرایط مناسب ساخته شود. هم از نظر خلاقانه و هم از نظر دستیابی به مقیاسی که آن را متفاوت کند. تا آن را در مقیاسی بسازم که بتوانید کل جهان را بازسازی کنید.”
آن دنیا به وضوح دنیای دل تورو است: بافتی غنی، جزئیاتی با عشق و حتی احساسی ویرانگر. هنر فیلم – از طراحی صحنه و آرایش تا موسیقی الیجیک الکساندر دسپلا – در حال حاضر توجهات جوایز را به خود جلب کرده است.
ترکیب خشونت و زیبایی در فیلم
دل تورو میگوید: «این فیلم از ضربات خود نمیکاهد. در آن نوعی خشونت وجود دارد. اما همچنین نوعی زیبایی. شاید این نکته باشد – که هر دو میتوانند در یک بدن وجود داشته باشند.»
واکنشهای متفاوت به فیلم
با این حال، استقبال متفاوت بوده است. امتیاز ۸۱٪ در راتن تومیتوز و واکنشهای متضاد از ونیز و تلوراید نشاندهنده آنچه با «کوچه کابوس» دل تورو (۲۰۲۱) اتفاق افتاد، است. آن فیلم، هرچند به عنوان یک شکست در گیشه دیده شد، اما همچنان چهار نامزدی اسکار از جمله بهترین فیلم را به دست آورد. «فرانکنشتاین» میتواند مسیر مشابهی را دنبال کند.
نتفلیکس در حال حاضر این فیلم را به عنوان یکی از مدعیان اصلی جوایز امسال خود معرفی کرده است. این فیلم در کنار آثار «جی کلی» اثر نوآ بامباک و «خانهای از دینامیت» اثر کاترین بیگلو قرار دارد. با زیباییشناسی غنی و اجراهای زنده، «فرانکشتاین» پتانسیل دارد که در مسابقات هنری مختلف به خوبی ظاهر شود.
پایداری در برابر چالشها
او هرگز اجازه نمیدهد که طبیعت «بحثبرانگیز» فیلمهایش او را ناامید کند. همچنین، وقتی یکی از ایدههای متعددش توسط استودیو تأیید نمیشود، او را فلج نمیکند.
نگاه دل تورو به فیلمسازی
دل تورو میگوید: «من ۳۰ فیلمنامه نوشتهام و ۱۳ فیلم ساختهام. وقتی یک فیلم جلو نمیرود، به تیمم میگویم، ‘این یک تمرین خوب بود.’ در نهایت، اگر تنها چیزی که توانستم بسازم ۱۳ فیلم بود، این ۱۳ فیلم بیشتر از چیزی است که بسیاری دیگر در طول زندگیشان میتوانند بسازند.»
وفاداری به جامعه فیلمسازی
سخاوت هنری دل تورو با وفاداری عمیق او به جامعه فیلمسازی همخوانی دارد.
این سخاوت، همراه با دید سینمایی او، او را به یکی از محبوبترین چهرهها در هالیوود تبدیل کرده است. چیزی که یک روابط عمومی پرقدرت نمیتواند در این شهر برای شما بخرد.
داستان «فرانکشتاین»
«فرانکشتاین» داستان موجودی است که خلق شده و سپس رها شده است. این داستان درباره خشمی است که از ترک شدن زاده میشود. اما همچنین درباره شگفتی و امکان عشق در جهانی است که از دادن آن امتناع میورزد.
دیدگاه دل تورو درباره هیولاها
دل تورو میگوید: «مردم فکر میکنند هیولاها ترسناک هستند، اما آنها فقط سعی میکنند در جهانی که آنها را دوست ندارد، زنده بمانند.»
شخصیتهای تراژیک در آثار دل تورو
مانند مرد دوزیست در «شکل آب» یا کودکان شبح در «ستون فقرات شیطان»، موجود هم ترسناک و هم لطیف است. او شخصیتی تراژیک است که در نمایش پیچیده شده است.
و شاید، مانند خالقش، این هیولا بالاخره عشقی را که شایستهاش است پیدا کند.


توسط
توسط




